English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
aristotelean مربوط به عقیده و فلسفهء ارسطو
aristotelian مربوط به عقیده و فلسفهء ارسطو
Other Matches
analytic مربوط به مکتب یا فلسفهء تحلیلی
analytical مربوط به مکتب یا فلسفهء تحلیلی
activism فرضیهء فلسفهء
acatalepsy فلسفهء احتمالی
accidentalism فلسفهء عرضی
evangelicalism فلسفهء مذهب اوانجلی
authoritarianism فلسفهء تمرکز قدرت یا استبداد
aristotle ارسطو
philosophy of the lyceum فلسفه ارسطو
stagirite در مقدونیه ارسطو
aristotelianism سیستم فلسفی ارسطو
aristotle's illusion خطای ادراکی ارسطو
peripatetic وابسته به فلسفه ارسطو
atistotelian وابسته به ارسطوشاگرد یا پیرو ارسطو
eudaemonism اخلاقیاتی که منظور ان فراهم کردن خوشی و سعادت است اخلاقیات ارسطو
eudaimonism اخلاقیاتی که منظور ان فراهم کردن خوشی و سعادت است اخلاقیات ارسطو
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
the ten predicaments مقولات دهگانه ارسطو مقولات عشره
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
organum کتاب منطق منطق ارسطو
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
i am not of his mind با او هم عقیده
impression عقیده
ism عقیده
doctrines عقیده
impressions عقیده
tenet عقیده
viewpoint عقیده
creeds عقیده
creed عقیده
doctrine عقیده
opinion عقیده
opinions عقیده
thoughts عقیده
thought عقیده
ideas عقیده ها
viewpoints عقیده
credo عقیده
brainchild عقیده
concepts عقیده
concept عقیده
conception عقیده
idea عقیده
credos عقیده
belief عقیده
concepts عقیده ها
creedless بی عقیده
faith عقیده
internal conception عقیده
faiths عقیده
advice عقیده
pythagoreanism عقیده به تناسخ
error عقیده نادرست
tradition عقیده رایج
the belief that با این عقیده که
have عقیده داشتن
errors عقیده نادرست
swear by عقیده زیادداشتن به
turnabouts تغییر عقیده
counterview عقیده مخالف
so many menŠso many minds عقیده بیشتر
coniviction عقیده اطمینان
theosophism عقیده به عرفان
cogency قدرت عقیده
Marxism عقیده مارکس
dogmas عقیده دینی
espousing عقیده داشتن به
abjuration ترک عقیده
impressions عقیده خیال
irreconcilableness سختی در عقیده
irreconcilability سختی در عقیده
dissension اختلاف عقیده
hit off هم عقیده شدن
iam of the opinion that من براین عقیده ام که
i maintain عقیده دارم که ...
i maintain بر این عقیده ام که ...
impression عقیده خیال
having عقیده داشتن
my sentiment toward him عقیده من درباره او
outside opinion عقیده مردم
fortuitism عقیده به اتفاق
espouses عقیده داشتن به
espoused عقیده داشتن به
espouse عقیده داشتن به
divarication اختلاف عقیده
folkway عقیده عامه
freedom of belief ازادی عقیده
dogma عقیده دینی
conviction عقیده محکم
to think [of] عقیده داشتن
view نظریه عقیده
views نظریه عقیده
viewing نظریه عقیده
viewed نظریه عقیده
turnabout تغییر عقیده
suggestion افهار عقیده
to agree in opinion هم عقیده بودن
suggestions افهار عقیده
to be of [or share] the same view [or opinion] هم عقیده بودن
convictions عقیده محکم
i stand to it that جدا عقیده دارم که
epicure پیرو عقیده اپیکور
orthodox دارای عقیده درست
pronouncement افهار عقیده رسمی
Difference of opinion (in taste). اختلا ف عقیده ( سلیقه )
veer تغییر عقیده دادن
I think it's ... به نظر [عقیده] من این ...
dissent اختلاف عقیده داشتن
liberty of conscience ازادی عقیده یا فکر
change of heart <idiom> تغیر عقیده دادن
i was under theimpression that به این عقیده بودم که ...
karaism عقیده به نص تورات رداحادیث
john's own opinion عقیده خود جان
to be of the opinion that ... به این عقیده باشند که ...
irrationalism عقیده نامعقول یا چرند
to make a suggestion افهار عقیده کردن
epicures پیرو عقیده اپیکور
opine افهار عقیده کردن
tradition عقیده موروثی عرف
dissents اختلاف عقیده داشتن
preconceive قبلا عقیده پیداکردن
pass an opnion افهار عقیده کردن
dissented اختلاف عقیده داشتن
veered تغییر عقیده دادن
pronounce افهار عقیده کردن
pronounces افهار عقیده کردن
suggestion افهار عقیده پیشنهاد
suggest افهار عقیده کردن
suggested افهار عقیده کردن
suggesting افهار عقیده کردن
suggests افهار عقیده کردن
persuasion اطمینان عقیده دینی
dissentient مخالف عقیده اکثریت
to change one's tune تغییر عقیده دادن
to cherish an opinion عقیده ایی را در مغزخودپروراندن
differences of opinion اختلاف عقیده [نظر]
suggestions افهار عقیده پیشنهاد
to venture an opinion جسارتاافهار عقیده کردن
veers تغییر عقیده دادن
persuasions اطمینان عقیده دینی
pronouncements افهار عقیده رسمی
observed افهار عقیده کردن
observe افهار عقیده کردن
soft shell دارای عقیده معتدل
article of faith اعتقاد و عقیده باطنی
self expressive پافشار در عقیده خود
sentimental مبنی بر احساسات یا عقیده
I find it's ... به نظر [عقیده] من این ...
observes افهار عقیده کردن
synecologic دارای عقیده به استمرار
observing افهار عقیده کردن
pass an opinion افهار عقیده کردن
make a suggestion افهار عقیده کردن
express an opinion افهار عقیده کردن
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
persuasions نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
maintrain ادامه دادن عقیده داشتن
malthusian پیرو عقیده توماس مالتوس
immersionism عقیده به غسل ارتماسی درتعمید
to be of the mind that ... این عقیده [نظر] را دارند که ...
pragmatism تعصب دراثبات عقیده خود
four freedoms ازادی در نطق و بیان عقیده
persuasion نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
legalism عقیده به اصالت و الویت قانون
opine نظر یا عقیده خود را افهارداشتن
upset the applecart <idiom> خراب شدن عقیده ونظر
what say you to a cinema? در باره سینما چه عقیده دارید
orthodoxly با عقیده از روی رشد راشدوار
wrongheaded لجباز در عقیده و عمل سرسخت
extremism افراط کاری عقیده افراطی
to believe in palmistry بکف بینی عقیده داشتن
social minded دارای عقیده سوسیالیستی اجتماعی
to be under the i. ihat... براین عقیده یا خیال بودن
teutonism عقیده برتری نژادی المان
dogmatism افهار عقیده بدون دلیل
his f. opinion عقیده ایی که پرورده وموردپسنداوست
what do you think of him? عقیده شما در باره او چیست
like water off a duck's back <idiom> بی تاثیر ،بدون تغیر عقیده
apostasy ترک عقیده برگشتگی از دین
paradox عقیدهای که با عقیده عموم مخالف است
abreact تغییر دادن عقیده شخص با تلقین
i insist on his innocence جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
to make of something در باره چیزی نظر [عقیده] داشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com