Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
vorticose
مربوط به گردباد و چرخش باد
Other Matches
rotation coefficients
ضرایب مربوط به چرخش زمین که روی گلوله اثر دارد
waltz three
سه چرخش که پای ازاد درانتهای هر چرخش تماس بازمین پیدا میکند
windstorm
گردباد
whirl wind
گردباد
hurriance
گردباد
torna do
گردباد
tourbillion
گردباد
hurricanes
گردباد
hurricane
گردباد
whirlwinds
گردباد
whirlwind
گردباد
tornados
گردباد
tornado
گردباد
tourbillon
گردباد
tornadoes
گردباد
anticyclones
گردباد هوایی
tornados
گردباد تند
water spot
گردباد دریایی
twister
گردباد چرخان
waterspout
گردباد دریایی
anticyclone
گردباد هوایی
whirlwind
وابسته به گردباد
whirlwinds
وابسته به گردباد
twister
گردباد تند
twisters
گردباد چرخان
twisters
گردباد تند
waterspouts
گردباد دریایی
tornado
گردباد تند
tornadoes
گردباد تند
skirl
صدای گردباد
cyclones
بادتند وشدید گردباد
cyclone
بادتند وشدید گردباد
torna do
یکجور گردباد که در باختر.....میوزد
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
typhoon
توفان سخت دریای چین گردباد
typhoons
توفان سخت دریای چین گردباد
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
single action
یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
rotational
چرخش
wheels
چرخش
wheeling
چرخش
volte face
چرخش
gyrations
چرخش
wheel
چرخش
gyration
چرخش
levorotation
چرخش به چپ
turns
چرخش
trolls
چرخش
wrenches
چرخش
turn
چرخش
swirl
چرخش
swirled
چرخش
swirling
چرخش
swirls
چرخش
troll
چرخش
wrench
چرخش
head rolling
سر چرخش
volte-face
چرخش
wrenched
چرخش
twirling
چرخش
revolution
چرخش
twirl
چرخش
whirlpool
چرخش اب
rotation
چرخش
whirlpools
چرخش اب
revolutions
چرخش
twirled
چرخش
whirls
چرخش
spin
چرخش
spins
چرخش
whirling
چرخش
whirled
چرخش
circulations
چرخش
circulation
چرخش
twirls
چرخش
whirl
چرخش
roll
چرخش گردش
radius of gyration
شعاع چرخش
gyoradius
شعاع چرخش
cyclostat
دستگاه چرخش
tumbled
چرخش اشفتگی
turn-off
محل چرخش
high spin
چرخش زیاد
tumbles
چرخش اشفتگی
pivoting
قابل چرخش
kick turn
نیم چرخش
improper rotation
چرخش نامتعارف
free rotation
چرخش ازاد
wrest
چرخش پیچش
wrested
چرخش پیچش
wrests
چرخش پیچش
wresting
چرخش پیچش
helicopters
چرخش در هوا
helicopter
چرخش در هوا
tumble
چرخش اشفتگی
rolled
چرخش گردش
stuffs
چرخش توپ
conrotatory motion
چرخش همسو
concentricity
دقت چرخش
compass swing
چرخش خط محوری
body english
چرخش بی اختیار
rotation
چرخش دوران
rotation
مقدار چرخش یک شی
spins
چرخش به سرعت
spins
چرخش توپ
axis of rotation
محور چرخش
angle of rotation
زاویه چرخش
spin
چرخش به سرعت
spin
چرخش توپ
stuffed
چرخش توپ
stuff
چرخش توپ
rolls
چرخش گردش
chasing
پایه چرخش
chases
پایه چرخش
chased
پایه چرخش
chase
پایه چرخش
turn-offs
محل چرخش
turn off
محل چرخش
twist
چرخش بدن
twisting
چرخش بدن
fractional turn
چرخش کسری
forward dive
شیرجه رو به اب با چرخش
twists
چرخش بدن
revolutions
چرخش دوران
disrotatory motion
چرخش ناهمسو
revolution
چرخش دوران
upturn
چرخش ببالا
pivot point
مرکز چرخش
rotational post
شغل در چرخش
rotational speed
سرعت چرخش
universal
با چرخش ازاد
trepan
چرخش انحراف
orthogonal rotation
چرخش عمودی
turn table
میز چرخش
optical rotation
چرخش نوری
topspin
چرخش توپ
rotatable
چرخش پذیر
pick and roll
ایجاد سد و چرخش
turnabout
چرخش به یک طرف
pivot ship
ناو چرخش
quartimax rotation
چرخش کوارتیماکس
radius of giration
شعاع چرخش
upright spin
چرخش ایستاده
vertical scrolling
چرخش عمودی
varimax rotation
چرخش واریماکس
upward rotation
چرخش رو به بالا
proper rotation
چرخش متعارف
turnabouts
چرخش به یک طرف
oblique rotation
چرخش مایل
number of revolutions
چرخش بر دقیقه
rotational speed
چرخش بر دقیقه
revs per minute
چرخش بر دقیقه
sidespin
چرخش توپ
revolutions per minute
چرخش بر دقیقه
sidespin
چرخش بیک سو
magnetic ritation
چرخش مغناطیسی
specific rotation
چرخش ویژه
williamson turn
چرخش ویلیامسون
rev
چرخش بر دقیقه
molecular rotation
چرخش مولکولی
speed of rotation
چرخش بر دقیقه
turning point
نقطه چرخش
sidespin
چرخش انحرافی
turning points
نقطه چرخش
rpm
چرخش بر دقیقه
dorro yoop chagi
ضربه پا به بغل با چرخش
counter rotate
چرخش بالاتنه در پیچ
spinning
چرخش
[گردش]
[دوران ]
mutarotation
تغییر چرخش نوری
pivots
چرخش حول یک محور
pivoted
چرخش حول یک محور
turning points
نقطه لولای چرخش
type face
نوع چرخش یکان
turning point
نقطه لولای چرخش
fullest
چرخش با پشتک کامل
full
چرخش با پشتک کامل
evolution
چرخش حرکت دورانی
caracole
نیم چرخش اسب
spindling
چرخش دیسک دستی
hinges
لولا چرخش لولایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com