Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
bowler
مشروب خوارافراطی دائم الخمر
bowlers
مشروب خوارافراطی دائم الخمر
Other Matches
tippler
دائم الخمر
toper
دائم الخمر
alcoholic
دائم الخمر
alcoholics
دائم الخمر
tosspot
دائم الخمر
sottish
دائم الخمر
malt worm
دائم الخمر
tipple
دائم الخمر بودن
tippled
دائم الخمر بودن
tippling
دائم الخمر بودن
tipples
دائم الخمر بودن
habitual
شخص دائم الخمر عادی
fuddle
دائم الخمر بودن گیج کردن
liquor
مشروب خوردن یاخوراندن مشروب
liquors
مشروب خوردن یاخوراندن مشروب
d.c. transformer
ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
continued
دائم
permanent
دائم
steady flow
جریان دائم
permanent insanity
جنون دائم
constant current
جریان دائم
direct current
جریان دائم
d.c c. motor
موتورجریان دائم
eye splice
حلقه دائم
fee simple
حق تملک دائم
dead load
بار دائم
permanent marriage
نکاح دائم
steady state
حالات دائم
steady load
بار دائم
life imprisonment
حبس دائم
perpetual motion
حرکت دائم
intermissions
غیر دائم
permanent magnet
اهنربای دائم
intermission
غیر دائم
d.c.
جریان دائم
rectification
دائم سازی
d.c. converter
مبدل جریان دائم
d.c. drive
ماشین جریان دائم
d.c. drive
محرکه جریان دائم
d.c. ammeter
امپرمتر جریان دائم
d.c. commponent
بخش جریان دائم
d.c. cable
کابل جریان دائم
d.c. brake
ترمز جریان دائم
obsessions
فکر دائم وسواس
obsession
فکر دائم وسواس
d.c. heating
گرمایش جریان دائم
d.c. motor
موتورجریان دائم موتور C.D
loyalty rebate
تخفیف مشتریان دائم
perpetual motion machine
ماشین با حرکت دائم
maintain watch
به گوش بودن دائم
grid d.c.
جریان دائم شبکه
dynamos
مولد جریان دائم
dynamo
مولد جریان دائم
d.c. resistance
مقاومت جریان دائم
d.c. reciever
گیرنده جریان دائم
loyalty discount
تخفیف مشتریان دائم
tetanize
بحالت انقباض دائم دراوردن
d.c. arc welding converter
مبدل جوشکاری جریان دائم
d.c. arc welding generator
مولد جوشکاری جریان دائم
high direct voltage
فشار قوی جریان دائم
d.c. winding
سیم پیچی جریان دائم
have one's nose in a book
<idiom>
دائم سر توی کتاب داشتن
grid d.c. modulation
مدولاسیون جریان دائم شبکه
variable speed d.c. motor
موتور جریان دائم با سرعت متغیر
d.c. instrument
دستگاه اندازه گیری جریان دائم
inductive d.c. voltage drop
افت ولتاژ جریان دائم القائی
d.c. series wound motor
موتور با سیم پیچی جریان دائم
pottle
مشروب
strunt
مشروب
drink
مشروب
tippling
مشروب
tipples
مشروب
beverages
مشروب
beverage
مشروب
drinks
مشروب
tipple
مشروب
tippled
مشروب
paramagnetic
اجسامی با قابلیت گذردهی یانفوذپذیری بیشتر از یک وخاصیت مغناطیسی دائم
boozes
مشروب الکلی
boozing
مشروب الکلی
purl
مشروب مالت
purled
مشروب مالت
purling
مشروب مالت
purls
مشروب مالت
snort
جرعه مشروب
snorted
جرعه مشروب
snorting
جرعه مشروب
snorts
جرعه مشروب
boozy
وابسته به مشروب
booziest
وابسته به مشروب
boozed
مشروب الکلی
booze
مشروب الکلی
intoxicants
مشروب مسکر
slugged
یک جرعه مشروب
intoxicant
مشروب مسکر
slug
یک جرعه مشروب
halazone
پودرضدعفونی اب مشروب
rummer
لیوان مشروب
drinkers
مشروب خور
drinker
مشروب خور
boozers
مشروب خور
boozer
مشروب خور
slugs
یک جرعه مشروب
hooch
مشروب تند
birl
مشروب خوردن
slumgulion
مشروب بی مزه
boozier
وابسته به مشروب
bootleg
مشروب قاچاق
A good stiff ( strong ) alchoholic drink .
مشروب پرمایه
shot
یک گیلاس مشروب
shots
یک گیلاس مشروب
barkeeper
مشروب فروش
barkeep
مشروب فروش
liquors
مشروب الکلی
liquor
مشروب الکلی
grogshop
دکان مشروب فروشی
nightcap
مشروب قبل ازخواب
nightcaps
مشروب قبل ازخواب
carouse
در مشروب افراط کردن
dramshop
بار مشروب فروشی
rum running
حمل مشروب قاچاق
hollands
جین یا مشروب هلندی
sup
شام دادن مشروب
john barleycorn
مشروب الکلی خانگی
supped
شام دادن مشروب
supping
شام دادن مشروب
sups
شام دادن مشروب
dramshop
سالن مشروب فروشی
caroused
در مشروب افراط کردن
strong drink
مشروب قوی و پر الکل
stimulant
مشروب الکلی انگیزه
stimulants
مشروب الکلی انگیزه
puff
مشروب گازدار پفک
puffing
مشروب گازدار پفک
puffs
مشروب گازدار پفک
It melts in the mouth.
مثل آب مشروب می خورد
wish wash
مشروب ابکی اب زیپو
bottlegger
فروشنده مشروب قاچاق
hooch
مشروب قاچاقی وپست
swizzle
مشروب مست کننده
carouses
در مشروب افراط کردن
carousing
در مشروب افراط کردن
bibber
ادم معتاد به مشروب
hard drink
مشروب قوی و پر الکل
peers of iveland
بزرگانی که از میان انها 82تن بطور دائم برای نمایندگی برگزیده می شوند
skid row
محله مشروب فروشهای ارزان
schnapps
مشروب جین قوی هلندی
bone dry
کسی که لب به مشروب الکلی نمیزند
to take a cup too much
<idiom>
بیش از اندازه مشروب خوردن
He drank himself to death.
آنقدر مشروب خورد تامرد
sloshing
غذای چسبناک مشروب لزج
slopping
مشروب رقیق وبی مزه
slop
مشروب رقیق وبی مزه
slopped
مشروب رقیق وبی مزه
sloshes
غذای چسبناک مشروب لزج
shebeen
مشروب فروش بدون پروانه
slosh
غذای چسبناک مشروب لزج
achalasia
عدم انبساط عضلات مجاری بدن و باقی ماندن انها در حال انقباض دائم
punched
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
swats
ابجو تازه انگلیسی مشروب الکلی
punch
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
He gets keyed up with a few drinks .
با چند گیلاس مشروب میزان می شود
root beers
مشروب شیرین معطر با ریشه گیاه
root beer
مشروب شیرین معطر با ریشه گیاه
To drink on an empty stomach.
روی شکم خالی مشروب خوردن
punches
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
refect
با مشروب یا خوراک تجدید قوا کردن
ratafia
مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ
ratafee
مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ
mazer
جام مشروب خوری چوبی بزرگ
traumatising
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
After a few drinks, everyone got a bit high.
پس از چند گیلاس مشروب کله ها همه گرم شد.
traumatizes
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
soda water
مشروب غیر الکلی گاز دار لیموناد
traumatised
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatize
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatises
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatizing
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatized
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
swizzle stick
چوب نازکی برای بهم زدن مشروب
daiquiri
مشروب مخلوط از شراب واب پرتقال و شکر
to have a binge
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
to be on the razzle
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
tom collins
نوعی مشروب الکلی مرکب ازجین واب وغیره
to have a spree
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
curie point
دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
treating
جمع اوری اراء با رشوه یا غذا و مشروب دادن به رای دهندگان
chaser
آب میوه یا آبجو
[ یا نوشیدنی کم الکلی]
که پشت مشروب قوی و پر الکل می نوشند
all mains receiver
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
inverts
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
genemotor
مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
red-nose
آدمی که دماغش قرمز است
[چونکه بیش از اندازه مشروب می نوشد]
[اصطلاح روزمره]
boozer's nose
آدمی که دماغش قرمز است
[چونکه بیش از اندازه مشروب می نوشد]
[اصطلاح روزمره]
drinker’s nose
آدمی که دماغش قرمز است
[چونکه بیش از اندازه مشروب می نوشد]
[اصطلاح روزمره]
perpetual inventory
فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
bummed
ادم مفت خور یا ولگرد ولگردی یا مفت خوری کردن بحد افراط مشروب نوشیدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com