English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English Persian
prototype مدل پیش الگو پیش گونه
prototypes مدل پیش الگو پیش گونه
Search result with all words
type گونه الگو
typed گونه الگو
types گونه الگو
scripts ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
Other Matches
updated 1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
update 1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updates 1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
models الگو
paradigm الگو
paradigms الگو
patterns الگو
schemata الگو
schema الگو
texture الگو
textures الگو
pattern الگو
modelled الگو
moulds الگو
moulded الگو
mould الگو
molds الگو
molded الگو
templates الگو
template الگو
mold الگو
nomogram الگو
modeled الگو
model الگو
standards الگو
standard الگو
alignment chart الگو
pattern recognition تشخیص الگو
mask الگو سامان
masks الگو سامان
archetype کهن الگو
archetypes کهن الگو
validation of a model اعتبار یک الگو
stenciler الگو ساز
pattern recognition الگو شناسی
pattern recognitation تشخیص الگو
sample الگو ازمون
sampled الگو ازمون
stenciller الگو ساز
strickle الگو صاف کردن
validation of a model تحقق پذیری یک الگو
pattern الگو صفات فردی
pattern بعنوان الگو بکاربردن
patterns الگو صفات فردی
patterns بعنوان الگو بکاربردن
palette جدول رنگ و الگو
pattern recognition الگوشناسی شناسایی الگو
palettes جدول رنگ و الگو
schematic الگو وار طرح کلی
resemblance [تداعی کردن طرح یا الگو]
stencil با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stencilled با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
paint رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
stencilling با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stencils با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stenciling با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stenciled با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
paints رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
recognition فرآیند تشخیص خط وط یا نشانه ها یا الگو ها به صورت نوری
per همان طور که در الگو نشان داده شده
area گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است
areas گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است
variation گونه ها
variations گونه ها
navigating گونه
navigates گونه
navigated گونه
breed گونه
breeds گونه
navigate گونه
sorts گونه
species گونه
nature گونه
kinds گونه
kindest گونه
natures گونه
haffet گونه
haffit گونه
sort گونه
sorted گونه
cheek گونه
cheeks گونه
the five predicables گونه
of all sorts از هر گونه ای
kind گونه
variant گونه
desktop الگو یا تصویری که در پشت صفحه ویندوز نمایش دده میشود
areas دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
area دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
wallpaper تصویر یا الگو استفاده شده به عنوان پیش زمینه پنجره
wallpapers تصویر یا الگو استفاده شده به عنوان پیش زمینه پنجره
at all hazard با هر گونه مخاطره
climax species گونه اوج
schizotypal اسکیزوفرنی گونه
buccal وابسته به گونه
blowzy سرخ گونه
blowsy سرخ گونه
allomorph واج گونه
allomorph واژک گونه
germplasm bank بانک گونه ها
blowzed سرخ گونه
gnathitis اماس گونه
zygomatic استخوان گونه
spectral class گونه طیقی
rooting reflex بازتاب گونه
zoomorphic <adj.> جانور گونه
malar bone استخوان گونه
hysteroid هیستری گونه
hypnoidal خواب گونه
hypnoid خواب گونه
spasmodic اسپاسم گونه
octagons هشت گونه
prototype پیش گونه
subspecies زیر گونه
spasmodically اسپاسم گونه
releases گونه یک محصول
modelled گونه یک محصول
models گونه یک محصول
zygomatic bone استخوان گونه
ckeek bone استخوان گونه
cheekbones استخوان گونه
prototypes پیش گونه
octagon هشت گونه
thus بدین گونه
release گونه یک محصول
model گونه یک محصول
diversity گونه گونی
released گونه یک محصول
modeled گونه یک محصول
suchlike از این گونه
diversities گونه گونی
ilk جور گونه
cheekbone استخوان گونه
released شماره گونه یک محصول
releases شماره گونه یک محصول
builds گونه خاص یک برنامه
buildings گونه خاص یک برنامه
build گونه خاص یک برنامه
diversification گونه گون سازی
diversification گونه گون شدن
wrap around type گونه نوشتار محیطی
such like از این گونه ومانندان
release شماره گونه یک محصول
anecdotal evidence شواهد داستان گونه
accidental sepcies گونه های اتفاقی
blowzy سرخ گونه شلخته
critically endangered species گونه در معرض خطر
accurate بدون هر گونه خطا
accurately به درستی و بدون هر گونه خطا
whiskery موی اطراف گونه وچانه
at the drop of a hat <idiom> بدون هیچ گونه معطلی
zephyrus دار گونه باد صبا
whisker موی اطراف گونه وچانه
exotic گونه بیگانه [گیاه شناسی]
blankest خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
blank خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
rare varieties of fishes گونه های نادر ماهی
neophyte گونه بیگانه [گیاه شناسی]
invasive species گونه بیگانه [گیاه شناسی]
alien species گونه بیگانه [گیاه شناسی]
invasive exotic گونه بیگانه [گیاه شناسی]
son file آخرین گونه کاری یک فایل
jowls ارواره زیرین پرنده گونه
alpha اولین گونه یک محصول کامپیوتری
jowl ارواره زیرین پرنده گونه
accidental sepcies گونه های پیش آمدی
father file پشتیبان گونه قدیمی فایل
alphas اولین گونه یک محصول کامپیوتری
description جور [گونه] [قسم] [جنس] [گروه ]
species گونه [نوع] [گیاه شناسی] [جانورشناسی]
inquiry station دستگاهی که از ان هر گونه درخواستی به عمل می اید
ansi گونه استاندارد زبان برنامه نویس C
free WAIS گونه غیرتجاری سرور جستجوی WAIS
to bear any customs duties هر گونه عوارض گمرکی را به عهده گرفتن
cheekpiece تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
I am prepared for any eventuality. برای هر گونه پیش آمدی آماده هستم
whaterer هرچه انچه هرانچه هرقدر هیچ گونه
I strongly protest against such allegations! من به شدت به این گونه اتهامات اعتراض می کنم!
point four رهبری این گونه ممالک را به دست گیرد
clones کامپیوتر یا مداری که مشابه گونه اصلی آن کار میکند
cloned کامپیوتر یا مداری که مشابه گونه اصلی آن کار میکند
Klamath نام کد برای گونه کم هزینه پردازنده Intel pention
This sort of propaganda is for home consumption این گونه تبلیغات برای مصرف داخلی است
cloning کامپیوتر یا مداری که مشابه گونه اصلی آن کار میکند
xmodem گونه پیشرفته XMODEM که حاوی بررسی خطا است
all weather fighter هواپیمایی که در هر گونه شرایط جوی قادر به عمل باشد
positive که اشیا را همان گونه که دیده می شوند نشان میدهد
clone کامپیوتر یا مداری که مشابه گونه اصلی آن کار میکند
local MAR با سرعت بالا که به جای وسیله سخت افزاری برای ذخیره رشتههای بیتی و الگو به کار می رود
locals MAR با سرعت بالا که به جای وسیله سخت افزاری برای ذخیره رشتههای بیتی و الگو به کار می رود
numerical indicator tube هر گونه لامپ الکترونی که توانایی نمایش اشکال عددی را دارد
trade unionism سیستمی که معتقد به بسط و توسعه این گونه اتحادیه هاست
PowerBook گونه Laptop کامپیوتر Macintosh طراحی شده توسط Applecarp
blue ribbon program برنامه کاملی که در ابتدا و بدون هر گونه خطا یا مشکل اجرا شود
at owner's risk معامله با قید این که هر گونه خسارت به عهده صاحب جنس باشد
backout ذخیره کردن فایل در محل اصلی پیش از اعمال هر گونه تغییر
generation مسافت بین فایل و گونه اصلی آن که در حین ایجاد پشتیبان استفاده میشود
generations مسافت بین فایل و گونه اصلی آن که در حین ایجاد پشتیبان استفاده میشود
AT Attachment گونه مشابهی از واسط SCSI که تحت نام IDE شناخته شده است
pouch خورجین [گاه قالیچه ها برای مصارف شخصی عشایر بدین گونه بافته می شوند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com