English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
psychological environment محیط روانی
Search result with all words
psychonomics محیط شناسی روانی
Other Matches
rezone محیط چیزی را اصلاح کردن محیط را تغییر دادن
bioecology رشتهای از محیط شناسی که روابط گیاهان و حیوانات رابا محیط اطراف خود موردبحث قرار میدهد
to tip something [British E] رسوب کردن چیزی [محیط زیست] [بوم شناسی] [حفاظت محیط زیست]
to tip something [British E] ته نشین شدن چیزی [محیط زیست] [بوم شناسی] [حفاظت محیط زیست]
to tip something [British E] ذخیره کردن چیزی [محیط زیست] [بوم شناسی] [حفاظت محیط زیست]
environmental test ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
psychical روانی
facility روانی
subversives روانی
fluidity روانی
volubility روانی
mental روانی
yield point حد روانی
psychic روانی
fluency روانی
psychological روانی
subversive روانی
mellifluence روانی
freedoms روانی
freedom روانی
liquid limit حد روانی
flows روانی
flowed روانی
flow روانی
mental examination معاینه روانی
liquid limit test ازمون حد روانی
sanity سلامت روانی
mentally از نظر روانی
psychological warfare جنگ روانی
liquid limit مرز روانی
moods وضع روانی
nervous breakdown فروباشی روانی
nervous breakdowns بحران روانی
nervous breakdown بحران روانی
nervous breakdowns فروباشی روانی
mental health بهداشت روانی
mental economy اقتصاد روانی
fluidity روانی بیان
psychosexual روانی- جنسی
psychosocial روانی- اجتماعی
mental disorder اختلال روانی
mental disorder بیماری روانی
mental disturbance اختلال روانی
psychoanalysis تحلیل روانی
psychosurgery جراحی روانی
psyho بیمار روانی
psychopharmacology داروشناسی روانی
psychopaysical روانی- فیزیکی
psychopathy اختلالات روانی
mental conflict تعارض روانی
psychotherapy درمان روانی
mental derangement اشفتگی روانی
mental disease بیماری روانی
mental illness بیماری روانی
mental health سلامت روانی
psychiatry پزشکی روانی
psychopathy معالجه روانی
mood وضع روانی
intrapsychic درون روانی
playing the man بازی روانی
endopsychic درون روانی
ease of style روانی انشا
psychasthenia ضعف روانی
psychiatric hospital بیمارستان روانی
psychognosis شناخت روانی
psychogenesis پدیدایی روانی
psychiatric nurse پرستار روانی
psychodiagnosis تشخیص روانی
psychic trauma اسیب روانی
psychiatric social work مددکاری روانی
psychic energy نیروی روانی
cathexis انرژی روانی
cathexis تمرکز روانی
cathexis نیروگذاری روانی
psychic deafness ناشنوایی روانی
psychic blindness نابینایی روانی
physical psychological جسمی- روانی
physical psychological تنی- روانی
exopsychic برون روانی
mental hygiene بهداشت روانی
mental status وضع روانی
psychic secretion تراوش روانی
psychomotor روانی- حرکتی
mental test ازمون روانی
psychological space فضای روانی
psychological scale مقیاس روانی
psychological test ازمون روانی
psychological operations عملیات روانی
psychological field میدان روانی
psychological factors عوامل روانی
gift of the gab روانی زبان
psycholepsy افت روانی
psycholepsis افت روانی
psychograph نمودار روانی
neurasthenia خسته روانی
analeptic نیروبخش روانی
psychic apparatus دستگاه روانی
complexes عقده روانی
psychopaths بیمار روانی
stressing فشار روانی
psychotic بیمار روانی
complex عقده روانی
supersensible روحی روانی
psychosis بیماری روانی
neuroses اختلال روانی
neurosis اختلال روانی
stress فشار روانی
versatility روانی مهارت
stresses فشار روانی
psychiatric disorder اختلال روانی
psychopath بیمار روانی
flows روانی سلاست
flowed روانی سلاست
sociopsychological اجتماعی- روانی
flow روانی سلاست
stream of consciousness تسلسل روانی
nervous breakdown واماندگی روانی [پزشکی]
depth psychology تجزیه و تحلیل روانی
stressing تنش جسمانی- روانی
psychologism پیروی از اصول روانی
psychomotor agitation بیقراری روانی- حرکتی
psychognosy مطالعه عمیق روانی
psychic determinism علیت گرایی روانی
psychognosis مطالعه عمیق روانی
psychogalvanic response پاسخ گالوانیکی- روانی
california psychological inventory پرسشنامه روانی کالیفرنیا
psychodynamics پویش شناسی روانی
psychodrama نقش گزاری روانی
psychodiagnostics ابزارهای تشخیص روانی
psychasthenia خستگی روانی بی تصیمی
stresses تنش جسمانی- روانی
mental element of crime عنصر روانی جرم
nervous breakdown درماندگی روانی [پزشکی]
intrapsychic conflict تعارض درون روانی
nervous breakdown ناتوانی روانی [پزشکی]
mental measurement اندازه گیری روانی
psychopath مبتلا بامراض روانی
psychopaths مبتلا بامراض روانی
neuropsychiatric مرض روانی و عصبی
organic mental disorder اختلال روانی عضوی
pgr بازتاب گالوانیکی- روانی
psychogalvanic reflex بازتاب گالوانیکی- روانی
phrenology جمجمه شناسی روانی
stress تنش جسمانی- روانی
psi ability توانایی فرا روانی
neuropsychiatric درمان روانی عصبی
psychomotor retardation کندی روانی- حرکتی
reagent موضوع ازمایش روانی
stressable <adj.> فشار روانی پذیر
psychological warfare عملیات جنگ روانی
stress tolerance تحمل فشار روانی
psychotherapeutic وابسته بدرمان روانی
reflux condenser چگالنده باز روانی
psychosomatic disease بیماری روانی- تنی
facility وسیله تسهیل روانی
psychopathology اسیب شناسی روانی
to speak with f. به روانی سخن گفتن
viscosity ناروانی کند روانی
psychopathologist اسیب شناس روانی
psychomotor tests ازمونهای روانی- حرکتی
reflux column ستون باز روانی
psychognosis تحقیقات روانی روان پژوهش
post traumatic stress disorder اختلال فشار روانی پس اسیبی
psychognosy تحقیقات روانی روان پژوهش
psychopathology علم اسیب شناسی روانی
acute stress reaction واکنش حاد فشار روانی
psychomotor stimulant داروی محرک روانی- حرکتی
psychoneural parallelism توازی نگری روانی- عصبی
mental deficiency عقب ماندگی روانی وفکری
illinois test of psycholinguistic ازمون تواناییهای زبانی- روانی ایلینوی
dsm راهنمای تشخیصی و اماری اختلالهای روانی
psychoneurosis ناراحتی روانی در اثر حالت عصبی
cathectic وابسته به تمرکز روانی شهوانی شده
psychergograph دستگاه اندازه گیری کار روانی
outlined محیط
milieux محیط
girth محیط
entourages محیط
peripheries محیط
girths محیط
lap محیط
entourage محیط
milieus محیط
outlines محیط
outline محیط
settings محیط
milieu محیط
lapped محیط
periphery محیط
setting محیط
outlining محیط
millieu محیط
ambiance محیط
environment محیط
ambience محیط
perimeter محیط
surroundings محیط
mediums محیط
medium محیط
perimeters محیط
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com