Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
approximation
محاسبه ملایم
approximations
محاسبه ملایم
Other Matches
flop
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flops
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopping
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopped
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
mflops
اندازه سرعت محاسبه که به عنوان تعداد دستورات اعشاری که در ثانیه پردازش می شوند محاسبه میشود
computation of replacement factors
محاسبه عمر قانونی وسایل محاسبه زمان تعویض وسایل
easier
ملایم
lenitive
ملایم
easiest
ملایم
easy
ملایم
lentamente
ملایم
fair spoken
ملایم
clement
ملایم
mild flavoured
ملایم
blandest
ملایم
gentle
ملایم
gentler
ملایم
pigeon livered
ملایم
lenis
ملایم
breezy
ملایم
agreeable
ملایم
emolliate
ملایم
good natured
ملایم
good tempered
ملایم
mild
ملایم
milder
ملایم
mildest
ملایم
lamblkin
ملایم
meek
ملایم
lambent
ملایم
self-possessed
ملایم
benignly
ملایم
dolce
ملایم
debonnaire
ملایم
gentlest
ملایم
moderates
ملایم
sedated
ملایم
smoothed
ملایم
restrained
ملایم
smooth
ملایم
benign
ملایم
sedate
ملایم
softest
ملایم
softer
ملایم
soft
<adj.>
ملایم
good-tempered
ملایم
smooth
<adj.>
ملایم
soft
ملایم
good-natured
ملایم
smoothest
ملایم
temperate
ملایم
smooths
ملایم
bland
ملایم
moderating
ملایم
moderated
ملایم
moderate
ملایم
equable
ملایم
sedating
ملایم
blander
ملایم
sedates
ملایم
sottovoce
ملایم
smoothe
ملایم
selfpossessed
ملایم
ash tire
اتش ملایم
fail softly
با خرابی ملایم
suave
ملایم مودب
fail soft
با خرابی ملایم
mildly
بطور ملایم
cooling off
ملایم شدن
downy
ملایم نرم
lenient
ملایم باگذشت
softens
ملایم کردن
shelving
شیب ملایم
soften
ملایم کردن
benedict
خوشحال ملایم
attemper
ملایم کردن
glacis
سرازیری ملایم
peanoforte
اهنگ ملایم
odder
:سوگند ملایم
odd
:سوگند ملایم
lento
بطور ملایم
light breeze
نسیم ملایم
qualifiers
ملایم سازنده
tempers
ملایم کردن
to tone down
ملایم شدن
to tone down
ملایم کردن
temperate climate
اقلیم ملایم
milden
ملایم کردن
tempered
ملایم کردن
od
سوگند ملایم
temper
ملایم کردن
kindly
دلپذیر ملایم
oddest
:سوگند ملایم
qualifier
ملایم سازنده
kindlity
بطور ملایم
hand gallop
تاخت ملایم
glacis
شیب ملایم
softened
ملایم کردن
gentle slope
شیب ملایم
genialize
ملایم کردن
genial heat
گرمای ملایم
gar
سوگند ملایم
kindly climate
اب وهوای ملایم
lambencyr
با روشنائی ملایم
andante
نسبتا ملایم
lambently
با تابندگی ملایم
larghetto
اهنگ ملایم
larghetto
موزیک ملایم
larghetto
حرکت ملایم
tootles
نی یا فلوت ملایم زدن
tootled
نی یا فلوت ملایم زدن
tootle
نی یا فلوت ملایم زدن
ruggedly
بطور ناهموار یا ملایم
tootling
نی یا فلوت ملایم زدن
gentlest
اهسته ملایم کردن
lambent
دارای روشنایی ملایم
reproofs
ملامت توبیخ ملایم
reproof
ملامت توبیخ ملایم
lentissimo
خیلی ملایم واهسته
benignant
خوش خیم ملایم
braise
با اتش ملایم پختن
braised
با اتش ملایم پختن
braises
با اتش ملایم پختن
braising
با اتش ملایم پختن
gentle
اهسته ملایم کردن
gentler
اهسته ملایم کردن
calculation
محاسبه
prediction
محاسبه
predictions
محاسبه
slide rules
خط کش محاسبه
computing
محاسبه
computation
محاسبه
computations
محاسبه
slide rule
خط کش محاسبه
analysis
محاسبه
sweetening
شیرین شدن ملایم کردن
sweetens
شیرین شدن ملایم کردن
sweetened
شیرین شدن ملایم کردن
sweeten
شیرین شدن ملایم کردن
milden
نرم کردن ملایم شدن
bask
باگرمای ملایم گرم کردن
basked
باگرمای ملایم گرم کردن
cholerine
اسهال وبایی وبای ملایم
basks
باگرمای ملایم گرم کردن
basking
باگرمای ملایم گرم کردن
lambency
ملایمت در گفتگو روشنایی ملایم
recessions
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
recession
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
uncomputable
محاسبه ناپذیر
miscalculation
محاسبه اشتباه
unit of account
واحد محاسبه
computational
اشتباه در محاسبه
miscalculations
محاسبه اشتباه
design load
بارمبنای محاسبه
computation
نتیجه محاسبه
computations
نتیجه محاسبه
nautical slide rule
خط کش محاسبه دریایی
calculated field
فیلد محاسبه
calculating factor
ضریب محاسبه
computable
محاسبه پذیر
computability
قابلیت محاسبه
recalculation
تجدید محاسبه
computes
محاسبه کردن
cam calculation
محاسبه کرو
calk
محاسبه کردن
calculation sheet
برگ محاسبه
calculating machine
ماشین محاسبه
arithmetic unit
واحد محاسبه
computed
محاسبه کردن
design
طرح و محاسبه
computational
مربوط به یک محاسبه
designs
طرح و محاسبه
compute
محاسبه کردن
predicted
محاسبه شده
account
محاسبه نمودن
dyscalculia
محاسبه پریشی
engineer's scale
خط کش محاسبه مهندسی
double counting
محاسبه مضاعف
accounting price
قیمت محاسبه
espianade
قطعه زمین هموار شیب ملایم
adagio
آهسته و ملایم
[اجرای آهنگ باهستگی]
Today's weather is mild by comparison.
در مقایسه هوای امروز ملایم است.
background recalculation
محاسبه مجدد پس زمینه
tallies
محاسبه چوب خط زدن
natural recalculation
محاسبه مجدد طبیعی
computed goto
جهش بر مبنای محاسبه
computed price
قیمت محاسبه شده
incomputable
غیر قابل محاسبه
ration factor
ضریب محاسبه جیره
manual recalculation
محاسبه مجدد دستی
tallied
محاسبه چوب خط زدن
optimal recalculation
محاسبه مجدد بهینه
load adjuster
خط کش محاسبه برایند بارهواپیما
tally
محاسبه چوب خط زدن
computable function
تابع محاسبه پذیر
miscalculates
اشتباه محاسبه کردن
integral calculus
محاسبه انتگرال
[ریاضی]
predicted
از قبل محاسبه شده
accountable strength
استعداد قابل محاسبه
miscalculating
اشتباه محاسبه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com