English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (7 milliseconds)
English Persian
aviaries محل پرندگان
aviary محل پرندگان
Search result with all words
school گروه پرندگان
schools گروه پرندگان
down پر دراوردن جوجه پرندگان پرهای ریزی که برای متکابکار میرود
birdseed غذای پرندگان
flock جمعیت دسته پرندگان
flocked جمعیت دسته پرندگان
flocking جمعیت دسته پرندگان
flocks جمعیت دسته پرندگان
rookeries زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
rookery زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
birds of prey پرندگان شکاری
nestling بچه پرندگان اشیان گیری
nestlings بچه پرندگان اشیان گیری
acropodium سطح فوقانی پای پرندگان
air sac بادکنک پرندگان
ani پرندگان سیاهی ازخانوادهء فاخته
avifauna کلیه مرغان یک سرزمین پرندگان یک ناحیه
flyway راه هوایی پرندگان مهاجر
fowler شکارچی پرندگان
glede انواع پرندگان یامرغان شکاری مخصوصازغن یا چالاقان
guan جنسی از پرندگان بزرگ ازراسته ماکیان
hard bill پرندگان سخت منقار
jacamar پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
longspur انواع پرندگان پنجه بلند نواحی قطبی وشمال امریکا
loral وابسته به فاصله میان چشم ومنقار پرندگان
oology بررسی و جمع اوری تخم پرندگان
ornithic fossils سنگوارههای پرندگان
ornithography شرح پرندگان
patagium پرده پای پرندگان
popinjay shooting کمانگیری با تیرهای نوک کندبه پرندگان مصنوعی
rictus گشادی دهان چاک دهان پرندگان
serinette ارغنوان کوچک دستی که برای سروداموزی به پرندگان بکار میرود
small game پرندگان وپستانداران شکاری کوچک
small game پرندگان و حیوانات کوچک که برای تفریح شکار می شوند
tertial مربوط به سومین شاهپر بال پرندگان
the proper instinct of birds غریزه ویژه پرندگان
upland game پرندگان و حیوانات کوچم شکاری در ارتفاعات
wild fowl مرغان وحشی پرندگان وحشی
wildfowler شکارچی پرندگان ابی
woodnote نغعه پرندگان جنگلی
Birds of a feather flock together . <proverb> پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز مى کنند .
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
Biomimicry تقلید از الگوهای طبیعی برای حل مشکلات بشر، مانند گرفتن ایده هواپیما از پرندگان و غیره.
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com