English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
chess problem مسئله شطرنج
Search result with all words
eight queens problem مسئله هشت وزیر شطرنج
Other Matches
sicilian attack حمله سیسیلی شطرنج گشایش انگلیسی شطرنج
resolvent حل حل مسئله
theorems مسئله
theorem مسئله
examples مسئله
example مسئله
issued مسئله
solution of a problem حل یک مسئله
problems مسئله
case مسئله
cases مسئله
problem مسئله
issues مسئله
problem solving حل مسئله
issue مسئله
catechist مسئله گو
check problem مسئله مقابلهای
solution to a problem راه حل یک مسئله
test problem مسئله ازمابنده
the eastern question مسئله خاور
solving حل کردن مسئله
solves حل کردن مسئله
solved حل کردن مسئله
solve حل کردن مسئله
toss-up مسئله مشکوک
check problem مسئله ازمایشی
toss up مسئله مشکوک
toughie مسئله بغرنج
identification problem مسئله شناسائی
problem oriented مسئله گرا
benchmark problem مسئله محک
problem identification شناسایی مسئله
problem state وضعیت مسئله
problem description شرح مسئله
problem description تشریح مسئله
problem definition تعریف مسئله
questions استفهام مسئله
questioned استفهام مسئله
question استفهام مسئله
side issue مسئله فرعی
side issues مسئله فرعی
jeopardy مسئله بغرنج
benchmark problebm مسئله محک
toughy مسئله بغرنج
dilemmas مسئله غامض
crux مسئله دشوار
dilemma مسئله غامض
troublemaker مسئله آفرین
problematic <adj.> مسئله آفرین
three mover مسئله مات با سه حرکت
question in dispute مسئله متنازع فیه
problem analysis تجزیه و تحلیل مسئله
identification problem مسئله تعیین هویت
problem oriented language زبان باگرایش مسئله
problem oriented language زبان مسئله گرا
conundrum مسئله بغرنج وپیچیده
two mover مسئله مات در دو حرکت
conundrums مسئله بغرنج وپیچیده
buring question مسئله هیجان اور
to revisit an issue مسئله ای را بازدید کردن
problem child فرزند مسئله دار
that is not the proposition مسئله چیز دیگر است
primary cognizance تحقیقات اولیه روی یک مسئله
to crack a problem مسئله ای را حل کردن [ریاضی یا فیزیک]
issue مسئله قضیه تحویل جنس
issues مسئله قضیه تحویل جنس
on line problem solving حل مسئله بطور درون خطی
issued مسئله قضیه تحویل جنس
More money is not the answer to this problem. پول بیشتر حل این مسئله نیست.
determinate problem مسئله ایی که یک یا چندراه حل معین دارد
combinatorial explosion موقعیتی که به هنگام حل مسئله اتفاق میافتد
context sensitive help key کلید فهور مطالب کمکی درمورد مسئله معین
catechetics فن اموزش اصول دین بوسیله پرسش مسئله گویی
stressing یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
porism قضیهای که از راه حلهای بیشماربرای یک مسئله نشان میدهد
cogo یک زبان برنامه نویسی مسئله گرابرای حل مسائل هندسی
stress یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
stresses یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
imbroglio قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب مسئله غامض
imbroglios قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب مسئله غامض
demarche عمل سیاسی اقدامی است که دولتی درمورد مسئله خاصی
rhetorical question مسئله مربوط بمعانی بیان سوالی که برای تسجیل موضوعی بشود
problem program برنامهای که به هنگام قرارگرفتن واحد پردازش مرکزی در حالت مسئله اجرا میشودبرنامه مسئلهای
the German issue مسئله آلمان [تاریخ] [بحث یکی سازی بین ۳۷ دولت آلمانی زبان در قرن ۱۹]
the German question مسئله آلمان [تاریخ] [بحث یکی سازی بین ۳۷ دولت آلمانی زبان در قرن ۱۹]
assistance کمک یک جانبه کشوری به کشور دیگر بدون اینکه مسئله مقابله به مثل مطرح باشد
gpss زبان برنامه نویسی مسئله گرا برای توسعه سیستمهای شبیه سازی بکار می رود
collectivism اعتقاد به این مسئله که جامعه باید به وسیله مساعی جمعی وهمکاری همه احاد ان اداره شود
Life in not a problem to be solved, but a reality to be experienced. زندگی مسئله ای نیست، که نیاز به حل کردن داشته باشد، بلکه حقیقتی است که باید تجربه کرد.
design heuristics راهنمایی هایی که به هنگام تقسیم یک مسئله یا برنامه بزرگ به قسمتهای کوچک وکنترل شدنی می توان از انهااستفاده کرد
chequer شطرنج
al fil شطرنج
chess شطرنج
rooks رخ شطرنج
rook رخ شطرنج
chess clock ساعت شطرنج
bad bishop فیل بد شطرنج
progressive chess شطرنج سریع
lightning chess شطرنج سریع
mans مهره شطرنج
chequer wise شطرنج وار
chessist شطرنج باز
impledge پیاده شطرنج
passer رونده شطرنج
chess machine ماشین شطرنج
chess board صفحه شطرنج
chess master استاد شطرنج
chess olympiad المپیاد شطرنج
man مهره شطرنج
chessomania شیفتگی شطرنج
pignorate پیاده شطرنج
a game of chess یک مسابقه شطرنج
chequer خانه شطرنج
chess oscar اسکار شطرنج
chessist شطرنج دوست
bishop pairs دو فیل شطرنج
chess man مهره شطرنج
pawns پیاده شطرنج
rules of chess قوانین شطرنج
crampet game بازی شطرنج
queen وزیر شطرنج
queens وزیر شطرنج
traditional chess شطرنج استاندارد
squared خانه شطرنج
squares خانه شطرنج
squaring خانه شطرنج
postal chess شطرنج مکاتبهای
pieces مهره شطرنج
piece مهره شطرنج
masters استاد شطرنج
mastered استاد شطرنج
master استاد شطرنج
checker خانه شطرنج
square خانه شطرنج
bishop فیل شطرنج
chessophrenetic متعصب شطرنج
rapid transit شطرنج سریع
chessman مهره شطرنج
chessboards تخته شطرنج
chessboard تخته شطرنج
chessmen مهره شطرنج
pawning پیاده شطرنج
pawned پیاده شطرنج
pawn پیاده شطرنج
bishops فیل شطرنج
flank openings گشایشهای جناحی شطرنج
five minute chess بازی شطرنج 5 دقیقهای
joke opening دفاع مدرن شطرنج
indian defence دفاع هندی شطرنج
fifty move rule قانون 05 حرکت شطرنج
fee pawn پیاده ازاد شطرنج
isolani پیاده ایزوله شطرنج
ideal position پوزیسیون ارمانی شطرنج
helpmate خود- ماتی شطرنج
frontier line خط وسط صفحه شطرنج
illegal move حرکت غیرقانونی شطرنج
french defence دفاع فرانسوی شطرنج
forcing move حرکت اجباراور شطرنج
light piece سوار سبک شطرنج
forced move حرکت اجباری شطرنج
flight square خانه فرار شطرنج
grunfeld's defence دفاع گرونفلد شطرنج
hanging pawns پیادههای اویزان شطرنج
heavy piece سوار سنگین شطرنج
greco counter gambit گامبی لاتویایی شطرنج
transposition تبدیل حرکات شطرنج
queen's gambit گامبی وزیر شطرنج
queen's fianchetto defence گشایش لارسن شطرنج
queen's wing جناح وزیر شطرنج
queen side جناح وزیر شطرنج
postalite شطرنج باز مکاتبهای
zonal tournament تورنمنت منطقهای شطرنج
pawn storm توفان پیادهای شطرنج
pawn roller پیاده رانی شطرنج
quiet move حرکت ارام شطرنج
reti opening گشایش رتی شطرنج
undoubling خروج از دوبلگی شطرنج
touch move لمس مهره شطرنج
united pawns پیادههای متصل شطرنج
vienna game بازی وینی شطرنج
top board میز نخست شطرنج
to play at chess شطرنج بازی کردن
weak square خانه ضعیف شطرنج
wood pusher بازیگر بسیارضعیف شطرنج
strong squar خانه قوی شطرنج
Chess is my pastim (hobby). سر گرمی من شطرنج است
sicilian defence دفاع سیسیلی شطرنج
pawn push پیاده رانی شطرنج
pawn promotion ترفیع پیاده شطرنج
modern defence دفاع مدرن شطرنج
minor pieces سوارهای سبک شطرنج
mannheim variation واریاسیون مانهایم شطرنج
major pieces سوارهای سنگین شطرنج
long castling قلعه بزرگ شطرنج
living chess شطرنج با مهرههای جاندار
knock out tournament تورنمنت حذفی شطرنج
knight's tour سفر اسب شطرنج
knight fork چنگال اسب شطرنج
king's gambit گامبی شاه شطرنج
king's wing جناح شاه شطرنج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com