Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (35 milliseconds)
English
Persian
search
مراقبت کردن از زمین
searched
مراقبت کردن از زمین
searches
مراقبت کردن از زمین
searchingly
مراقبت کردن از زمین
Other Matches
watch
مراقبت کردن
ensuring
مراقبت کردن در
to see after
مراقبت کردن
see to it
مراقبت کردن
insuring
مراقبت کردن در
to llok
مراقبت کردن
watching
مراقبت کردن
ensures
مراقبت کردن در
insures
مراقبت کردن در
watched
مراقبت کردن
ensure
مراقبت کردن در
watches
مراقبت کردن
to see to it
مراقبت کردن
ensured
مراقبت کردن در
cared
محافظت کردن مراقبت
cares
محافظت کردن مراقبت
area monitoring
مراقبت کردن از منطقه
care
محافظت کردن مراقبت
to ensure something
مراقبت کردن در
[چیزی]
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
picketed
نرده کشیدن مراقبت کردن
picket
نرده کشیدن مراقبت کردن
pickets
نرده کشیدن مراقبت کردن
circular scanning
مراقبت دایرهای منطقه تجسس و مراقبت دایرهای
overwatch
مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
watches
مراقبت کردن موافبت کردن
watching
مراقبت کردن موافبت کردن
watch
مراقبت کردن موافبت کردن
watched
مراقبت کردن موافبت کردن
espionage
جاسوسی کردن کسب خبر از دشمن کردن مراقبت دشمن
mine watching
عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
watchfulness
مراقبت
unattended
بی مراقبت
watchful
مراقبت
surveillance
مراقبت
espial
مراقبت
cared
مراقبت
cares
مراقبت
care
مراقبت
counter surveillance
ضد مراقبت
tendance
مراقبت
eyesight
مراقبت
ovservation
مراقبت
vigilance
مراقبت
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
day care
مراقبت در روز
care of supplies
مراقبت اماد
air surveillance
مراقبت هوایی
control towers
برج مراقبت
air search
مراقبت هوایی
helical scanning
مراقبت مارپیچی
sea surveillance
مراقبت دریایی
watchtower
برج مراقبت
watchtowers
برج مراقبت
animadversion
مراقبت مشاهده
combat surveillance
مراقبت رزمی
listening watch
مراقبت به گوش
Medicare
مراقبت پزشکی
ground surveillance
مراقبت زمینی
residential care
مراقبت پناهگاهی
watch tower
برج مراقبت
acoustical surveillance
مراقبت صوتی
due care
مراقبت کافی
area monitoring
مراقبت منطقهای
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
stake-out
محل تحت مراقبت
airborne beacon
برج مراقبت هوابرد
sector of search
منطقه مراقبت رادار
harbor control tower
برج مراقبت بندر
maintain
به خوبی مراقبت شده
stake-outs
محل تحت مراقبت
air beacon
برج مراقبت پایگاه
maintained
به خوبی مراقبت شده
care and handling
مراقبت و دستکاری وسایل
unattended operation
هملکرد مراقبت نشده
surveillance
دیدبانی و مراقبت از منطقه
double up
مراقبت از مهاجم با دو مدافع
attendance
ملازمت مراقبت رسیدگی
radar scan
مراقبت بوسیله رادار
radar beacon
برج مراقبت رادار
overwatch
مراقبت از حرکت بااتش
maintains
به خوبی مراقبت شده
attendances
ملازمت مراقبت رسیدگی
surveillant
مراقبت کننده دیدبان
lookouts
مراقبت عمل پاییدن
lookout
مراقبت عمل پاییدن
under one's wing
<idiom>
تحت مراقبت کسی
vigilance
مراقبت به گوش بودن
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
ground
زمین کردن
grounding
زمین کردن
paralyses
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralysed
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzing
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyse
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzed
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzes
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralysing
زمین گیر کردن خنثی کردن
security monitoring
نظارت یا مراقبت تامینی یاحفافتی
aspects
رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
aspect
رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
unattended ground sensor
رادار مراقبت زمینی خودکار
slap together
<idiom>
به عجله وبی مراقبت واداشتن
up to someone to do something
<idiom>
مسئولیت مراقبت از چیزی را داشتن
protective earthing
زمین کردن حفافتی
to cultivate land
زمین را کشت کردن
searches
کاوش کردن زمین
to work the land
زمین را زراعت کردن
to till the soil
زمین را کشت کردن
searched
کاوش کردن زمین
peneplain
فرسوده کردن زمین
searchingly
کاوش کردن زمین
search
کاوش کردن زمین
dibble
گود کردن زمین
dig , in
گود کردن زمین
peneplane
فرسوده کردن زمین
to clear land
زمین راصاف کردن
terrain spotting
تجسس کردن زمین
harrows
صاف کردن زمین
terrain spotting
دیدبانی کردن زمین
geodesy
مساحی کردن زمین
to dig out
گود کردن زمین
harrow
صاف کردن زمین
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
snow under
<idiom>
قبول چیزی که نمیتوان از آن مراقبت کرد
spiral scanning
مراقبت و تجسس منطقه به طور مارپیچی
maintain watch
مراقبت دایمی از پیام یک فرستنده رادیویی
turn over
<idiom>
به کسی برای مراقبت با استفاده سپردن
see that he does it
مراقبت کنید که ان کار راانجام دهد
neutral earth
زمین کردن نقطه صفر
harrows
باچنگک زمین را صاف کردن
harrow
باچنگک زمین را صاف کردن
grubs
زمین کندن جستجو کردن
grub
زمین کندن جستجو کردن
photo imagery
عکس برداری کردن از زمین
grubbed
زمین کندن جستجو کردن
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
geologize
مطالعه علم زمین شناسی کردن
geologize
ازنظر زمین شناسی بازرسی کردن
bedraggle
روی زمین کشیدن و چرک کردن
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
chaperon
زن شوهر دار یا کاملی که ازدختر جوانی مراقبت میکند
zmarker beacon
برج مراقبت نشان دهنده محل فرودگاه به هواپیماها
instrument landing
فرود با استفاده ازدستگاههای کنترل هواپیما وبرج مراقبت
There's a question mark
[hanging]
over the day-care clinic's future.
[A big question mark hangs over the day-care clinic's future.]
آینده درمانگاه مراقبت روزانه
[کاملا]
نامشخص است.
reclaiming
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
reclaims
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
hovering
پرواز کردن نزدیک زمین به طور ثابت
peg out
کوبیدن میخ چوبی در زمین پیاده کردن
reclaim
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
soil improvement
بهتر کردن جنس زمین برای بارگذاری
reclaimed
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
clipped
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clippings
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clips
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clip
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
bow line
نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
fan marker
نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
primage
اضافه کرایهای که به خاطر مراقبت در بارگیری و تخلیه به ناخدای کشتی داده میشود
Creches
[جایی که از بچه ها مراقبت میشود هنگامی که پدر و مادر بیرون یا سر کار رفته اند]
reventment
روکش کردن سطح زمین به منظور جلوگیری از فرسایش ناشی از باد و باران
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com