Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
valedictory
مربوط به خداحافظی
Other Matches
valedictions
خداحافظی
leave taking
خداحافظی
valediction
خداحافظی
to bid farewell
خداحافظی کردن
to bid a
خداحافظی کردن
to take french
بی خداحافظی رفتن
to take french leave
بی خداحافظی رفتن
to bid
خداحافظی کردن از
to take ones farewell of
خداحافظی کردن از
without a by your leave
بی اجازه بی خداحافظی
to say goodbye to somebody
با کسی خداحافظی کردن
to say so long to somebody
با کسی خداحافظی کردن
to say so long to the end of the year
با سال پیش خداحافظی کردن
token
یادگاری
[وقتی که کسی خداحافظی می کند]
We should be leaving now.
باید زحمت راکم کنیم (خداحافظی )
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
to wave farewell
باجنباندن دست بدرودگفتن دست خداحافظی تکان دادن
bid
خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
bids
خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
grace cup
گیلاس مشروب پس از شام گیلاس خداحافظی
stirrup cup;stirrup cup
پیاله بدرود پیاله خداحافظی یاجدایی
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
condequent
مربوط
relevant
مربوط
curatorial
مربوط به
for
مربوط به
correspondents
مربوط به
vespertinal
مربوط به شب
eight bit system
مربوط به یک
germane
مربوط
hydraulic
مربوط به اب
apposite
مربوط
irrelevant
نا مربوط
lineal
مربوط به خط
as for
مربوط به
coordinate
مربوط
affined
مربوط
proper
مربوط
pertinent
مربوط
cretaceous
مربوط به گچ
pertinent
مربوط به
correspondent
مربوط به
pertaining
مربوط به
coherent
مربوط
related
مربوط
caprine
مربوط به بز
pertinenet
مربوط
fossil
مربوط بادوارگذشته
fossils
مربوط بادوارگذشته
genethliac
مربوط به طالع
garlicky
مربوط به سیر
communist
مربوط به کمونیسم
communists
مربوط به کمونیسم
gallinaceous
مربوط بماکیان
climatic
مربوط به اب وهوا
dependent
مربوط محتاج
ammino
مربوط به امونیاک
concerns
مربوط بودن به
operatic
مربوط به اپرا
outbound
مربوط به خارج
racing
مربوط بمسابقه
futuristic
مربوط به اینده
vehicular
مربوط به خودرو
concern
مربوط بودن به
acetarious
مربوط به سالاد
achaean
مربوط به اخائیه
pyrotechnic
مربوط به فن اتشبازی
personal
مربوط به کسی
sensorimotor
مربوط به حس حرکت
amebic
مربوط به امیب
ameban
مربوط به امیب
ameba
مربوط به امیب
amazonian
مربوط به امازونها
pyric
مربوط به سوختن
aguish
مربوط به تب و لرز
polar
مربوط به قط بها
polar
مربوط به قطب
Hellenic
مربوط به یونان
aluminous
مربوط به الومینیوم
mammary
مربوط به پستان
mammary
مربوط به پستانداران
agrologic
مربوط بخاکشناسی
ameboid
مربوط به امیب
achaian
مربوط به اخائیه
four dimensional
مربوط به بعدچهارم
fistulous
مربوط به ناسور
quadrantal
مربوط به تراز
adulterous
مربوط به زنا
shipboard
مربوط به ناو
procephalic
مربوط به جلو سر
coherently
بطور مربوط
womanish
مربوط به زن یا زنان
filiate
مربوط ساختن
professorate
مربوط به استادی
occupational
مربوط به شغل
verb
مربوط به صدا
verbs
مربوط به صدا
ecumenical
مربوط به سرتاسرجهان
contiguous
مربوط بهم
psychiatric
مربوط به روانپزشکی
attached
مربوط متعلق
meteorological
مربوط به هواسنجی
immunologic
مربوط به مصونیت
haemic
مربوط بخون
military
مربوط به نظام
sartorial
مربوط به خیاطی
congressional
مربوط به کنگره
inspectional
مربوط به بازرسی
thematic
مربوط بموضوع
insurrectional
مربوط به شورش
goidelic
مربوط بسلت
nuclear
مربوط به اتمی
my
مربوط بمن
feminine
مربوط به جنس زن
glyptic
مربوط به حکاکی
astrological
مربوط به نجوم
hypophyseal
مربوط به هیپوفیز
hominoid
مربوط به بشر
surgical
مربوط به جراحی
marital
مربوط به زناشویی
matrimonial
مربوط به ازدواج
ceremonials
مربوط به جشن
ceremonial
مربوط به جشن
hawaiian
مربوط به هاوایی
familial
مربوط به خانواده
horsy
مربوط به اسب
affiliate
مربوط ساختن
aesthetically
مربوط به علم
aesthetic
مربوط به علم
hydrographic
مربوط به اب نگاری
municipal
مربوط به شهرداری
hydropic
مربوط به استسقاء
hydrostatic
مربوط به فشار اب
irrelative
نا مربوط مطلق
commercial
مربوط به تجارت
janitorial
مربوط به فراشی
centenarian
مربوط به قرن
norse
مربوط به اسکاندیناوی
budgetary
مربوط به بودجه
nasal
مربوط به بینی
retired
مربوط به بازنشستگی
affiliating
مربوط ساختن
affiliates
مربوط ساختن
affiliated
مربوط ساختن
fractional
مربوط به بخشها
numeric
1-مربوط به اعداد. 2-
fractional
مربوط به بخشهایی
osteal
مربوط باستخوان
ovarial
مربوط به تخمدان
pertain to
مربوط بودن به
pertian
مربوط بودن
prospective
مربوط به اینده
existential
مربوط به هستی
nautical
مربوط به کشتیرانی
aeronautical
مربوط به فضانوردی
centenarians
مربوط به قرن
geriatric
مربوط به پیری
larcenous
مربوط به دزدی
technologically
مربوط به فناوری
technological
مربوط به فناوری
textual
مربوط به متن یا نص
speculative
مربوط به اندیشه
American
مربوط بامریکا
metabolical
مربوط به متابولیزم
Americans
مربوط بامریکا
acrobatic
مربوط به بندبازی
glossal
مربوط به زبان
circumstantial
مربوط به موقعیت
anal
مربوط به مقعد
baronial
مربوط به بارون
ovarian
مربوط به تخمدان
parental
مربوط به والدین
versicular
مربوط به ایات
post-
مربوط به پست
post
مربوط به پست
weaponary
مربوط به اسلحه
woodsy
مربوط به جنگل
bawdy
مربوط به جاکشی
yester
مربوط به دیروز
residential
مربوط به اقامت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com