Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
sartorial
مربوط بلباس مردانه
Other Matches
scallop
گوش ماهی دوختن لبه تزئینی بلباس پختن
scallops
گوش ماهی دوختن لبه تزئینی بلباس پختن
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
masculinely
مردانه
manly
مردانه
gamely
مردانه
mannish
مردانه
manfully
مردانه
manwise
مردانه
manful
مردانه
virile
مردانه
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
kilts
دامن مردانه
man power
نیروی مردانه
menswear
لباس مردانه
sportsmanly
مردانه وار
men's rooms
مستراح مردانه
men's room
مستراح مردانه
gentlemen's agreement
قول مردانه
virile strength
نیروی مردانه
smoking jacket
ژاکت مردانه
t shirt
زیرپیراهنی مردانه
singlets
زیرپوش مردانه
ulster
پالتوگشاد مردانه
male courage
جرات مردانه
singlet
زیرپوش مردانه
unisex
زنانه - مردانه
mannishness
ادای مردانه
mannishly
با ادای مردانه
male
مردانه نرینه
paroling
قول مردانه
paroles
قول مردانه
paroled
قول مردانه
parole
قول مردانه
masculine
نرینه مردانه
men's apartments
قسمت مردانه
saloon
آرایشگاه مردانه
kilt
دامن مردانه
half hose
جوراب مردانه
dress shirts
پیراهن عصر مردانه
cuffs
سردست پیراهن مردانه
cuffing
سردست پیراهن مردانه
cuffed
سردست پیراهن مردانه
dress shirts
پیراهن سفید مردانه
cuff
سردست پیراهن مردانه
play fair
مردانه معامله کردن
to die game
مردانه جان دادن
haberdashers
فروشنده لباس مردانه
play fair
مردانه بازی کردن
barytone
میان صدای مردانه
dress shirt
پیراهن عصر مردانه
strong minded
دارای افکار مردانه
fedora
کلاه نمدی مردانه
stags
جلسه یا مهمانی مردانه
stag
جلسه یا مهمانی مردانه
haberdasher
فروشنده لباس مردانه
dress shirt
پیراهن سفید مردانه
black tie
کت نیمه رسمی مردانه
haberdashery
مغازه ملبوس مردانه
mannish
دارای رفتار مردانه
pyjamas
لباس خواب مردانه
top hats
کلاه مردانه استوانهای
black tie
لباس عصر مردانه
top hat
کلاه مردانه استوانهای
Stage party ( films , movies ) .
میهمانی ( فیلمهای ) مردانه
inverness
یکجور ردای بی استین مردانه
tenor
تمایل صدای زیر مردانه
cassi mere
پارچه پشمی جناغی مردانه
tenors
تمایل صدای زیر مردانه
jerkins
کت چرمی مردانه که به تن چسبیده باشد
jerkin
کت چرمی مردانه که به تن چسبیده باشد
mess jacket
ژاکت تنگ وکوتاه مردانه
night shirt
پیراهن خواب مردانه یاپسرانه
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
tuxedo
لباس مردانه مخصوص چای عصر
This is the latest mens fashion.
این آخرین مد لباس مردانه است
tuxedos
لباس مردانه مخصوص چای عصر
tux
لباس مردانه مخصوص چای عصر
masculinize
شخصیت مردانه در زنی بوجود اوردن
frock coat
نیم تنه دامن بلند مردانه فراک
shirt-tails
بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
shirt-tail
بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
frock coats
نیم تنه دامن بلند مردانه فراک
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
billycock
نوعی کلاه گرد مردانه که ازنمد نرم ساخته میشود
codpieces
روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
codpiece
روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
contraltos
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
tweed
پارچه پشم ونخ راه راه مردانه
contralto
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
to play fair
مردانه و سر راست معامله کردن یا بازی کردن
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
affined
مربوط
coherent
مربوط
curatorial
مربوط به
caprine
مربوط به بز
coordinate
مربوط
irrelevant
نا مربوط
proper
مربوط
vespertinal
مربوط به شب
as for
مربوط به
pertaining
مربوط به
hydraulic
مربوط به اب
eight bit system
مربوط به یک
lineal
مربوط به خط
pertinenet
مربوط
correspondent
مربوط به
condequent
مربوط
correspondents
مربوط به
pertinent
مربوط به
relevant
مربوط
cretaceous
مربوط به گچ
for
مربوط به
apposite
مربوط
pertinent
مربوط
germane
مربوط
related
مربوط
hydropic
مربوط به استسقاء
brumal
مربوط به زمستان
hydrostatic
مربوط به فشار اب
domiciliary
مربوط به خانه
dictoral
مربوط به دکتری
acrobatic
مربوط به بندبازی
sartorial
مربوط به خیاطی
irrelative
نا مربوط مطلق
hydrographic
مربوط به اب نگاری
chromatic
مربوط به رنگها
congressional
مربوط به کنگره
attached
مربوط متعلق
anal
مربوط به مقعد
hominoid
مربوط به بشر
horsy
مربوط به اسب
larcenous
مربوط به دزدی
janitorial
مربوط به فراشی
contiguous
مربوط بهم
c
مربوط به کامپیوتر
hypophyseal
مربوط به هیپوفیز
Hellenic
مربوط به یونان
mammary
مربوط به پستانداران
mammary
مربوط به پستان
geriatric
مربوط به پیری
meteorological
مربوط به هواسنجی
technologically
مربوط به فناوری
capitular
مربوط بفصل
technological
مربوط به فناوری
polar
مربوط به قطب
calligraphic
مربوط به خطاطی
immunologic
مربوط به مصونیت
womanish
مربوط به زن یا زنان
caloric
مربوط به کالری
municipal
مربوط به شهرداری
inspectional
مربوط به بازرسی
insurrectional
مربوط به شورش
cerebellar
مربوط به مخچه
polar
مربوط به قط بها
speculative
مربوط به اندیشه
corresponsive
مربوط بیکدیگر
ceremonial
مربوط به جشن
basal
مربوط به ته یابنیان
psychiatric
مربوط به روانپزشکی
prospective
مربوط به اینده
commisural
مربوط به درزوپیوندگاه
fistulous
مربوط به ناسور
collegial
مربوط به دانشکده
centenarian
مربوط به قرن
four dimensional
مربوط به بعدچهارم
communists
مربوط به کمونیسم
divisional
مربوط به تقسیم
retired
مربوط به بازنشستگی
affiliates
مربوط ساختن
filiate
مربوط ساختن
affiliated
مربوط ساختن
ceremonials
مربوط به جشن
matrimonial
مربوط به ازدواج
centenarians
مربوط به قرن
expiratory
مربوط به زفیر
affiliate
مربوط ساختن
computational
مربوط به یک محاسبه
marital
مربوط به زناشویی
surgical
مربوط به جراحی
bear on
مربوط بودن
faunae
مربوط به جانوران
astrological
مربوط به نجوم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com