English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
outfield محوطه زمین کریکت دورترین قسمت از توپزن کریکت
Other Matches
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
leg side قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
stump سوزاندن توپزن کریکت
stumps سوزاندن توپزن کریکت
take a wicket سوزاندن توپزن کریکت
stumping سوزاندن توپزن کریکت
stumped سوزاندن توپزن کریکت
night-watchmen توپزن پایان مسابقه کریکت
night-watchman توپزن پایان مسابقه کریکت
night watchman توپزن پایان مسابقه کریکت
wickets میلههای چوبی کریکت نوبت توپزنی در کریکت
wicket میلههای چوبی کریکت نوبت توپزنی در کریکت
throw out سوزاندن توپزن با ضربه به میلههای کریکت
half century 05 امتیاز یا بیشتر توپزن درمسابقه کریکت
opener هر کدام از دو توپزن اول بازی کریکت
third man محل توپگیر دور از توپزن کریکت
yorked توپزن سوخته و اخراج شده کریکت
take guard وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
field توپگیر کریکت تمام توپگیران کریکت
fielded توپگیر کریکت تمام توپگیران کریکت
fields توپگیر کریکت تمام توپگیران کریکت
cricket field زمین کریکت
creased قسمتی از زمین کریکت
creasing قسمتی از زمین کریکت
creases قسمتی از زمین کریکت
crease قسمتی از زمین کریکت
infield نقاط توپگیری در زمین کریکت
infield محدوده زمین کریکت نزدیک میله ها
put the ball on the floor به زمین انداختن توپ کریکت بجای بل گرفتن
wide توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
widest توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
wider توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
fields جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
fielded جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
field جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
sightscreen دیوار یا نرده در طرفین زمین کریکت به عنوان زمینه برای توپ انداز
leg ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
legs ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
off خارج از محدوده مدافع خط مربوط به سمت راست زمین کریکت سمت راست اسب مسیر خیس و کندکننده سرعت
cricketer بازیگر کریکت
willow چوب کریکت
cricketers بازیگر کریکت
willows چوب کریکت
bat چوب کریکت ضربه
bats چوب کریکت ضربه
batted چوب کریکت ضربه
centurian بازیگر 001 امتیازی کریکت
stumping هر کدام از سه میله عمودی کریکت
stump هر کدام از سه میله عمودی کریکت
stumped هر کدام از سه میله عمودی کریکت
Test matches مسابقه بین المللی کریکت
Test match مسابقه بین المللی کریکت
stumps هر کدام از سه میله عمودی کریکت
wicketkeeper توپگیر مدافع میلههای کریکت
short leg توپگیر بین دو میله کریکت
outfield موضع توپگیردرمحوطه دوردست کریکت
crickets بازی کریکت بین دو تیم 11نفره
follow on شروع دور دوم بازی کریکت
Test matches مسابقات قهرمانی کریکت انگلیس واسترالیا
square out ضربه از خارج محدوده میلههای کریکت
wrong un پرتاب توپ پیچ دار کریکت
follow-ons شروع دور دوم بازی کریکت
cricket بازی کریکت بین دو تیم 11نفره
all out پایان بازی توپزنان یک تیم کریکت
maiden over بخشی از بازی کریکت بدون امتیاز
batting average میانگین تعدادامتیازهای یک دور بازی کریکت
centuries 001 امتیاز یا بیشتر در یک بازی کریکت
century 001 امتیاز یا بیشتر در یک بازی کریکت
follow-on شروع دور دوم بازی کریکت
Test match مسابقات قهرمانی کریکت انگلیس واسترالیا
stick هریک از سه میله عمودی کریکت چوبدست اسکی
ashes جایزه مخصوص مسابقه کریکت استالیا و انگلستان
back lift حرکت چوب کریکت به عقب پیش از ضربه
attacked فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attack فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attacks فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
jerked پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerks پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerk پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerking پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
pull shot ضربه با اوردن پای عقب جلومیله و حرکت افقی چوب کریکت
first class cricket مسابقه کریکت بین تیمهای حرفهای و اماتور ایالات ودانشگاههای انگلستان
land's end دماغهای که در دورترین قسمت باختر انگلستان واقع است
hyperborean ساکن دورترین نقطه شمالی زمین بسیار سرد
clear way محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
loculus محوطه یا قسمت کوچک اطاقک
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
bloop ضربه به توپ به قسمت داخلی محوطه بیس بال
pitches بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
pitch بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
long hop توپی که دور از دسترس توپزن از زمین بلند میشود
out مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
out- مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
outed مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
lithosphere قسمت سخت زمین
center ice قسمت بی طرف زمین
medice قسمت میانی زمین
subgrade قسمت زیربنای زمین یاصخره
half court قسمت سرویس زمین تنیس
taxiway محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
open storage انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
bunkers قسمت بدون چمن زمین گلف
bunker قسمت بدون چمن زمین گلف
forecourt قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
nine قسمت اول یادوم زمین 81 بخشی گلف
forecourts قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
neocene قسمت اخیر عهد سوم زمین شناسی
nines قسمت اول یادوم زمین 81 بخشی گلف
chinaman زمین خوردن و بلند شدن توپ توپ انداز چپ- دست بطرف توپزن راست دست
box هر کدام از شش قسمت زمین بیس بال ناشیگری در گرفتن توپ
boxes هر کدام از شش قسمت زمین بیس بال ناشیگری در گرفتن توپ
Open-plan <adj.> سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
hazarding امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazards امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazarded امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazard امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
aprons محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
apron محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
classification yard محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
machinery space محوطه موتورخانه ناو محوطه ماشین الات ناو
utmost دورترین
lattermost دورترین
endmost دورترین
ultimate دورترین
farmost دورترین
hindmost دورترین
farthest دورترین
farthermost دورترین
furthest دورترین
furthermost دورترین
farthest دورترین نقطه
the utmost limits دورترین منتهای کوشش
northernmost دورترین محل در شمال
the back of beyond دورترین گوشه جهان
aboral دورترین نقطه از جهان
extreme دورترین نقطه فزونی
outermost از دورترین نقطه خارج
soputheasternmost در دورترین نقطه جنوب شرقی
terne ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
terneplate ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
plank قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
sections قسمت قسمت کردن برش دادن
section قسمت قسمت کردن برش دادن
batsman توپزن
batsmen توپزن
backstop توپزن
fanfold یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttles حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle حمل کردن قسمت به قسمت
executing agency قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttles قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled حمل کردن قسمت به قسمت
controlling توپزن دقیق
baulking خطای توپزن
batteries توپزن و توپگیر
balk خطای توپزن
battery توپزن و توپگیر
controls توپزن دقیق
balked خطای توپزن
control توپزن دقیق
balking خطای توپزن
banjo hitter توپزن ضعیف
stonewaller توپزن تدافعی
baulked خطای توپزن
balks خطای توپزن
baulks خطای توپزن
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
ground محل ایستادن توپزن
duckings اخراج توپزن بی امتیاز
dismiss سوزاندن توپزن و اخراج او
ducks اخراج توپزن بی امتیاز
duck اخراج توپزن بی امتیاز
double توپزن 0001امتیازی فصل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com