English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
eozoic مربوط به دوره ماقبل کامبرین
Other Matches
mammoth فیل بزرگ دوره ماقبل تاریخ
mammoths فیل بزرگ دوره ماقبل تاریخ
seljukian مربوط به دوره سلجوقیان
seljuk مربوط به دوره سلجوقیان
postdoctoral مربوط به دوره فوق دکترا
sessional مربوط به دوره اجلاسیه مجلس
postclassical مربوط به دوره بعد از کلاسیک
periods منتهادرجه دوران مربوط به دوره بخصوصی
progesterone هورمون مربوط به قبل از دوره حاملگی
period منتهادرجه دوران مربوط به دوره بخصوصی
Dryopic [مربوط به دوره دراوپی یونان باستان]
apolline [نوعی خطوط تزئینی مربوط به آپولو خدای خورشید در دوره باروک و رنسانس استفاده می شد.]
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
holocene وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregnum فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
prehistoric ماقبل تاریخی
postdated تاریخ ماقبل
postdate تاریخ ماقبل
the last .but one ماقبل اخر
penult ماقبل اخر
ogygian ماقبل تاریخی
prehistory ماقبل تاریخ
precedents ماقبل مقدم
predecessor ماقبل سلف
predecessors ماقبل سلف
past پیش ماقبل
postdates تاریخ ماقبل
precedent ماقبل مقدم
postdating تاریخ ماقبل
postdating بتاریخ ماقبل نوشتن
prehistoric times ازمنه ماقبل تاریخ
The prehistoric creatures . موجودات ماقبل تاریخ
postdated بتاریخ ماقبل نوشتن
internal rhyme قافیه ماقبل اخر
azoic دوران ماقبل تاریخ
antepenul پیش از ماقبل اخر
postdate بتاریخ ماقبل نوشتن
antepenultimate پیش از ماقبل اخر
postdates بتاریخ ماقبل نوشتن
precapitalism ماقبل سرمایه داری
input reactor سلف ورودی پیچک ماقبل
protolithic وابسته بدوران ماقبل عصرسنگ
prevocalic ماقبل حرف صدا دار
A prehistoric fossil. یک سنگواره (فسیل ) ماقبل تاریخ
protohistory مطالعه اوضاع ماقبل تاریخی انسان
broch [ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
cromlech ساختمان سنگهای ماقبل تاریخی بشکل تپه
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
cist [قبر ماقبل تاریخ مانند جعبه که اغلب همراه با سنگ نشانه بود.]
colporteur کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
prehistorical پیش تاریخی وابسته به قبل از تاریخ ماقبل تاریخی
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
zero supperssion موقوف کردن صفرها جایگزینی صفرهای ماقبل یک عدد با جای خالی به طوریکه صفرها در موقعیت چاپ عددفاهر نشوند
penultimate یکی به اخر مانده ماقبل اخر
prehistory ماقبل تاریخ تاریخ قبلی
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
series resistance مقاومت ورودی مقاومت سری مقاومت ماقبل
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
protohistory تاریخ ماقبل تاریخ
careers دوره
term دوره
contemporaries هم دوره
contemporary هم دوره
one's d. دوره
instar دوره
courses : دوره
rhythms دوره
rhythm دوره
careering دوره
terming دوره
career دوره
careered دوره
termed دوره
coursed : دوره
perimeters دوره
perimeter دوره
border دوره
edges دوره
bordered دوره
bordering دوره
to have ones fling دوره
rimless بی دوره
pool دوره
pooled دوره
pools دوره
periodicity دوره
edge دوره
course : دوره
stadiums دوره
stadium دوره
set دوره
sets دوره
stadia دوره
setting up دوره
he has run his race دوره
compass دوره
peripheries دوره
reviewal دوره
phases دوره
phased دوره
phase دوره
circuit دوره
rim دوره
rims دوره
felloe دوره
cycles دوره
circuits دوره
periods دوره
period دوره
periphery دوره
session دوره
Ice Age دوره یخ
felly دوره
outlining دوره
cycled دوره
outlines دوره
outlined دوره
outline دوره
cycle دوره
sessions دوره
epoch دوره
epochs دوره
eras دوره
era دوره
trochoid دوره گرد
process دوره عمل
trimester دوره سه ماهه
cycles دوره گردش
maintenance period دوره تعمیرات
schooltime دوره تحصیلی
processes دوره عمل
triennium دوره سه ساله
cycled دوره گردش
transition period دوره گذار
transition period دوره انتقال
trivium دوره نخستین
oxidizing period دوره اکسیداسیون
oxidizing period دوره احیاء
meeting یک دوره مسابقه
meetings یک دوره مسابقه
quadrentnium دوره چهارساله
puerperium دوره نفاس
quadrennium دوره چهارساله
maintenance period دوره نگهداری
rimmed دوره دار
magnetic cycle دوره مغناطیسی
tours یک دوره مسابقه
touring یک دوره مسابقه
toured یک دوره مسابقه
recurrence interval دوره تناوب
measuring period دوره سنجش
action period دوره کنش
advance course دوره عالی
advanced course دوره عالی
number of cycle تعداد دوره ها
neonatal period دوره نوزادی
melting period دوره ذوب
refractory period دوره بی پاسخی
refersher course دوره استثنایی
refersher course دوره توجیهی
return perion دوره تناوب
stretches خط ممتد دوره
stretch خط ممتد دوره
house-party دوره خانگی
careers دوره زندگی
careers دوره رسمی
tempering cycle دوره بازپخت
term of maintenance دوره نگاهداری
termtime دوره تصدی
termtime دوره تحصیلی
short period دوره کوتاه
fiscal year دوره مالی
fiscal years دوره مالی
testing time دوره ازمون
innings دوره تصدی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com