Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
daw
مرغی شبیه کلاغ
Other Matches
roadrunner
مرغی شبیه فاخته تکزاس
mags
کلاغ جاره اروپایی کلاغ زنگی
mag
کلاغ جاره اروپایی کلاغ زنگی
ovoid
جسم تخم مرغی تخم مرغی شکل
gooseneck
هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
avian
مرغی
oviform
تخم مرغی
ovate
تخم مرغی
oval
تخم مرغی
ellipse
تخم مرغی
struthous
شتر مرغی
ellipses
تخم مرغی
ovals
تخم مرغی
ovolo
زوار تخم مرغی
what kind of a bird is that ?
چه جور مرغی است
ovolo
فتیله تخم مرغی
egg shaped section
مقطع تخم مرغی
vitelline
زرده تخم مرغی
egg shaped
تخم مرغی شکل
ovoidal
تخم مرغی شکل
ovoidal
جسم تخم مرغی
i wish i were
کاش من مرغی بودم
ovalness
شکل تخم مرغی
ovally
تخم مرغی وار
almond
انبار تخم مرغی
corvus
کلاغ
corvi
کلاغ
crow
کلاغ
crowed
کلاغ
crowing
کلاغ
squat jump
کلاغ پر
crows
کلاغ
ovals
بیضی تخم مرغی شکل
to piniona bird's wing
نوک بال مرغی را چیدن
oval
بیضی تخم مرغی شکل
fulmar
مرغی مانند مرغ طوفان
ovalize
تخم مرغی یا بیضی کردن
pie
کلاغ زنگی
croaker
وزغ یا کلاغ
ravined
کلاغ مانند
crake
کلاغ زاغی
corvine
کلاغ مانند
croaks
صدای کلاغ
croaking
صدای کلاغ
carrion crow
کلاغ بغدادی
rooklet
بچه کلاغ
pie
کلاغ جاره
raven
کلاغ سیاه
kae
کلاغ بیشه
corbie
کلاغ لاشخور
wild bryony
پنجه کلاغ
croaked
صدای کلاغ
croak
صدای کلاغ
king closer
اجر کلاغ پر
rooks
کلاغ زاغی
jackdaw
کلاغ پیشه
magpies
کلاغ جاره
ravens
کلاغ سیاه
magpie
کلاغ جاره
jackdaws
کلاغ پیشه
rook
کلاغ زاغی
pies
کلاغ زنگی
pies
کلاغ جاره
piet
کلاغ جاره
hellweed
پنجه کلاغ
oblique bond
رج چینی کلاغ پر
rook
کلاغ سیاه
piet
کلاغ زاغی
rooks
کلاغ سیاه
standard egg section
مقطع تخم مرغی شکل معمولی
to get a meat for a bird
برای مرغی جفت پیدا کردن
bowtell
[ابزاری با سر محدب و فیتیله تخم مرغی]
bowtelle
[ابزاری با سر محدب و فیتیله تخم مرغی]
cruller
کلوچه تخم مرغی سرخ شده
coronoid
مانند نوک کلاغ
ravens
غراب کلاغ زنگی
coracoid
مانند نوک کلاغ
crake
غراب صدای کلاغ
raven
غراب کلاغ زنگی
strobile
جوز کلاغ چلغوزه
pinnulated
شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulate
شبیه برگچه شبیه بالچه
egg position
حالت تخم مرغی در مسابقات سرعت اسکی
to pounce upon a bird
ناگهان برسر مرغی فرودامدن یا حمله کردن
scutum
سپر دراز یا تخم مرغی روم قدیم
magpies
کلاغ زاغی ادم وراج
magpie
کلاغ زاغی ادم وراج
The sky was black with crows.
آسمان از کلاغ سیاه شده بود
nut cracker
یکجور پرنده اروپایی که مانند کلاغ است
egg bound
صفت مرغی که تخم درتخم دانش گشته یاپیچ خورده است
crow's foot
هرچیزی بشکل پنجه کلاغ چین و چروک گوشه لب و چشم.
Murghi rugs
فرش های مرغی
[این طرح در فرش های جنوب ایران بیشتر دیده شده و نمادی از مرغ یا خروس را بصورت شکل هندسی نشان می دهد.]
makes
شبیه
neared
شبیه
nearer
شبیه
nearest
شبیه
analogous
شبیه
similes
شبیه
womanlike
شبیه زن
personator
شبیه
papilionaceous
شبیه
make
شبیه
wifelike
شبیه زن
simile
شبیه
anthoid
شبیه به گل
similar
شبیه
near
شبیه
nearing
شبیه
nears
شبیه
similar to that
شبیه به ان
related
<adj.>
شبیه
imitation
شبیه
imitations
شبیه
simulant
شبیه
alike
<adj.>
شبیه
akin
<adj.>
شبیه
quasi
شبیه
pygidial
شبیه دم
feathery
شبیه به پر
more like;most like
شبیه تر
medal
شبیه
luteous
شبیه گل
near-
شبیه
medals
شبیه
like
<adj.>
شبیه
similar
<adj.>
شبیه
similiar
شبیه
eugenoid
شبیه اوگانا
epithelioid
شبیه بشرهای
fiddleback
شبیه ویولون
for all the world like
کاملا` شبیه
henny
شبیه بمرغ
haemoid
شبیه خون
haematoid
شبیه بخون
grapy
شبیه انگور
goosy
شبیه غاز
goosey
شبیه غاز
ghostliness
شبیه به روح
fiddleback
شبیه کمانچه
farfetched
شبیه بعید
popish
شبیه کاتولیک
argillaceous
شبیه خاک رس
assonant
شبیه در صدا
vestibular
شبیه اتاقک
b
هرشکلی شبیه به B
berrylike
شبیه توت
butyraceous
شبیه کره
computer simulation
شبیه سازی
claustral
شبیه حجره
carinal
شبیه زورق
cervine
شبیه گوزن
chylaceous
شبیه کیلوس
alkaloid
شبیه قلیا
aliform
شبیه بال
chartaceous
شبیه کاغذ
epithelial
شبیه بشرهای
dermoidal
شبیه پوست
encephaloid
شبیه مغز
simulated
شبیه ساخته
steamiest
شبیه بخار
dermoid
شبیه پوست
stellar
شبیه ستاره
nebulous
شبیه سحاب
crystalloid
شبیه بلور
adrenergic
شبیه ادرنالین
citied
شبیه شهر
chochleate
شبیه صدف
sloughy
شبیه دله
sulphurous
شبیه گوگرد
susurrous
شبیه نجوا
susurrus
شبیه نجوا
sylphlike
شبیه جن هوایی
taffia
مشروبی شبیه رم
tafia
مشروبی شبیه رم
take after
شبیه بودن
the d.
فن شبیه سازی
the drama
فن شبیه سازی
sulfurous
شبیه گوگرد
styloid
شبیه نیزه
snakelike
شبیه مار
snuffy
شبیه انفیه
soupy
شبیه ابگوشت
spathulate
شبیه مرهم کش
spatulate
شبیه مرهم کش
spheroid
شبیه کره
splenoid
شبیه به طحال
stomatic
شبیه دهان
stubbly
شبیه کاهبن
the profession
اهل شبیه
tonsillar
شبیه لوزتین
vestibular
شبیه رخت کن
virgulate
شبیه میله
waterish
هر چیزی شبیه اب
wavelike
شبیه موج
whippy
شبیه شلاق
woodsy
شبیه چنگل
vermiform
شبیه کرم
vee
شبیه حرف v
trapezium
شبیه ذوذنقه
trichoid
شبیه موی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com