Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (11 milliseconds)
English
Persian
lockfast
محکم بسته
Search result with all words
straitlaced
باتور محکم بسته شده
taut
محکم بسته شده
stringent
محکم بسته شده
stringently
محکم بسته شده
kraft
کاغذ محکم قهوهای رنگ مخصوص بسته بندی
straightlaced
باتور محکم بسته شده
tagboard
مقوای محکم بسته بندی وبرچسب زنی وغیره
To do a package up good and tight .
بسته ایی را محکم بستن
Other Matches
braced
بابست محکم کردن محکم بستن
brace
بابست محکم کردن محکم بستن
packets
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packet
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packaging
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
child window
پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
gift wrap
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
multicast packet
بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
slated items
مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
solid
محکم
secures
محکم
solids
محکم
secure
محکم
taut
محکم
to hold fast
محکم
stable
محکم
stables
محکم
chock
محکم
sturdier
محکم
sturdiest
محکم
unswerving
<adj.>
محکم
undeviating
<adj.>
محکم
adamantine
محکم
tenacious
محکم
definite
محکم
sturdy
محکم
tight coupling
محکم
frozen
محکم
definite
<adj.>
محکم
i have a secure grasp of it
محکم
tough
محکم
tougher
محکم
toughest
محکم
four-square
محکم
consolidated
محکم
steadied
محکم
decisive
محکم
foursquare
محکم
well set
محکم
pucka
محکم
pukka
محکم
deep-set
محکم
tight
محکم
tightest
محکم
tighter
محکم
kills
محکم
rigid
محکم
tightly
محکم
buffs
محکم
steady
محکم
buff
محکم
steadiest
محکم
steadies
محکم
steadying
محکم
kill
محکم
tightly-
محکم
pommels
محکم زدن
tenaciously
بطور محکم
wharf
محکم مهارکردن
yerk
محکم بستن
wharfs
محکم مهارکردن
lammed
محکم زدن
clamp
محکم کردن
steel
محکم استوار
steeled
محکم استوار
steeling
محکم استوار
steels
محکم استوار
fastens
محکم کردن
fastened
محکم کردن
staked
محکم کردن
gripe
محکم گرفتن
fasten
محکم کردن
tee off
ضربه محکم
hammers
شوت محکم
hammered
شوت محکم
hammer
شوت محکم
lift van
صندوقچه محکم
to stand fast
محکم ایستادن
griped
محکم گرفتن
tower of strength
<idiom>
پشتیبانی محکم
take up
<idiom>
محکم کردن
grip
محکم گرفتن
anchors
محکم شدن
gripping
محکم گرفتن
anchoring
محکم شدن
grips
محکم گرفتن
anchor
محکم شدن
substantial
مهم محکم
stake
محکم کردن
belt
ضربه محکم
latch
محکم نگاهداشتن
to seal up
محکم بستن
to make good
محکم کردن
latches
محکم نگاهداشتن
belted
ضربه محکم
to make fast
محکم کردن
sealed
محکم چسبیده
stakes
محکم کردن
bedding
محکم سازی
hang on to
<idiom>
محکم گرفتن
to catch hold of
محکم گرفتن
the ice is treach erous
یخ محکم نیست
clutch
محکم گرفتن
clutched
محکم گرفتن
clutches
محکم گرفتن
clutching
محکم گرفتن
tier
محکم کننده
tiers
محکم کننده
make tight
محکم کردن
A firm voice .
صدای محکم
strict
نص صریح محکم
cinch
محکم بستن
belts
ضربه محکم
two handed
محکم استوار
firmly
بطور محکم
strictest
نص صریح محکم
stricter
نص صریح محکم
clip
محکم گرفتن
clipped
محکم گرفتن
clippings
محکم گرفتن
clips
محکم گرفتن
pommel
محکم زدن
slam dunk
گل ابشاری محکم
seal
محکم چسباندن
catch hold of
محکم نگاهداشتن
convictions
عقیده محکم
seals
محکم چسباندن
conviction
عقیده محکم
seal up
محکم بستن
tightening
محکم کردن
firms
استوار محکم
locks
محکم نگهداشتن
strengthen
محکم کردن
tighten
محکم کردن
lock
محکم نگهداشتن
i have a secure grasp of it
محکم دارمش
tightened
محکم کردن
hard soil
رویه محکم
consolidating
محکم کردن
consolidates
محکم کردن
consolidate
محکم کردن
firmest
استوار محکم
wharves
محکم مهارکردن
firmer
استوار محکم
mount
محکم کردن
fudo dachi
محکم ایستادن
chock
محکم کردن
tightens
محکم کردن
houses
محکم کردن
housed
محکم کردن
house
محکم کردن
whack
محکم زدن
mounts
محکم کردن
semihard
نیمه محکم
firm
استوار محکم
strongest
محکم سخت
stronger
محکم سخت
strong
محکم سخت
fixable
محکم کردنی
set taut
محکم کردن
secures
محکم نگهداشتن
secure
محکم نگهداشتن
whacks
محکم زدن
stability
محکم بودن
rivets
محکم کردن
it is secure
محکم است
gripped
محکم گرفتن
rigidify
محکم کردن
clinches
محکم کردن
braced
محکم کردن
spoke
محکم کردن
spokes
محکم کردن
clinch
محکم کردن
clinched
محکم کردن
clamps
محکم کردن
reinforces
محکم کردن
crashing shot
شوت محکم
clamping
محکم کردن
tasten
محکم شدن
riveting
محکم کردن
kill shot
ضربه محکم
strengthens
محکم کردن
crimping
محکم کردن
reinforce
محکم کردن
consolidant
محکم کننده
brace
محکم کردن
clamped
محکم کردن
rigid
سفت و محکم
clinching
محکم کردن
strengthened
محکم کردن
rivet
محکم کردن
riveted
محکم کردن
seaworthiness
محکم برای دریا
meatiest
مغز دار محکم
to give somebody a hug
محکم گرفتن کسی
to hug somebody
محکم گرفتن کسی
stoutly
بطور محکم و نیرومند
fired
شوت محکم و مستقیم
fires
شوت محکم و مستقیم
meaty
مغز دار محکم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com