Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (7 milliseconds)
English
Persian
staffer
مخبر روزنامه سردبیر روزنامه
staffers
مخبر روزنامه سردبیر روزنامه
Other Matches
editor
سردبیر روزنامه
paper
روزنامه
papered
روزنامه
newspapers
روزنامه
papers
روزنامه
papering
روزنامه
newspaper
روزنامه
journal
روزنامه
the daily paper
روزنامه
journals
روزنامه
daily
روزنامه یومیه
day book
دفتر روزنامه
book of account
دفتر روزنامه
journal
دفتر روزنامه
daily news paper
روزنامه یومیه
journals
دفتر روزنامه
daybook
دفتر روزنامه
gazetteer
روزنامه نویس
paper boy
روزنامه فروش
paper boy
روزنامه رسان
paper boys
روزنامه فروش
paper boys
روزنامه رسان
sportswriter
خبرنگارورزشی روزنامه
local paper
روزنامه محلی
logbook
روزنامه دریاپیمایی
news agent
روزنامه فروش
news vendor
روزنامه فروش
newspaper columns
ستونهای روزنامه
newsstand
روزنامه فروشی
official gazette
روزنامه رسمی
official jurnal
روزنامه رسمی
dailies
روزنامه یومیه
newsman
روزنامه فروش
newspaperman
روزنامه فروش
columns
ستون روزنامه
cutting
برش روزنامه
publicists
روزنامه نگار
newsmen
روزنامه فروش
column
ستون روزنامه
publicist
روزنامه نگار
journalists
روزنامه نگار
journalist
روزنامه نگار
newspapermen
روزنامه نگار
journalism
روزنامه نگاری
newsprint
طبع روزنامه
newspaperman
روزنامه نگار
sales d.
دفتر فروش روزنامه
semi monthly
روزنامه یامجله دوهفتگی
intelligence journal
دفتر روزنامه اطلاعات
journalistic
وابسته به روزنامه و روزنامهنگاری
news room
اطاق روزنامه خوانی
purchase journal
دفتر روزنامه خرید
newsboy
پسر روزنامه فروش
trade journal
روزنامه یا مجله بازرگانی
newsstand
دکه روزنامه فروشی
unit journal
دفتر روزنامه یکان
newspapermen
صاحب وگرداننده روزنامه
name plates
نام و آرم روزنامه
headliner
نویسنده سرمقاله روزنامه
head line
عنوان سرصفحه روزنامه
newspaperman
صاحب وگرداننده روزنامه
a newspaper's political affiliation
وابستگی سیاسی روزنامه ها
newspaper
روزنامه نگاری کردن
news stand
جایگاه فروش روزنامه
journals
دفتر روزنامه یکان
news-stand
جایگاه فروش روزنامه
news-stands
جایگاه فروش روزنامه
newsprint
ماشین چاپ روزنامه
journal
دفتر روزنامه یکان
newspapers
روزنامه نگاری کردن
commonly read paper
روزنامه کثیر الانتشار
gazette
مجله رسمی روزنامه
editoress
مدیره روزنامه یامجله
back issue
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
newsstand
دکه یا کیوسک روزنامه فروشی
back copy
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
tabloid
روزنامه نیم قطع و مصور
he writes for the papers
برای روزنامه هامقاله مینویسد
city article
گزارش مختصرمالی یاتجاری در روزنامه
feuilleton
پاورقی قسمت پایین روزنامه
editorial board
هئیت مدیره یا کارکنان روزنامه
tabloids
روزنامه نیم قطع و مصور
offprint
مقاله نقل شده از روزنامه یامجله
tear sheet
قطعه یا مقاله پاره شده ازمجله یا روزنامه
scrap
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
balaam
موادکوتاه برای پرکردن جاهای خالی در روزنامه
scrapped
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scrapping
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scraps
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
an open letter
نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
there is a rush for the papers
مردم را برای خرید روزنامه هجوم میکنند
shirt-tail
اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
shirt-tails
اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
press campaingn or stunt
مبارزه سیاسی بوسیله مقاله نویسی در روزنامه ها
feuilleton
کتاب یامقالهای که بصورت پاورقی در روزنامه چاپ شود
itemizer
کسیکه مقالات کوچک برای روزنامه تهیه میکند
personals
بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
paragraphist
کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
advertorial
تبلیغ در مجله یا روزنامه که به شکل مقاله معمولی به نظر می رسد
paper
ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
papers
ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
papered
ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
papering
ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
agony aunt
شخصیکهدر ستونیاز روزنامه مطلبمینویسد کهدر آن پاسخ مشکلات و نامههای خوانندگان طرح میشود
penny a liner
کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستد و ازروی سطر شماری پول می گیرد
screamer
اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
personal column
ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
subscriber
مشترک روزنامه وغیره مشترک
subscribers
مشترک روزنامه وغیره مشترک
diarist
روزنامه نگار وقایع نگار
diarists
روزنامه نگار وقایع نگار
journalize
در دفتر روزنامه وارد کردن در دفتر ثبت کردن
redactor
سردبیر
Chancellor
سردبیر سفارت
Chancellors
سردبیر سفارت
informer
مخبر
informers
مخبر
correspondent
مخبر
correspondents
مخبر
intelligencer
مخبر
pressman
مخبر مطبوعاتی
pressmen
مخبر مطبوعاتی
correspoundent
خبرنگار مخبر
police reporter
مخبر پلیس
informant
خبر رسان مخبر
informants
خبر رسان مخبر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com