Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
English
Persian
nursey race
مسابقه اسبهای 2 ساله
Search result with all words
derbies
مسابقه سالانه اسبهای سه ساله در انگلستان
derby
مسابقه سالانه اسبهای سه ساله در انگلستان
maturity
مسابقه اسبهای 4 ساله
Grand Prix
یک دوره مسابقه بین المللی بین اسبهای سه ساله درفرانسه
Grands Prix
یک دوره مسابقه بین المللی بین اسبهای سه ساله درفرانسه
two thousands guineas
مسابقه شرطبندی بین اسبهای اصیل 3 ساله انگلیسی
Other Matches
claiming race
مسابقه اسبهای هم قیمت
messenger stakes
مسابقه یک مایلی اسبهای 3ساله
divisions
دسته گروه اسبهای مسابقه معین
little brown jug
مسابقه یک مایلی برای اسبهای 3 سالهUrsa
division
دسته گروه اسبهای مسابقه معین
paddock judge
داور سرپرست اماده شدن اسبهای مسابقه
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
mother goose stakes
مسابقه کره مادیانهای سه ساله
one thousand guineas
مسابقه شرطبندی مادیانهای اصیل 3 ساله در انگلستان
brownies
دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
brownie
دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
claimers
اسبهای هم قیمت
roughrider
سوار کار ماهر اسبهای چموش و وحشی
quinquennial
پنج ساله دوره پنج ساله
dressage
حرکات زیبا و شیرین کاری اسبهای تربیت شده
livery stable
اصطبل مخصوص کرایه دادن اسب یا نگاهداری اسبهای دیگران
skull practice
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligan
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligans
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
tug of war
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
sack race
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
vives
یکجور ناخوشی گوش که کره اسبهای تازه بعلف بسته بدان دچار می شوند
selling plater
اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
opener
مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
seniors
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
senior
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
match play
مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
annuals
یک ساله
ten years old
ده ساله
year-long
یک ساله
decennry
ده ساله
decade
01 ساله
decades
01 ساله
sexennial
شش ساله
annual
یک ساله
vicennial
02 ساله
triennial
سه ساله
triennal
سه ساله
sorrel
گوزن نر سه ساله
semiyearly
نیم ساله
septuagenarian
هفتاد ساله
f.year old
پنج ساله
bicentenaries
دویست ساله
triennium
دوره سه ساله
seventy
هفتاد ساله
seventies
هفتاد ساله
sexennium
دوره شش ساله
year by year
همه ساله
tenant from year to year
مستاجر یک ساله
he is 0 years old
او ده ساله است
chiliad
هزار ساله
tercentennial
سیصد ساله
year-round
<idiom>
همه ساله
septennial
هفت ساله
yearling
گیاه یک ساله
annuallyy
هر ساله سالیانه
half yearly
نیم ساله
colt
اسب 3 یا 4 ساله
quinquagenarian
پنجاه ساله
perennials
همه ساله
octogenarians
هشتاد ساله
octogenarian
هشتاد ساله
quadrangena rian
چهل ساله
colts
اسب 3 یا 4 ساله
centenarians
جشن صد ساله
centenarian
جشن صد ساله
octennial
هشت ساله
bimillenary
دو هزار ساله
annually
همه ساله
nonagenarian
نود ساله
perennial
همه ساله
sepennial
هفت ساله
quinquagenary
پنجاه ساله
bicentenary
دویست ساله
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
octogenarians
وابسته به ادم 08 ساله
filly
مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
fillies
مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
quinquagenarian
شخص پنجاه ساله
quinquennium
دوره پنج ساله
decade
دوره ده ساله دهدهی
octogenarian
وابسته به ادم 08 ساله
tercentenaries
سه قرن سیصد ساله
septennium
دوره هفت ساله
mare
مادیان 4 ساله یا بیشتر
bicentenaries
جشن دویست ساله
bicentenary
جشن دویست ساله
millennial
جشن هزار ساله
pricket sister
گوزن ماده دو ساله
tercentenary
سه قرن سیصد ساله
bicentennial
جشن دویست ساله
millenium
دوره هزار ساله
nonagenarian
ادم نود ساله
quinquagenary
شخص پنجاه ساله
quadrangena rian
ادم چهل ساله
mares
مادیان 4 ساله یا بیشتر
septennate
دوره هفت ساله
teens
نوجوان ده تا91 ساله
annuallyy
همه ساله هر سال
decades
دوره ده ساله دهدهی
lustrum
دوره پنج ساله
bicentennials
جشن دویست ساله
strike it rich
<idiom>
یک شبه ره صد ساله رفتن
quinquenniad
دوره پنج ساله
indiction
دوره پانزده ساله
millenial
وابسته به دوره هزار ساله
indiction
مالیات پانزده ساله املاک
a man in his forties
مرد چهل و خورده ساله
sexagesimal
شصتم دوره شصت ساله
junior college
دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده
men affifty and above
مردان پنجاه ساله به بالا
She must be at least 40.
او
[زن]
کم کمش باید ۴۰ ساله باشد.
millenarian
معتقد به سلطنت هزار ساله مسیح
millenarianism
اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
pythiad
دوره چهار ساله جشنهای ورزشی " پیتین "
the 28 year-old nurse-turned-independent insurance consultant
پرستار ۲۸ ساله که مشاور مستقل بیمه شده است
juniorate
مدرسه شبانه روزی متوسطه محصلین دو ساله مقدماتی یسوعیون
dragway
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
quadrangular meet
مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
oedipal
وابسته به احساسات و علائق کودکان 3 تا 6 ساله نسبت بوالدین جنس مخالف خود
slalom
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slaloms
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
ice racing
مسابقه سرعت روی یخ مسابقه روی یخ
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
Ushak medallion
ترنج عشاق
[این ترنج مربوط به شهری به همین نام در ترکیه است که دارای سابقه پانصد ساله در بافت فرش است.]
chases
مسابقه
matches
مسابقه
match
مسابقه
raced
مسابقه
kyorougei
مسابقه
meet
مسابقه
chased
مسابقه
agonism
مسابقه
race
مسابقه
racing
مسابقه
contests
مسابقه ها
meets
مسابقه
setter
یک مسابقه
setters
یک مسابقه
contest
مسابقه
tournament
مسابقه
competitions
مسابقه ها
chasing
مسابقه
chase
مسابقه
tourney
مسابقه
contesting
مسابقه
event
مسابقه
events
مسابقه
tournaments
مسابقه
contested
مسابقه
chace
مسابقه
contest
مسابقه
ball games
مسابقه
ball game
مسابقه
races
مسابقه
ski racer
مسابقه رو
competition
مسابقه
game
مسابقه
competitions
مسابقه
competition
مسابقه
contests
مسابقه
bullfighting
مسابقه گاوبازی
race
مسابقه سرعت
home run
مسابقه پرامتیاز
bobsledding
مسابقه لوژسواری
bobsleigh
مسابقه لوژسواری
agonistics
علم مسابقه
single
مسابقه یکنفره
leg
قسمتی از مسابقه
meetings
یک دوره مسابقه
homestretch
مسیرانتهایی مسابقه
meeting
یک دوره مسابقه
singles
مسابقه انفرادی
hash mark
خط شروع مسابقه
fencing
مسابقه شمشیربازی
raced
مسابقه سرعت
races
مسابقه سرعت
invitation
مسابقه دعوتی
all play all
مسابقه دورهای
championships
مسابقه قهرمانی
championship
مسابقه قهرمانی
finals
مسابقه نهایی
final
مسابقه نهایی
an entrant for arace
دواطلب مسابقه
barnburner
مسابقه مهیج
invitational
مسابقه دعوتی
bonspiel
مسابقه رسمی
retires
کناررفتن از مسابقه
retire
کناررفتن از مسابقه
bullriding
مسابقه گاوسواری
come off
پایان مسابقه
airplane racing
مسابقه هواپیمابری
consolation
مسابقه جبرانی
tracks
مسابقه دویدن
invitations
مسابقه دعوتی
tracked
مسابقه دویدن
track
مسابقه دویدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com