English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
silo مخزن زیرزمینی غلات و غیره
Other Matches
cut out وسیله ارتباط بااعضای سازمانهای زیرزمینی رابط یا واسطه ارتباط باسازمانهای زیرزمینی
clandestine سازمان زیرزمینی نهضت زیرزمینی نهضت براندازی پنهانی
cereal غلات
grain غلات
anticrop agent عامل ضد غلات
gristmill اسیاب غلات
strickle وسیله کوبیدن غلات
gramineous علف مانند دارای غلات
sour mash غلات خیسانده برای تهیه مشروبات
cereals حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
cereal حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
salt bag کیسه نمک [بافتی پارچه ای یا زیر و رو و یا بصورت قالیچه کوچک دارای پرز که جهت نگهدای از نکمک یا غلات بافته شده.]
ground water اب زیرزمینی
underground water اب زیرزمینی
cellars زیرزمینی
subterranean زیرزمینی
cellar زیرزمینی
underground زیرزمینی
subsurface ice یخ زیرزمینی
subsurface water اب زیرزمینی
subsoil drainage زهکشی زیرزمینی
ground water storage اب انباشت زیرزمینی
mattamore انبار زیرزمینی
tunnel دالان زیرزمینی
ground water table سفره اب زیرزمینی
ground water trench بریدگی اب زیرزمینی
kobold غول زیرزمینی
caverns حفره زیرزمینی
grotto غار زیرزمینی
underground شبکه زیرزمینی
camouflet حفره زیرزمینی
grottoes غار زیرزمینی
grottos غار زیرزمینی
dug out پناهگاه زیرزمینی
earth house خانه زیرزمینی
fixed ground water اب زیرزمینی ماندگار
ground water ابهای زیرزمینی
ground water basin حوزه اب زیرزمینی
ground water runoff جریان زیرزمینی
ground water table سطح اب زیرزمینی
cavern حفره زیرزمینی
subbing ابیاری زیرزمینی
underdrain زهکش زیرزمینی
burrowed سوراخ زیرزمینی
burrowing سوراخ زیرزمینی
tunneled دالان زیرزمینی
underground cable کابل زیرزمینی
underground furnace کوره زیرزمینی
underground mine معدم زیرزمینی
tunnelled دالان زیرزمینی
tunneling دالان زیرزمینی
under ground survey برداشت زیرزمینی
under ground working استخراج زیرزمینی
subsoil irrigation ابیاری زیرزمینی
tunnels دالان زیرزمینی
mine راه زیرزمینی
mined راه زیرزمینی
mines راه زیرزمینی
burrows سوراخ زیرزمینی
under ground mining استخراج زیرزمینی
burrow سوراخ زیرزمینی
kanat کانالهای زه کشی زیرزمینی
atomic underground burst ترکش زیرزمینی اتمی
underground راه اهن زیرزمینی
fluctutaion of water table نوسان سفره اب زیرزمینی
hydrogeology بررسی ابهای زیرزمینی
actual velocity of ground water سرعت واقعی اب زیرزمینی
metros راه آهن زیرزمینی
metro راه آهن زیرزمینی
rhizmatous دارای ساقه زیرزمینی
under ground راه اهن زیرزمینی
hypogeum قسمت زیرزمینی بنا
underground railway راه اهن زیرزمینی
endophagous تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
lateral افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
rhizomatous دارای ساقههای ریشه مانند زیرزمینی
culvert لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
culverts لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
magazine space زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
intrapermafrost water ابهای زیرزمینی واقع در لایه منجمد زمین
apparatus شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
molehill توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
keyth rope system شبکه زیرزمینی که زهکشهاخط بزرگترین شیب را قطع نماید
dowse پی بردن به وجوداب یا منابع دیگر زیرزمینی بوسیله گمانه
accross the slope system شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
molehills توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
suprapermafrost ابهای زیرزمینی که بالای منطقه لایه منجمد زمین قرارمی گیرند
observation pipe لوله ایکه جهت تعیین سطح اب زیرزمینی درزمین حفر گردد
junction well چاهها یا گودالهایی که درمحل تلاقی تغییر شیب زهکشهای زیرزمینی ایجادمیگردند
thesauruses مخزن
thesaurus مخزن
receptacles مخزن
sump مخزن
sumps مخزن
cisterns مخزن اب
cistern مخزن اب
cisterns مخزن
receptacle مخزن
cistern مخزن
tank مخزن
store مخزن
depository مخزن
feed tank مخزن اب
quartering مخزن
reservedness مخزن
storage tank مخزن
water tank مخزن اب
ice cream container مخزن
moderator tank مخزن
stank مخزن
fount مخزن
storing مخزن
pond مخزن
ponds مخزن
repertoire مخزن
vessel مخزن
vessels مخزن
storage مخزن
caches مخزن
reservoir مخزن
warehouse مخزن
repositories مخزن
repository مخزن
pool مخزن
bomb مخزن
pooled مخزن
pools مخزن
bombed مخزن
bombs مخزن
cache مخزن
warehouses مخزن
reservoirs مخزن
bombed out مخزن
mole hill توده خاکی که کوش کور زیرزمینی هنگام کندن زمین درست میکند
magazines مخزن ماسه
watering place اب انبار مخزن
acid tank مخزن اسید
peak tank مخزن نوک
air chamber مخزن هوا
annual storage مخزن سالانه
weekly storage مخزن هفتگی
wet bulb temperature دمای تر مخزن
blessed folder مخزن فرعی
oxygen cylinder مخزن اکسیژن
pump cistern مخزن تلمبه
reservoir pressure فشار مخزن
storehouse مخزن انبار
surge chamber مخزن تعادل
total reservoir storage گنجایش کل مخزن
canister مخزن خرج
canisters مخزن خرج
seminal vesicle مخزن منی
seasonal storage مخزن فصلی
reservoirs ذخیره مخزن اب
feed tank مخزن سوخت
card stacker مخزن کارت
carryover storage مخزن سالیان
mercury tank مخزن جیوه
maximum water level ترازطبیعی مخزن
tankers مخزن سوخت
fuel tank مخزن سوخت
gas storage مخزن بنزین
petrol tank مخزن بنزین
tanker مخزن سوخت
magazine feed تغذیه مخزن
tankage مخزن سازی
system floder مخزن سیستم
drum magazine مخزن استوانهای
powder magazine مخزن باروت
collecting tank شاه مخزن
collecting tank مخزن مادر
cooling water tank مخزن اب سرد
cotainer مخزن فرف
reservoir ذخیره مخزن اب
daily storage مخزن روزانه
wet bulb thermometer دماسنج تر مخزن
winter storage مخزن زمستانه
hot water storage tank مخزن اب جوش
fountains مخزن چشمه
septic tank مخزن فاضل اب
vent دریچه مخزن
tank حوض مخزن
duplicate مخزن دوتایی
duplicated مخزن دوتایی
duplicates مخزن دوتایی
vented دریچه مخزن
venting دریچه مخزن
fountain مخزن چشمه
warehouse انبار مخزن
ponds مخزن گودال
pond مخزن گودال
repertory انبار مخزن
vents دریچه مخزن
duplicating مخزن دوتایی
water tower برج مخزن اب
magazine مخزن ماسه
water towers برج مخزن اب
warehouses انبار مخزن
storehouses مخزن انبار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com