Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
jamboree
مجمع پیشاهنگان خوشی
jamborees
مجمع پیشاهنگان خوشی
Other Matches
scoutmaster
سرپرست پیشاهنگان
scoutmasters
سرپرست پیشاهنگان
fools paradise
خوشی بی اساس یا خیالی الکی خوشی
girl scout
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
girl scouts
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
convention
مجمع
convent
مجمع
assembly
مجمع
convents
مجمع
conventions
مجمع
society
مجمع
meeting
مجمع
meetings
مجمع
societies
مجمع
center
مجمع
lague
مجمع اتحادیه
the common wealth of learning
مجمع ادبا
general meeting
مجمع عمومی
clubbed
کانون مجمع
national convention
مجمع ملی
club
کانون مجمع
clubbing
کانون مجمع
clubs
کانون مجمع
general assembly
مجمع عمومی
assembly
مجمع نشست
constellations
مجمع الکواکب
archipelagos
مجمع الجزایر
archipelago
مجمع الجزایر
constellation
مجمع الکواکب
AGMs
مجمع عمومی سالانه
general meeting
مجمع عمومی شرکت
lague of nations
مجمع اتقاق ملل
unlawful assembly
مجمع غیر قانونی
philippine islands
مجمع الجزایر فیلیپین
AGM
مجمع عمومی سالانه
annual general meeting
مجمع عمومی سالیانه
international meeting
مجمع بین المللی
statutory meeting
مجمع عمومی قانونی
annual general meeting
مجمع عمومی سالانه
general meeting of share holders
مجمع عمومی صاحبان سهام
extraordinary general meeting
مجمع عمومی فوق العاده
leaguer
عضو مجمع اتفاق ملل
league
مجمع جامعه متحد کردن یا شدن
leagues
مجمع جامعه متحد کردن یا شدن
economic and social council
به نیابت از طرف مجمع عمومی است
general assmbly of the united nations
مجمع عمومی سازمان ملل متحد
indignation meeting
مجمع برای افهارتنفریا خشم همگانی
nordic council
شورای اسکاندیناوی مجمع متشکل ازنمایندگان دانمارک
steering committee
کمیته مامورتهیه برنامه کار یک مجلس یا مجمع
proxy
نماینده صاحب سهم در مجمع عمومی صاحبان سهام وکیل
galas
خوشی
mirthless
بی خوشی
curvet
خوشی
brannigan
خوشی
joyfully
<adv.>
با خوشی
happily
<adv.>
با خوشی
rollick
خوشی
gala
خوشی
fortunately
<adv.>
با خوشی
jollification
خوشی
jocundness
خوشی
jovially
با خوشی
randan
خوشی
joyfulness
خوشی
joyousness
خوشی
pleasance
خوشی
gladsomeness
خوشی
meat and drink
خوشی
merriness
خوشی
gayety
خوشی
frolicsomeness
خوشی
joyance
خوشی
mirthfully
با خوشی
joviality
خوشی
delight
خوشی
ploys
خوشی
gusts
خوشی
delectation
خوشی
frolic
خوشی
delights
خوشی
delighting
خوشی
gust
خوشی
larks
خوشی
bliss
خوشی
frolicked
خوشی
enjoyment
خوشی
merry-making
خوشی
ploy
خوشی
frolics
خوشی
splurge
خوشی
splurged
خوشی
splurges
خوشی
merry making
خوشی
splurging
خوشی
frolicking
خوشی
felicities
خوشی
joy
خوشی
cheers
خوشی
pleasure
خوشی
glee
خوشی
well-being
خوشی
felicity
خوشی
joyously
با خوشی
mirth
خوشی
euphoria
خوشی
happiness
خوشی
spree
خوشی
sprees
خوشی
cheer
خوشی
cheered
خوشی
pleasures
خوشی
cheerfulness
خوشی
joys
خوشی
jollity
خوشی
hilarity
خوشی
lark
خوشی
the picture of joy
مظهر خوشی
bender
خوشی ونشاط
married happiness
خوشی زناشویی
to beentranced withjoy
از خوشی غش کردن
rejoiced
خوشی کردن
material to happiness
لازمه خوشی
rejoices
خوشی کردن
rollick
خوشی کردن
to make merry
خوشی کردن
benders
خوشی ونشاط
rejoicingly
خوشی کنان
the picture of joy
خوشی مجسم
the p of hoppiness
منتهادرجه خوشی
whoopee
زمان خوشی
goluptious
خوشی اور
exultingly
خوشی کنان
gladsome
خوشی اور
disports
خوشی کردن
disporting
خوشی کردن
disported
خوشی کردن
f.mirth
خوشی عید
disport
خوشی کردن
paradise
سعادت خوشی
exultantly
خوشی کنان
blessedness
مبارکی خوشی
blithely
بطور خوشی
jollify
خوشی دادن به
jobilate
خوشی کردن
rejoice
خوشی کردن
goloptious
خوشی اور
winsome
با مسرت و خوشی
felicific
خوشی اور
wellbeing
سلامتی و خوشی خوشبختی
while away the time
<idiom>
زمان خوشی را گذراندن
jet set
دایم در سفر و خوشی
a land of milk and honey
<idiom>
جای سعادت و خوشی
I am sore at her. Iam bitter about her.
ازاودل خوشی ندارم
It doesnt look nice . It is useemly.
صورت خوشی ندارد
to break forth in to joy
از خوشی فریاد کردن
to shout for joy
از خوشی فریاد زدن
i wish you happiness
خوشی شما راخواستارم
hedonics
اصول خوشی ولذت
gratifyingly
چنانکه خوشی دهد
humouring
خوشمزگی خوشی دادن
humored
خوشمزگی خوشی دادن
humoring
خوشمزگی خوشی دادن
humors
خوشمزگی خوشی دادن
humour
خوشمزگی خوشی دادن
paint the town red
<idiom>
اوقات خوشی داشتن
humours
خوشمزگی خوشی دادن
humoured
خوشمزگی خوشی دادن
to burst with joy
از خوشی در پوست خودنگنجیدن
i wish you happiness
خوشی یا سعادت شما را می خواهم
he is transported with joy
ازفرط خوشی بی خودشده است
to play possum
خودرا بنا خوشی زدن
overjoyed
از فرط خوشی از خود بیخودشد
high time
هنگام خوشی وعیش ونوش
humor
خوشی دادن راضی نگاهداشتن
delightful
لذت بخش خوشی اور
luse
طاعون نا خوشی واگیره دار
give oneself up to
<idiom>
اجازه خوشی را به کسی دادن
It wI'll come to a bad end. It is foredoomed.
اینکار عاقبت ( خوشی ) ندارد
we made a night of it
چه شب خوشی گذراندیم چه شبی کردیم
To feign I'llness.
خود رابنا خوشی زدن
jobilate
شادی کردن از خوشی فریاد زدن
no new is good new
یارویدادتازه خودیک خبر خوشی است
we had a good time
خوش گذشت وقت خوشی داشتیم
crumpled rose leaf
چیزی که خوشی انسان رامنغض میکند
exulting
جست وخیزکردن بوجدوطرب امدن خوشی کردن
exults
جست وخیزکردن بوجدوطرب امدن خوشی کردن
exult
جست وخیزکردن بوجدوطرب امدن خوشی کردن
exulted
جست وخیزکردن بوجدوطرب امدن خوشی کردن
hedonism
فلسفه خوشی پرستی وتمتع ازلذایذ دنیای زودگذر
eudemonism
اخلاقیاتی که منظوران فراهم کردن خوشی وسعادت است
to gild the pill
چیزناگواری راکه انسان ناچاراست تحمل نمایدبصورت خوشی دراوردن
eudaemonism
اخلاقیاتی که منظور ان فراهم کردن خوشی و سعادت است اخلاقیات ارسطو
eudaimonism
اخلاقیاتی که منظور ان فراهم کردن خوشی و سعادت است اخلاقیات ارسطو
the joy overpays the toil
خوشی این کار رنج انراکه جبران میکندسهل است برانهم می چربد
international development association
مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
european essembly
مجمع متشکل از اعضا منتخب پارلمانهای کشورهایی که در "جامعه نیروی اتمی اروپا" و"جامعه ذغالسنگ و فولاداروپا" و "جامعه اقتصادی اروپا" عضو هستند
yoicks
علامت تعجب درهیجان و خشم و خوشی ووجد.فریاد تحریک و تشویق برای تازی شکاری مخصوص
to pretend illness
نا خوشی را بهانه کردن خودرا به ناخوشی زدن تمارض کردن
frolic
خوشی کردن ورجه ورجه کردن
frolicked
خوشی کردن ورجه ورجه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com