Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
double keyway broach
مته دستی با جا خار دوبل
Other Matches
double squirrel cage motor
موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
manual
دستور رزمی دستی سیستم دستی
craft revolving fund
حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
craft reimbursable supply
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
duple
دوبل
double u butt joint
اتصال لب به لب یو دوبل
dual tire
لاستیک دوبل
double u butt weld
جوش لب به لب یو دوبل
double check
کیش دوبل
push and pull lever
اهرم دوبل
double frequency
فرکانس دوبل
double seam
درز دوبل
double integral
انتگرال دوبل
double refraction
انکسار دوبل
double refraction
شکست دوبل
dual capacitor
خازن دوبل
double knot
گره دوبل
doubles
بازی دوبل
twin conductor
هادی دوبل
twin lever
اهرم دوبل
double-checks
کیش دوبل
double-checking
کیش دوبل
doubled
بازی دوبل
doubled up
بازی دوبل
double diode
دیود دوبل
double belt
تسمه دوبل
double-checked
کیش دوبل
double amplitude
دامنه دوبل
double acting fuse
فیوز دوبل
fours
مسابقه دوبل
double
بازی دوبل
double entry bookkeeping
حسابداری دوبل
double-check
کیش دوبل
double bottoms
ناو کف دوبل
double vee guide
راهنمای وی دوبل
double i butt weld
جوش درزی ای دوبل
double bank radial engine
موتور ستارهای دوبل
double flanged butt joint
اتصال لب به لب- لبه دوبل
double flanged seam
درز- لبه دوبل
double delta connection
اتصال مثلث دوبل
double integration method
روش انتگرال دوبل
polyphase earth
اتصال زمین دوبل
double earth fault
اتصال زمین دوبل
duplex fixed bed miller
دستگاه فرز دوبل
double entry
سیستم دفترداری دوبل
double accumulator switch
کلید انباره دوبل
indenture
دوبل کردن قرارداد
double dribble
خطای دوبل در بسکتبال
double three spindle machine
دستگاه سه هرزگردی دوبل
double tandem engine
موتور سری دوبل
double rotor motor
موتور با رتور دوبل
dual crank
میل لنگ دوبل
double knee
لوله زانویی دوبل
double four spindle machine
دستگاه چهار هرزگردی دوبل
double helical gear
چرخ دندانه مارپیچی دوبل
double angle milling cutter
دستگاه فرز زاویه دوبل
double thrust bearing
یاطاقان با فشار محوری دوبل
double track railway bridge
پل راه اهن باسکوی دوبل
double multiple disc clutch
کلاج چند صفحه- دوبل
double two high rolling mill
دستگاه نورد مضاعف دوبل
double thrust ball bearing
بلبرینگ با فشار محوری دوبل
double accentric press
پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
double squirrel cage
موتور با رتور قفس سنجابی دوبل
adjustable double endwrench
آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
double frame hobbing machine
دستگاه فرز غلطکی با قاب دوبل
double base diode
دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
duplex operation
کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
service line
خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
up and back
بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
crediting
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credits
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credit
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credited
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
alleys
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alley
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
hand held
دستی
levorotation
چپ دستی
bellows
دم دستی
single-handed
یک دستی
left handedness
چپ دستی
hand made
دستی
palmar
کف دستی
manual
دستی
portable
دستی
handmade
دستی
handier
دستی
handiest
دستی
handy
دستی
three handed
سه دستی
ready use
دم دستی
hand compaction
توپرسازی دستی
hand cart
چرخ دستی
hand cart
ارابه دستی
hand grenade
نارنجک دستی
portable drill
مته دستی
hand compaction
تراکم دستی
hand crane
جرثقیل دستی
hand crane
بارانگیز دستی
hand drill
مته دستی
hand power winch
جراثقال دستی
hand cable winch
جراثقال دستی
dug well
چاه دستی
dump barrow
حرخ دستی
end table
میزکوچک دم دستی
eye glass
عینک دستی
fly bill
اعلان دستی
fly bill
اگهی دستی
fly sheet
اعلانات دستی
foozle
خام دستی
gaucherie
خام دستی
go devil
ارابه دستی
hand augger
مته دستی
hand brake
ترمز دستی
staff gauge
اشل دستی
side board
میز دم دستی
right handedness
راست دستی
quern
اسیاب دستی
post hole auger
مته دستی
portable weir
سرریز دستی
portable receiver
رادیوی دستی
portable instrument
سنجه دستی
paving beetle
تخماق دستی
nimble fingers
چابک دستی
nattiness
زبر دستی
hand lever
اهرم دستی
mill file
سوهان دستی
manula shifting
اتصال دستی
manual skills
مهارتهای دستی
manual skill
مهارت دستی
manual ringing
زنگ دستی
submachinegun
مسلسل دستی
tin snips
قیچی دستی
hand knot
گره دستی
trial balloon
<idiom>
یک دستی زدن
manual focusing knob
دکمهزوم دستی
egg beater
همزن دستی
sub-machine guns
تیربار دستی
sub-machine guns
مسلسل دستی
sub-machine gun
تیربار دستی
sub-machine gun
مسلسل دستی
stick shifts
دندهی دستی
stick shift
دندهی دستی
hang-gliding
گلایدر دستی
handbags
کیف دستی
tommy gun
مسلسل دستی
manual pinion shift
استارت دستی
manual override
القای دستی
handhold
گیره دستی
handbell
زنگ دستی
hand wheel
چرخ دستی
hand vise
گیره دستی
hand torch
مشعل دستی
hand tool
ابزار دستی
hand saw
اره دستی
hand roller
غلطک دستی
hand receipt
رسید دستی
hand reamer
کوبه دستی
hand organ
ارگ دستی
hand operated chuck
سه نظام دستی
hand molding shop
قالبریزی دستی
hand molding
قالبریزی دستی
hand mill
اسیاب دستی
hand lade
پاتیل دستی
handlist
فهرست دستی
handsaw
اره دستی
manual operation
عملیات دستی
manual operation
عمل دستی
manual labour
امضای دستی
manual input
ورودی دستی
manual exchange
مرکز دستی
manual cutout
افتامات دستی
manual controller
نافم دستی
manual control
کنترل دستی
manual adjustment
تنطیم دستی
made ground
خاک دستی
long bow
کمان دستی
line hand
دستی که نخ را می کشد
light fingers
چابک دستی
handwork
دستی دستکاری
push cart
چرخ دستی
handwheel
چرخ دستی
hand held computer
کامپیوتر دستی
string hand
دستی که زه را می کشد
handcarts
ارابه دستی
pushcarts
ارابه دستی
sideboards
میز دم دستی
sideboard
میز دم دستی
gimlet
مته دستی
gimlets
مته دستی
gun
تلمبه دستی
guns
تلمبه دستی
bungled
خام دستی
caning
چوب دستی
canes
چوب دستی
caned
چوب دستی
concertina
ارغنون دستی
concertinaed
ارغنون دستی
concertinaing
ارغنون دستی
cane
چوب دستی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com