English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (6 milliseconds)
English Persian
residential care مراقبت پناهگاهی
Other Matches
custodial پناهگاهی
institutionalized children کودکان پناهگاهی
circular scanning مراقبت دایرهای منطقه تجسس و مراقبت دایرهای
unattended بی مراقبت
ovservation مراقبت
watchfulness مراقبت
tendance مراقبت
vigilance مراقبت
counter surveillance ضد مراقبت
eyesight مراقبت
watchful مراقبت
care مراقبت
cared مراقبت
espial مراقبت
cares مراقبت
surveillance مراقبت
watches مراقبت کردن
combat surveillance مراقبت رزمی
watchtowers برج مراقبت
acoustical surveillance مراقبت صوتی
care of supplies مراقبت اماد
area monitoring مراقبت منطقهای
animadversion مراقبت مشاهده
air search مراقبت هوایی
air surveillance مراقبت هوایی
due care مراقبت کافی
ground surveillance مراقبت زمینی
control towers برج مراقبت
watch tower برج مراقبت
to llok مراقبت کردن
to see to it مراقبت کردن
to see after مراقبت کردن
see to it مراقبت کردن
sea surveillance مراقبت دریایی
day care مراقبت در روز
listening watch مراقبت به گوش
helical scanning مراقبت مارپیچی
watchtower برج مراقبت
watching مراقبت کردن
ensure مراقبت کردن در
ensured مراقبت کردن در
watched مراقبت کردن
ensures مراقبت کردن در
ensuring مراقبت کردن در
watch مراقبت کردن
Medicare مراقبت پزشکی
insures مراقبت کردن در
insuring مراقبت کردن در
lookouts مراقبت عمل پاییدن
maintained به خوبی مراقبت شده
unattended operation هملکرد مراقبت نشده
maintains به خوبی مراقبت شده
radar scan مراقبت بوسیله رادار
surveillant مراقبت کننده دیدبان
sector of search منطقه مراقبت رادار
lookout مراقبت عمل پاییدن
stake-out محل تحت مراقبت
stake-outs محل تحت مراقبت
care محافظت کردن مراقبت
cared محافظت کردن مراقبت
cares محافظت کردن مراقبت
surveillance دیدبانی و مراقبت از منطقه
to ensure something مراقبت کردن در [چیزی]
double up مراقبت از مهاجم با دو مدافع
under one's wing <idiom> تحت مراقبت کسی
radar beacon برج مراقبت رادار
search مراقبت کردن از زمین
attendances ملازمت مراقبت رسیدگی
attendance ملازمت مراقبت رسیدگی
area monitoring مراقبت کردن از منطقه
harbor control tower برج مراقبت بندر
searched مراقبت کردن از زمین
airborne beacon برج مراقبت هوابرد
searches مراقبت کردن از زمین
searchingly مراقبت کردن از زمین
care and handling مراقبت و دستکاری وسایل
air beacon برج مراقبت پایگاه
overwatch مراقبت از حرکت بااتش
vigilance مراقبت به گوش بودن
maintain به خوبی مراقبت شده
up to someone to do something <idiom> مسئولیت مراقبت از چیزی را داشتن
pickets نرده کشیدن مراقبت کردن
unattended ground sensor رادار مراقبت زمینی خودکار
aspects رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
picket نرده کشیدن مراقبت کردن
security monitoring نظارت یا مراقبت تامینی یاحفافتی
picketed نرده کشیدن مراقبت کردن
aspect رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
slap together <idiom> به عجله وبی مراقبت واداشتن
see that he does it مراقبت کنید که ان کار راانجام دهد
turn over <idiom> به کسی برای مراقبت با استفاده سپردن
snow under <idiom> قبول چیزی که نمیتوان از آن مراقبت کرد
maintain watch مراقبت دایمی از پیام یک فرستنده رادیویی
spiral scanning مراقبت و تجسس منطقه به طور مارپیچی
overwatch مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
chaperon زن شوهر دار یا کاملی که ازدختر جوانی مراقبت میکند
There's a question mark [hanging] over the day-care clinic's future. [A big question mark hangs over the day-care clinic's future.] آینده درمانگاه مراقبت روزانه [کاملا] نامشخص است.
instrument landing فرود با استفاده ازدستگاههای کنترل هواپیما وبرج مراقبت
zmarker beacon برج مراقبت نشان دهنده محل فرودگاه به هواپیماها
fan marker نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
primage اضافه کرایهای که به خاطر مراقبت در بارگیری و تخلیه به ناخدای کشتی داده میشود
Creches [جایی که از بچه ها مراقبت میشود هنگامی که پدر و مادر بیرون یا سر کار رفته اند]
mine watching عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
cone of silence مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
vigil گشت زدن در شب گشت و هشیاری و مراقبت شبانه
radar scan تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
vigils گشت زدن در شب گشت و هشیاری و مراقبت شبانه
watched مراقبت کردن موافبت کردن
watches مراقبت کردن موافبت کردن
watch مراقبت کردن موافبت کردن
watching مراقبت کردن موافبت کردن
beacon برج دریایی برج مراقبت برج کنترل هواپیماها
beacons برج دریایی برج مراقبت برج کنترل هواپیماها
espionage جاسوسی کردن کسب خبر از دشمن کردن مراقبت دشمن
air pollution monitoring مراقبت دائمی الودگی هوا فرابینی الودگی هوا
crash position indicator برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
laser linescan دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
beacon flight پرواز با کمک برج مراقبت پرواز با استفاده از کمک برج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com