Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
module
مدلهای نمونه ساختمانی
modules
مدلهای نمونه ساختمانی
Other Matches
upwards compatible
طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند
upward compatible
طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند
lost wax process
فرایند مدلهای مومی
modelling
ایجاد مدلهای کامپیوتری
lost wax process
ریخته گری با مدلهای مومی
modules
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
module
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
acceptance sampling
نمونه برداری جهت پذیرش نمونه قبولی
sample
نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
sampled
نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
sampling
نمونه گیری برداشت نمونه
undisturbed sample
نمونه گیری بهم نخورده نمونه دست نخورده
natural dyes
رنگینه های طبیعی
[که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
constructional
ساختمانی
structurally
ساختمانی
structural
ساختمانی
organic
ساختمانی
building line
بر ساختمانی
sited
زمین ساختمانی
basic unit assembly group
گروه ساختمانی
contractors yard
واحد ساختمانی
basic construction unit
واحد ساختمانی
site building
زمین ساختمانی
site office
دفتر ساختمانی
ashler
سنگ ساختمانی
ashlar
سنگ ساختمانی
artificial stone
سنگ ساختمانی
structural crack
ترک ساختمانی
structural draftsman
نقشه کش ساختمانی
structural drawing
نقشه ساختمانی
structural factor
ضریب ساختمانی
structural joints
درزهای ساختمانی
Construction works .
عملیات ساختمانی
structural member
عضو ساختمانی
structural steel
فولاد ساختمانی
structural timber
الوار ساختمانی
constructive
مفید ساختمانی
building sites
کارگاه ساختمانی
building site
کارگاه ساختمانی
structural concrete
بتن ساختمانی
structual engineering
مهندس ساختمانی
site
کارگاه ساختمانی
site
زمین ساختمانی
sited
کارگاه ساختمانی
sites
کارگاه ساختمانی
sites
زمین ساختمانی
member
جزء ساختمانی
members
جزء ساختمانی
structrual stability
ثبات ساختمانی
structrual stability
استحکام ساختمانی
structrual steelwork
فولاد ساختمانی
timber
چوب ساختمانی
to found a building
ساختمانی بینادکردن
building limes
اهک ساختمانی
building material
مصالح ساختمانی
building operations
عملیات ساختمانی
building unit
واحد ساختمانی
contractors plant
ماشینهای ساختمانی
building work
کار ساختمانی
construction joints
درزهای ساختمانی
construction joint
درز ساختمانی
monumentality
عظمت ساختمانی
components
جزء ساختمانی
grillage
شبکه ساختمانی
component
جزء ساختمانی
material storage area
انبار مصالح ساختمانی
to pull down a building
متلاشی کردن ساختمانی
to tear down a building
متلاشی کردن ساختمانی
corbelling
پیش امدگی ساختمانی
material testing laboratory
ازمایشگاه مصالح ساختمانی
to demolish a building
متلاشی کردن ساختمانی
pattern construction drawing
الگوی نقشههای ساختمانی
structural design
طرح و محاسبات ساختمانی
structural analysis
محاسبات طرح ساختمانی
fabrique
[ساختمانی در محوطه باغ]
intelligent building
[ساختمانی با سرویس هوشمند]
steel fabric
بافت فولاد ساختمانی
home wiring
سیم کشی ساختمانی
building machinery
ماشین الات ساختمانی
masonry lining
پوشش با مصالح ساختمانی
structural steel sheet
ورق فولاد ساختمانی
to tear down a building
خراب کردن ساختمانی
structural transformation
تغییر شکل ساختمانی
sidewalk superintendent
نافر عملیات ساختمانی
sheer plan
نقشه ساختمانی ناو
masonery
مصالح ساختمانی سنگتراشی
ashlar
سنگ ساختمانی تراشیده
constitutive
تشکیل دهنده ساختمانی
corbeling
پیش امدگی ساختمانی
to demolish a building
خراب کردن ساختمانی
public works
کارهای ساختمانی همگانی
to pull down a building
خراب کردن ساختمانی
building craftsman
کارگر ماهر ساختمانی
refractory
ماده ساختمانی نسوز
construction cost index
شاخص هزینه ساختمانی
light weight unit
واحد ساختمانی سبک
structural steel
تیر فولاد یا اهن ساختمانی
To make a forcible entry into a building.
بزور وارد ساختمانی شدن
modular design
مدل ساختمانی پیش ساخته
erection crane
جراثقال برای کارهای ساختمانی
pier mount
پایه نصب ستونهای ساختمانی
pier
پایه نصب ستونهای ساختمانی
piers
پایه نصب ستونهای ساختمانی
bombproof
ساختمانی که پناه بمب باشد
anti drag wire
اجزاء بست کاری ساختمانی
building unit
جزء ساختمانی بخشی از یک ساختمان
studding
مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
structual constituent
جزء تشکیل دهنده ساختمانی
factory
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
haul
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
factories
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
physiologic
وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
homomorphy
شباهت ساختمانی واساسی بین دو چیز
physiological
وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
embryonic membrane
ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
to plan a building
نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
nut structure
ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند
hauled
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauls
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
haul road
راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
to burgle
[British E]
/ burglarize
[American E]
a building.
با زور
[و غیر قانونی]
وارد ساختمانی شدن
to break into a building
با زور
[و غیر قانونی]
وارد ساختمانی شدن
masonary
مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
dolmen
ساختمانی که دارای چندستون یک پارچه سنگی است
ashlering
[مجموعه ای از سنگ های ساختمانی کوتاه و ایستاده]
dimension stone
سنگ ساختمانی که به ابعاد معین بریده شده است
pin joint
اتصال بین اعضای ساختمانی بصورت لولا یا پاشنه
interlacing arches
طاقهایی که نقشه ساختمانی انهابه پرگارهای متقاطع میماند
earthquake factor
مقدار درصد شتاب ثقلی که درطرح محاسبات ساختمانی منظور میگردد
beef up
افزایش استحکام اجزاء ساختمانی با طراحی مجدد یااصلاح مواد انها
heterology
عدم تجانس بین اعضای مختلف ناهمگنی اعضاء ازلحاظ ساختمانی
cellulose nitrate
ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درمواد منفجره دوپها وپلاستیکهای ساختمانی بکارمیرود
bulb angle
جزء ساختمانی که معمولابعنوان ستون یا پایه بکارمیرود و به شکل دایرهای یاچند وجهی میباشد
free haul
در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
anti tear strips
باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
operating bridge
پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
breadboard
نمونه
sampling
نمونه
copyslip
نمونه
modules
نمونه
ensample
نمونه
strickle
نمونه
paragon
نمونه
foretype
نمونه
specimen
نمونه
paragons
نمونه
calligraph
نمونه
forme
نمونه
instance
نمونه
models
نمونه
progenitors
نمونه
progenitor
نمونه
schemata
نمونه
schema
نمونه
instances
نمونه
pattern
نمونه
modelled
نمونه
specimens
نمونه
precedent
نمونه
precedents
نمونه
sample
نمونه
sampled
نمونه
typicalness
نمونه
example
نمونه
copy
نمونه
examples
نمونه
copying
نمونه
copies
نمونه
exemplars
نمونه
exemplar
نمونه
formats
نمونه
format
نمونه
module
نمونه
copied
نمونه
model
نمونه
paradigms
نمونه
paradigm
نمونه
modeled
نمونه
patterns
نمونه
type
نمونه
typed
نمونه
types
نمونه
representative
نمونه
representatives
نمونه
polymer
جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
gurantee period
مدت زمانیکه قبل از تحویل نهائی پیمانکار ساختمانی موفف است خسارات ساختمان رارفع نماید
polymers
جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
ladle samble
نمونه پاتیل
per sample
طبق نمونه
random sample
نمونه تصادفی
phony
مدل یا نمونه
pilot model
نمونه ازمایشی
quota sample
نمونه سهمیه
pilot production
تولید نمونه
pilot plant
کارگاه نمونه
pilot plant
کارخانه نمونه
pattern making
نمونه سازی
protoplast
نمونه اصل
probability sample
نمونه احتمالاتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com