Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English
Persian
foundation materials
مصالح پی سازی
Search result with all words
tubing
مصالح لوله سازی ولوله کشی
flooring
مصالح کف سازی
sheeting
مصالح ورق سازی
Other Matches
roof covering material
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
material
مصالح
materials
مصالح
donors
مصالح
donor
مصالح
compromiser
مصالح
mantling
مصالح
material
جنس مصالح
material
مصالح ساختمان
stuffed
جنس مصالح
overburden
مصالح رویی
stuff
جنس مصالح
engineering material
مصالح مهندسی
aggregates
مصالح دانهای
materials
مصالح ساختمان
materials
جنس مصالح
aggregate
مصالح دانهای
endurance limit
حد دوام مصالح
building material
مصالح ساختمان
considerations of public interest
مصالح مرسله
building material
مصالح ساختمانی
waste material
مصالح وازده
stuffs
جنس مصالح
reason of state
مصالح مملکتی
reason of state
مصالح عمومی
strength of materials
مقاومت مصالح
public interests
مصالح عامه
impermeable materials
مصالح نفوذناپذیر
rubble hard core
مصالح تخریب
rubble hard core
مصالح اوار
impermeable materials
مصالح ناتراوا
ballast
مصالح شسته
testing of materials
ازمایش مصالح
talus meterial
مصالح سنگریز
masonry dam
سد با مصالح بنایی
sealing compound
مصالح سیلکوت
permeable materials
مصالح تراوا
ballast
مصالح شکسته
impervious materials
مصالح ناتراوا
material testing
ازمایش مصالح
road making material
مصالح راهسازی
coated materials
مصالح اغشته
hard core
مصالح اوار
paving
مصالح سنگفرش
hard core
مصالح تخریب
road making material
مصالح راه
binding material
مصالح چسبنده
aggregates
مصالح دانه بندی
aggregates
کلوخه مصالح سنگی
semipermeable materials
مصالح نیمه تراوا
roofing
مصالح ساختن بام
endowment for the benefit of the public
وقف بر مصالح عامه
aggregate flow diagram
نمودار تهیه مصالح
transferor
مصالح انتقال دهنده
testing of materials
ازمایش مقاومت مصالح
coarse aggregate
مصالح درشت دانه
semipervious materials
مصالح نیمه تراوا
ballast
شن ریزی مصالح شکسته
coated materials
مصالح اندود شده
uniform aggregate
مصالح ریزدانه یکنواخت
stone ballast
مصالح شکسته سنگی
aggregate
کلوخه مصالح سنگی
masonery
مصالح ساختمانی سنگتراشی
florring
مصالح فرش اطاق
storage pile
انبار مصالح در کارگاه
masonery bond
بست مصالح بنایی
brick ballast
مصالح شکسته اجری
material storage area
انبار مصالح ساختمانی
brick masonary channel
کانال با مصالح اجری
masonry lining
پوشش با مصالح ساختمانی
aggregate
مصالح دانه بندی
material testing laboratory
ازمایشگاه مصالح ساختمانی
selected fill
مصالح انتخابی برای خاکریزی
electric wiring material
مصالح سیم کشی برق
coarse aggregate
مصالح دانه بندی درشت
studding
مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
ticky-tacky
[American E]
جنس بنجل
[مصالح ساختمان]
fine aggregate
مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
jerry build
با مصالح ارزان ساختمان کردن
material testing machine
دستگاه ازمایش مقاومت مصالح
sheathing
مصالح مخصوص غلاف یا پوشش
aggregate interlocking
بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
hauls
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauled
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
haul
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
internationalism
عقیده بحفظ و رعایت مصالح عمومی ملل
masonary
مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
haul road
راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
aggregate batcher
تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
aggregate batching plant
دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
free haul
در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
aggregate
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregates
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
building material dealer
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
dedications
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
bulking
افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
consul
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consuls
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
individualism
فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
declaration of trust
افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
pavement
کف سازی
repk lection
پر سازی
local anasthesia
سر سازی
pavements
کف سازی
bridgework
پل سازی
bridge building
پل سازی
truncation
بی سر سازی
compaction
تو پر سازی
flection
خم سازی
retortion
خم سازی
retortion
کج سازی
individuation
تک سازی
individualization
تک سازی
padding
له سازی
stylization
مد سازی
individualizes
تک سازی
flooring
کف سازی
individualized
تک سازی
individualize
تک سازی
deflexion
خم سازی
individualising
تک سازی
individualises
تک سازی
individualised
تک سازی
individualizing
تک سازی
idolization
بت سازی
inversion
وارون سازی
separating
جدا سازی
oscillation
نوسان سازی
paralyzation
فلج سازی
evisceration
تهی سازی
oscillations
نوسان سازی
abbreviations
کوته سازی
abbreviation
کوته سازی
perpetuation
جاودان سازی
optimize
بهینه سازی
microminiaturization
ریز سازی
mealing
نرم سازی
mutilation
معیوب سازی
microsoft
بهنگام سازی
minimalization
کمینه سازی
dwelling construction
اپارتمان سازی
resolving
برطرف سازی
emulation
نمونه سازی
manumission
ازاد سازی
wording
عبارت سازی
replacements
جانشین سازی
pedogenesis
جلگه سازی
paling
نرده سازی
pattern making
نمونه سازی
overconditioning
پرشرطی سازی
panel work
تنکه سازی
vaporization
بخار سازی
maximization
بیشینه سازی
paralysation
فلج سازی
paneling
قاب سازی
ostosis
استخوان سازی
replacement
جانشین سازی
elution
پاکیزه سازی
optometry
عینک سازی
peneplanation
دشت سازی
storage
ذخیره سازی
materialization
مادی سازی
pattern making
مدل سازی
extinction
خاموش سازی
panification
نان سازی
minimization
کمینه سازی
networking
شبکه سازی
ordering
مرتب سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com