Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (9 milliseconds)
English
Persian
salver
مرهم گذار
salvers
مرهم گذار
Other Matches
spatula
مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
spatulas
مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
dressings
مرهم گذاری وزخم بندی مرهم
dressing
مرهم گذاری وزخم بندی مرهم
balms
مرهم
spatule
مرهم کش
salve
مرهم
balm
مرهم
ointment
مرهم
balmy
مرهم
ointments
مرهم
oils
مرهم
balmier
مرهم
unguent
مرهم
oil
مرهم
oiling
مرهم
inunction
مرهم
cerate
مرهم
demulcent
مرهم
balmiest
مرهم
spathulate
شبیه مرهم کش
spatulate
شبیه مرهم کش
iatraliptics
مرهم گذاری
cold cream
یکجور مرهم
opodeldoc
مرهم صابونی
chrism
مرهم تدهین
unction
مرهم مداهنه
basilicon
مرهم باسلیقون
basilic ointment
مرهم باسلیقون
opodeldoc
مرهم کافوری
inunction
مرهم گذاری
deranyement
اختلال مرهم زنی
unction
مرهم گذاری تدهین
carron oil
مرهم روغن برزک
salve
مرهم تسکین دهنده
liniments
مرهم رقیق روغن مالش
liniment
مرهم رقیق روغن مالش
the doctor ordered an ointment
پزشک مرهم تجویز کرد
balmy
دارای خاصیت مرهم خنک کننده
balmiest
دارای خاصیت مرهم خنک کننده
balmier
دارای خاصیت مرهم خنک کننده
gallipot
پیاله کوچک مخصوص مرهم و دارو
over-
گذار
over
گذار
transition
گذار
transitions
گذار
grounder
پایه گذار
grounder
کار گذار
trend-setters
بدعت گذار
instaurator
بنیاد گذار
trend-setter
بدعت گذار
graduator
درجه گذار
marker pen
علامت گذار
depositor
امانت گذار
differentiator
فرق گذار
discriminator
فرق گذار
dotter
نقطه گذار
punctuator
نقطه گذار
encoder
رمز گذار
pledgor
رهن گذار
grader
نمره گذار
legator
میراث گذار
legiskative
قانون گذار
transit time
زمان گذار
tracklayer
ریل گذار
tracked layer
ریل گذار
tapper
توپی گذار
spotter
خال گذار
space bar
فاصله گذار
shelver
در تاقچه گذار
pledgor
وثیقه گذار
pracitcable
گذار کردنی
pricer
قیمت گذار
prizer
قیمت گذار
transition state
حالت گذار
zoogenic
بچه گذار
legislatress
قانون گذار زن
legislatrix
قانون گذار زن
lienee
وثیقه گذار
lowpass
پایین گذار
mark sense
نشان گذار
mortgagor
رهن گذار
nomographer
قانون گذار
outdoor recreation
گشت و گذار
oviparous
تخم گذار
pawnor
رهن گذار
impressionistic
برداشت گذار
shelver
در قفسه گذار
swindlers
کلاه گذار
founder
بنیان گذار
bypassed
کنار گذار
bypasses
کنار گذار
founders
بنیان گذار
blazers
علامت گذار
blazer
علامت گذار
bypassing
کنار گذار
investors
سرمایه گذار
bypass
کنار گذار
legislators
قانون گذار
legislator
قانون گذار
auctioneer
حراج گذار
auctioneers
حراج گذار
contributory
خراج گذار
innovator
بدعت گذار
innovators
بدعت گذار
swindler
کلاه گذار
foundering
بنیان گذار
foundered
بنیان گذار
heretic
بدعت گذار
heretics
بدعت گذار
insurant
بیمه گذار
demographic transition
گذار جمعیت
racer
مسابقه گذار
racers
مسابقه گذار
handlers
دسته گذار
coder
رمز گذار
handler
دسته گذار
markers
نشان گذار
crossing site
محل گذار
marker
نشان گذار
transition period
دوره گذار
valuers
قیمت گذار
deepositor
ودیعه گذار
valuer
قیمت گذار
insured
بیمه گذار
assessor
خراج گذار
accomodating
منت گذار
bailer
امانت گذار
investor
سرمایه گذار
legislative
قانون گذار
bailor
امانت گذار
spacebar
کلید فاصله گذار
truster
ودیعه گذار اعتباردهنده
dan runner
کشتی بویه گذار
subcaliber
تفنگ اثر گذار
testator
شاهد میراث گذار
uniparous
هر باریک تخم گذار
buoy tender
کشتی بویه گذار
buoy tender
ناو بویه گذار
dot generator
مولد خال گذار
dan layers
شناوه بویه گذار
depositor
ودیعه گذار مودع
mine layer
کشتی مین گذار
minelayer
کشتی مین گذار
free capital
سرمایه گذار پولی
minelayer
ناو مین گذار
miscreant
بدعت گذار خبیث
net laying ship
کشتی تور گذار
position control
پیچ مرکز گذار
burst gate
لامپ پیام گذار
money lender
پول به بهره گذار
truster
باور کننده امانت گذار
pathfinder
هواپیمای علامت گذار مسیر
You are not pulling my leg , are you ?
نکند دار ؟ سر بسرم می گذار ؟
pathfinders
هواپیمای علامت گذار مسیر
parentheses free nataton
نشان گذار بدون پرانتز
spademan
نفر خرج گذار توپ
to mince matters
از گفتن راستی فرو گذار کردن
godmother
نام گذار بچه مادر خوانده روحانی
godmothers
نام گذار بچه مادر خوانده روحانی
range ladder
تنظیم تیربه روش نردبانی با شلیک گذار و کوتاه
encrypt
تبدیل متن به حالت امن با استفاده از سیستم رمز گذار
loader
خرج گذار پر کننده توپ سمبه پر کن ماشین خاک بارکن
nomothetes
کسیکه گماشته میشد تا درقانون تجدیدنظر نماید قانون گذار
encipher
تبدیل متعلق به کد محافظت شده توسط سیستم رمز گذار
sentinel
1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
sentinels
1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
winters
قشلاق کردن زمستانرا بر گذار کردن زمستانی
winter
قشلاق کردن زمستانرا بر گذار کردن زمستانی
crossing area
منطقه گذار منطقه پایاب
financiers
سرمایه دار سرمایه گذار
financier
سرمایه دار سرمایه گذار
depositor
صاحب سپرده سپرده گذار
zoogenous
بچه زا بچه گذار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com