English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
ping pong court محوطه بازی پینگ پنگ
Other Matches
table tennis بازی پینگ پنگ
expedite rule مقررات سرعت بخشیدن به بازی پینگ پنگ
open ice قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
squash tennis بازی شبیه به اسکواش درهمان محوطه بین 2 نفر که امتیاز فقط بوسیله سرویس کننده به دست می اید و توپ وراکت فرق دارند
taxiway محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
open storage انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
Open-plan <adj.> سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
aprons محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
apron محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
classification yard محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
machinery space محوطه موتورخانه ناو محوطه ماشین الات ناو
clear way محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
table tennis پینگ پنگ
ping-pong پینگ پنگ
ping pong پینگ پنگ
paddle راکت پینگ پنگ
paddled راکت پینگ پنگ
ping pong buffering میانگیر پینگ پنگی
paddles راکت پینگ پنگ
ping pong table میز پینگ پنگ
paddling راکت پینگ پنگ
ping pong set مسابقه پینگ پنگ با 3 یا 5گیم
centerline خط زیر تور پینگ پنگ
mixed doubles پینگ پنگ یاتنیس 2 نفره مختلط
pinged صدای موج سونار دریایی پینگ
pinging صدای موج سونار دریایی پینگ
ping صدای موج سونار دریایی پینگ
sponge لایه اسفنجی راکت پینگ پنگ
sponged لایه اسفنجی راکت پینگ پنگ
sponging لایه اسفنجی راکت پینگ پنگ
backspin چرخش توپ پینگ پنگ به عقب
pings صدای موج سونار دریایی پینگ
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
hawed محوطه
spaces محوطه
haw محوطه
compound محوطه
enclosure محوطه
precinct محوطه
area محوطه
areas محوطه
garth محوطه
zones محوطه
zone محوطه
enclosures محوطه
ground محوطه
compound : محوطه
haws محوطه
compounded : محوطه
compounded محوطه
compounds : محوطه
compounds محوطه
precincts محوطه
ward محوطه
wards محوطه
hawing محوطه
space محوطه
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
area of probability محوطه احتمالات
stockyard محوطه دامداری
area of visibility محوطه دید
embarkation area محوطه بارگیری
lot قرعه محوطه
lawns محوطه چمن
environment architecture معماری محوطه
lawn محوطه چمن
courtyard محوطه محصور
freeze space محوطه سردخانه
aprons محوطه بارگیری
Inc مخفف محوطه
farmyards محوطه مزرعه
farmyard محوطه مزرعه
ambit وسعت محوطه
yard man متصدی محوطه
yard محوطه یا میدان
yard حیاط محوطه
yards محوطه یا میدان
penalty area محوطه پنالتی
penalty areas محوطه پنالتی
enceinte محوطه قلعه
goal crease محوطه دروازه
god's acre محوطه کلیسا
trap محوطه کوچک
close چهاردیواری محوطه
closer چهاردیواری محوطه
closes چهاردیواری محوطه
out port بندرخارج از محوطه
closest چهاردیواری محوطه
yards حیاط محوطه
dock yard محوطه لنگرگاه
buffer distance محوطه امنیت
cubby محوطه مکعب
runs ترتیب محوطه
runout محوطه دویدن
apron محوطه بارگیری
run way محوطه فرود
cincture حلقه محوطه
chill space محوطه سردخانه
dock yard محوطه بارانداز
run ترتیب محوطه
clear way محوطه صعود
plainer میدان یا محوطه جنگ
landscape architecture معماری محوطه سازی
quarterdeck محوطه تشریفات ناو
quarterdecks محوطه تشریفات ناو
outdoor lighting fixtures چراغهای روشنائی محوطه
impark در محوطه نگاه داشتن
fabrique [ساختمانی در محوطه باغ]
site محل محوطه کار
holding ground محوطه نگهدارنده لنگر
sites محل محوطه کار
cubbyhole محوطه کوچک ومحصور
side lines محوطه بیرون از خط کناری
catcher's box محوطه مخصوص توپگیر
wards حیاط محوطه زندان
run way محوطه دویدن هواپیما
loculus محوطه یاحفره کوچک
backcourt محوطه پشت یک سوم
back boundary line محوطه پشت خط سرویس
back judge داور در محوطه دفاعی
area of uncertainity محوطه عدم امنیت
sited محل محوطه کار
plains میدان یا محوطه جنگ
plainest میدان یا محوطه جنگ
ward حیاط محوطه زندان
parking محوطه پارک کردن
plain میدان یا محوطه جنگ
magazine space محوطه زاغه مهمات
chill space محوطه سرد انبار
broken field محوطه دفاعی فراسوی خط تجمع
departure end انتهای محوطه دویدن هواپیما
border break ادامه محوطه نقشه تا حاشیه ان
gulleys محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
gullies محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
tank farm محوطه مخازن نفت وغیره
outland زمینهای خارج از محوطه ملک
gully محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
pickup field محوطه سوار شدن درهواپیما
outer fix محوطه توقف خارجی هواپیما
tree farm محوطه درخت کاری جنگل
base hit ضربه به داخل محوطه باامتیاز
loculus محوطه یا قسمت کوچک اطاقک
nets محوطه تمرین محصوربا تور
batter's box محوطه مستطیل نزدیک پایگاه
net محوطه تمرین محصوربا تور
back room محوطه بین خط پایانی ودیوار
front court محوطه جلو خط سرویس اسکواش
arresting sheave span محوطه ریل و سرسره مهارهواپیما
arresting system runout محوطه دویدن سیستم مهارهواپیما
clearance inwards ورود کشتی به محوطه گمرک
nett محوطه تمرین محصوربا تور
marshalling yard محوطه تفکیک و دسته بندی کالاها
embarkation area محوطه سوار شدن در کشتی یاخودرو
Green architecture [ساختمان با محوطه هایی با مناظر بدیع]
navy yard محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
yardmaster رئیس محوطه بارانداز راه اهن
region محوطه بسیار وسیع وبی انتها
land scaping محوطه سازی و ایجاد فضای سبز
covered position محوطه تحت پوشش موضع مخفی
ball hawk مدافع خوب بازیگر در محوطه دوردست
regions محوطه بسیار وسیع وبی انتها
holding station محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
Genius Loci نابغه [واژه لاتین در معماری یا محوطه سازی]
threshold نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
threshholds نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
yard track ریل موقت در داخل محوطه انبارها و یا باراندازها
thresholds نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
drylot محوطه محصور ومحدودی برای زراعت وغیره
bloop ضربه به توپ به قسمت داخلی محوطه بیس بال
lumberyards محوطه یاحیاط تیر فروشی که الوار در ان انباشته شده
lumberyard محوطه یاحیاط تیر فروشی که الوار در ان انباشته شده
solocross مسابقه در محوطه پارکینگ برای کشف مهارت راننده
short lot کالایی که مقدار موجود از ان کم است و در محوطه کوچک انبار میشود
City Beautiful [جنبش طراحان، محوطه سازان آمریکایی در دفاع از زیبایی شهرها]
tolls حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
tolling حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
rack space محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
toll حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
chutes چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
chute چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
winner's circle محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
desert [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
y site نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
round robin (tournament or contest) <idiom> بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com