English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
choke modulation مدولاسیون توسط پیچک مدولاسیون پیچکی تضمین پیچکی
Other Matches
scroll foot پایه پیچکی
wire wound resistor مقاومت پیچکی
single loop armature ارمیچر تک پیچکی
convolvulaceous وابسته به خانواده نیلوفرپیچ پیچکی
lacertine [تزئینات پیچکی در دوره سلتیکی]
curtail [نرده ی پلکان پیچکی در راه پله ها]
anthemion [آذین با شکل های پر شاخ و برگ پیچکی]
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
inflexions مدولاسیون
inflections مدولاسیون
inflection مدولاسیون
modulation مدولاسیون
am مدولاسیون دامنه
pulse modulation مدولاسیون پالس
amplitude modulation مدولاسیون دامنه
modulator stage طبقه مدولاسیون
internal modulation مدولاسیون داخلی
frequency medulation مدولاسیون فرکانس
light modulation مدولاسیون نور
modulation frequency فرکانس مدولاسیون
modulation system سیستم مدولاسیون
grid modulation مدولاسیون شبکه
grid bias modulation مدولاسیون شبکه
frequency modulation مدولاسیون فرکانس
modulation circuit مدار مدولاسیون
electronic modulation مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
modulation handwidth پهنای باند مدولاسیون
high level modulation مدولاسیون سطح بالا
maximum modulating frequency فرکانس حداکثر مدولاسیون
high power modulation مدولاسیون سطح بالا
modulation frequency response پاسخ فرکانس مدولاسیون
grid current modulation مدولاسیون جریان شبکه
grid circuit modulation مدولاسیون مدار شبکه
grid d.c. modulation مدولاسیون جریان دائم شبکه
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
Composite Order [شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
modem دستگاه مدولاسیون وبازخوانی اطلاعات کامپیوتری یا مخابره انها به جاهای دیگر
pdm Duration Pulse مدولاسیون زمانی پالس که در ان تداوم یک پالس تغییر میکندodulation
cross modulation مدولاسیون ناخواسته که ازیک کاریر به کاریر دیگر درهمان گیرنده تاثیر میگذارد
ppm Position Pulse مدولاسیون یا تلفیق زمانی پالس که دران مقدار نمونه لحظهای موج موقعیت زمانی یک پالس را مدوله میکندodulation
warranties امرمورد تعهد یا تضمین تضمین
warranty امرمورد تعهد یا تضمین تضمین
indemnity تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
indemnities تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
source مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
processor وارد کردن داده توسط اپراتور که توسط کامپیوتر اجرا میشود
readable آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
digital read out نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
air turbine starter استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
pull down menu فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
environments متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environment متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
menu برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menus برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
virtual که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
guarantee تضمین
guarantee تضمین
assurance تضمین
collateral تضمین
assurances تضمین
guaranty تضمین
guarantees تضمین
guaranty تضمین
pledge [archaic] [guaranty] تضمین
gurantee تضمین
warranty تضمین
guaranteed تضمین
coil پیچک
coils پیچک
scroll پیچک
helix پیچک
reactor پیچک
mush coil پیچک در هم
impedance coil پیچک
reactors پیچک
coiled پیچک
spray پیچک
cirrus پیچک
scrolls پیچک
turnbuckle پیچک
solenoid پیچک
ivy پیچک
tendrils پیچک
volute پیچک
tendril پیچک
indemnification تضمین خسارت
guarantee period مدت تضمین
back letter گواهی تضمین
money back تضمین پرداخت
certified check چک تضمین شده
bank note چک تضمین شده
in bond تحت تضمین
bond تضمین کردن
warranting تضمین کردن
under reserve تحت تضمین
security گرو تضمین
certifies تضمین کردن
service obligation تضمین خدمت
certify تضمین کردن
bonded تضمین دار
certifying تضمین کردن
warranted تضمین حکم
bonded تحت تضمین
warrants تضمین حکم
warrant تضمین کردن
warrant تضمین حکم
warrants تضمین کردن
warranted تضمین کردن
warranting تضمین حکم
value as security ارزش تضمین
security مصونیت تضمین
embodiment تضمین درج
ensuring تضمین کردن
ensure تضمین کردن
seals نشان تضمین
seal نشان تضمین
ensured تضمین کردن
ensures تضمین کردن
surety bond تضمین نامه
insures تضمین کردن
insuring تضمین کردن
exploring coil پیچک کاشف
tendrils ریشه پیچک
field coil پیچک مغناطیس گر
search coil پیچک کاشف
ivied پیچک دار
convolvulus جنس پیچک
impedance coil پیچک ناگذرایی
tendril ریشه پیچک
lagging ciol پیچک سنجه
flux linking a coil شاره پیچک
interphase transformer پیچک مکنده
idle coil پیچک هرز
lattice woung coil پیچک مشبک
honeycomb coil پیچک مشبک
holding coil پیچک نگهدارنده
impedance coupling تزویج پیچک
focusing coil پیچک تمرکز
ignition choke پیچک احتراق
zigzag chock پیچک زیگزاگ
input reactor پیچک ورودی
ideal solenoid پیچک ایده ال
voltage coil پیچک ولت
voice coil پیچک صدا
series coil پیچک زنجیری
line charge compensation reactor پیچک جبرانگر
magnet coil پیچک مغناطیس
antenna coil پیچک انتن
potential coil پیچک پتانسیل
transformer coil پیچک مبدل
tickler پیچک تشدید
primery coil پیچک اولیه
shunt coil پیچک شنتی
armature coil پیچک ارمیچر
armature loop پیچک ارمیچر
plug in coil پیچک دو شاخکی
capacity of coil فرفیت پیچک
bucking coil پیچک مقابله
secondary coil پیچک ثانوی
retardation coil پیچک تاخیر
resistance coil پیچک مقاومتی
choking effect اثر پیچک
balance coil پیچک تراز
current limiting reactor پیچک کاهنده
current coil پیچک اصلی
line choking coil پیچک محافظ
convergence coil پیچک همگرا
damping coil پیچک خفنده
pitch of armature winding گام پیچک
coil pitch گام پیچک
coil form مغزی پیچک
dead coil پیچک هرز
coil box جعبه پیچک
purity coil پیچک خلوص
line choking coil پیچک محافظ خط
payment under reserve پرداخت تحت تضمین
indemnities تاوان تضمین خسارت
guaranteed prices قیمتهای تضمین شده
vouchers مدرک تضمین کننده
to ensure something تضمین کردن [چیزی]
warrent حواله وسیله تضمین
guaranteed تامین تضمین کردن
guarantees تامین تضمین کردن
voucher مدرک تضمین کننده
guarantee تامین تضمین کردن
indemnity تاوان تضمین خسارت
bail تضمین ضمانت کردن
gap in coverage ناکافی بودن تضمین
self propulsion حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
compensating coil پیچک جبران کننده
cooling coil پیچک سرد کننده
dextrosal helix پیچک راست گرد
basket coil پیچک تار عنکبوتی
air core chuke پیچک با هسته هوایی
witch hazel موچسب پیچک دیواری
spider web coil پیچک تار عنکبوتی
back pitch گام خور پیچک
duolateral coil پیچک لانه زنبوری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com