English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (2 milliseconds)
English Persian
compere مجریبرنامهتلویزیونییا رادیویی
Other Matches
cone of silence مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
radio interference تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
radio button شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
broadcasting رادیویی
radioed رادیویی
radio رادیویی
radioing رادیویی
radios رادیویی
radio broadcasting پخش رادیویی
radio alimeter فرازیاب رادیویی
radio navigation ناوبری رادیویی
radio match رویارویی رادیویی
radio link پیوند رادیویی
radio call sign معرف رادیویی
radio beacon بیکن رادیویی
radio interference پارازیت رادیویی
electronic locator فلزیاب رادیویی
metal locator فلزیاب رادیویی
radio metal locator فلزیاب رادیویی
radio receiver گیرنده رادیویی
hertzian wave موج رادیویی
listening silence سکوت رادیویی
phototelegraphy عکاسی رادیویی
radiophoto عکاسی رادیویی
play by play پخش رادیویی
r.f. بسامد رادیویی
radio frequency فرکانس رادیویی
radio horizon افق رادیویی
radio compass قطبنمای رادیویی
radio control فرمان رادیویی
radmail پست رادیویی
receiving set گیرنده رادیویی
space radiation تشعشع رادیویی
telephoto عکاسی رادیویی
telephotography عکاسی رادیویی
wirephoto عکاسی رادیویی
radiophotograph عکس رادیویی
radiometeorograph هوانگار رادیویی
radiographic مخابرات رادیویی
radio detection اکتشاف رادیویی
radio dicipline انضباط رادیویی
radio ferquency بسامد رادیویی
radio frequencies فرکانسهای رادیویی
radio sextant سکستانت رادیویی
radio silence سکوت رادیویی
radio wave موج رادیویی
radio waves امواج رادیویی
radiographic عکس رادیویی
radio telescope تلسکوپ رادیویی
facsimiles عکس رادیویی
faxed عکاسی رادیویی
faxes عکاسی رادیویی
facsimile عکس رادیویی
radio telescopes تلسکوپ رادیویی
receiver گیرنده رادیویی
faxing عکاسی رادیویی
facsimile عکاسی رادیویی
transmitters فرستنده رادیویی
call sign معرف رادیویی
facsimiles عکاسی رادیویی
transmitter فرستنده رادیویی
call signs معرف رادیویی
waved موج رادیویی
waves موج رادیویی
waving موج رادیویی
fax عکاسی رادیویی
wave موج رادیویی
receivers گیرنده رادیویی
radio frequency interference تداخل فرکانس رادیویی
radio frequency transformer مبدل بسامد رادیویی
radios پیام رادیویی فرستادن
radiotelegraphic تلگراف رادیویی کردن
radio approach دستگاه تقرب رادیویی
radio astronomy اختر شناسی رادیویی
radiotelegraph تلگراف رادیویی کردن
radio call sign معرف ایستگاه رادیویی
radio پیام رادیویی فرستادن
radioed پیام رادیویی فرستادن
radioing پیام رادیویی فرستادن
radiograph پوتونگار عکس رادیویی
rawinsonde جهت یاب رادیویی
play by play پخش رادیویی مسابقه
telemetry مسافت سنجی رادیویی
net call sign معرف رادیویی شبکه
wave front جبهه امواج رادیویی
high power radio station ایستگاه رادیویی بزرگ
groundwave موجهای رادیویی زمینی
broadcasting station ایستگاه رادیویی فرستنده
direction finder جهت یاب رادیویی
tactical call sign معرف رادیویی تاکتیکی
spotter کمک مفسر رادیویی
radiographs پوتونگار عکس رادیویی
skip zone منطقه کور رادیویی
screenwriters نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
high frequency radio station ایستگاه رادیویی فرکانس بالا
back scattering پخش معکوس امواج رادیویی
radio frequency amplifier فزون ساز بسامد رادیویی
coastal refraction انعکاس ساحلی امواج رادیویی
rf Frequency Radio فرکانس رادیویی
garbage واسط رادیویی از کانالهای مجاور
screenplay نمایشنامه رادیویی وسینمایی یاتلویزیونی
sweep jamming امواج سیار پارازیت رادیویی
radio range station ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
twin sideband ارتباط رادیویی دو باندی یا دوعنصری
radmail وسیله ارسال پیام رادیویی
screenwriter نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
r f power supply منبع توان بسامد رادیویی
screenplays نمایشنامه رادیویی وسینمایی یاتلویزیونی
back scattering توزیع معکوس امواج رادیویی
station break وقفه برنامه فرستنده رادیویی وتلویزیونی
fade از سیگنال رادیویی یا لکتریکی کم توان تر شدن
beacons امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
radiograph پیام رادیوتلگرافی فرستادن مخابرات رادیویی
phototelegraphyt مخابره تلگرافی عکس عکسبرداری رادیویی
maintain watch مراقبت دایمی از پیام یک فرستنده رادیویی
beacon امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
fades از سیگنال رادیویی یا لکتریکی کم توان تر شدن
influence mine مین حساس به تاثیر امواج رادیویی
radiographs پیام رادیوتلگرافی فرستادن مخابرات رادیویی
high frequency radio direction finding جهت یابی رادیویی فرکانس بالا
loran تعیین خط سیر هواپیمایاکشتی بوسیله مخابرات رادیویی
coastal refraction تغییر جهت امواج رادیویی در برخورد به ساحل
radio procedures روشهای مخابره با بی سیم روش مکالمات رادیویی
We finally succeed in making a radio contact. عاقبت توانستیم یک تماس رادیویی برقرار کنیم
radio relay رله بی سیم تقویت ارسال پیام رادیویی
vocoder وسیله کوتاه کردن عرض باندفرکانس رادیویی
demodulate از مخابرات رادیویی مطالب رمزی کشف کردن
radiolocation تعیین محل نقاط با استفاده ازامواج رادیویی
low frequency امواج رادیویی دارای تناوب اندک دون بسامد
listening silence به گوش بودن از نظر رادیویی بدون ارسال پیام
radio range ایستگاه ناوبری رادیویی یاتعیین محل هدفها به وسیله بی سیم
high frequency فرکانس رادیویی بین 3 تا 03مگاهرتز مورد استفاده درمخابرات هوا به دریا
microwave hop یک کانال رادیویی ریزموج میان انتن بشقابی که متوجه یکدیگر هستند
homing device رادارهای ردیاب امواج رادیویی و رادار برای پیداکردن ایستگاه فرستنده انها
meaconing گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
homing روش تعقیب و ردیابی امواج رادیویی یا رادار و پیدا کردن ایستگاه فرستنده ان
glideslope شعاع رادیویی سیستم فرود باالات دقیق برای ایجاد یک راهنمای قوی
manipulative deception تغییر فرکانس یا دستکاری دروسایل فرستنده خودی برای گول زدن دشمن فریب رادیویی عمدی
rf ورقه نازک فلزی که اطراف یک کابل پیچیده شده که مانع ارسال سیگنالهای واسط فرکانس رادیویی میشود
squelch circuit یک نوع مدار رادیویی است که وفیفه ان کم کردن صداهای اضافی متن پیامها و یا ازبین بردن خرخر صدای رادیواست
CB مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
consol دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار
radio deception گول زدن دشمن با بی سیم فریب رادیویی دشمن
radio countermeasures اقدامات ضد فرستندههای دشمن پیشگیریهای ضد پخش رادیویی دشمن
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
galactic noise تشعشع رادیویی کهکشان صوت پراکنی از جانب کهکشان
superheterodyne گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
radiograms پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
radiogram پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
listening watch پست به گوش رادیویی نگهبانی به گوش
nets شبکه رادیویی تور استتار شبکه
nett شبکه رادیویی تور استتار شبکه
net شبکه رادیویی تور استتار شبکه
wireless network شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند
intercept receiver دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com