Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
English
Persian
merchandies
معامله کردن کالای تجارتی
Other Matches
merchandise
کالای تجارتی
commercial loading
بارگیری کالای تجارتی
roll out
معرفی یک کالای تجارتی به بازار
bargains
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargained
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargain
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargaining
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
delivered duty paid
یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
commercialize
بصورت تجارتی دراوردن جنبه تجارتی دادن به
labeled cargo
کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
bear
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
bears
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
commercialization
تبدیل بصورت بازرگانی تجارتی کردن
privateer
درکشتی تجارتی مسلح کار کردن
giffen good
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
package deals
معامله کلی معامله چکی
package deal
معامله کلی معامله چکی
advert
توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
adverts
توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
futures goods
کالاهایی که در معامله سلف خرید و فروش می گردد کالاهای مورد معامله سلف
to make a market of
با کالای دیگرمعاوضه کردن
fradulent conveyance
معامله به قصد فرار از دین معامله به قصد اضرار غیر
ware
کالای فروشی پرهیز کردن از
wares
کالای فروشی پرهیز کردن از
deal
معامله کردن
trade in for
معامله کردن
trucked
معامله کردن
truck
معامله کردن
trucking
معامله کردن
strike a bargain
معامله کردن
do business
معامله کردن
to make a market of
معامله کردن
deals
معامله کردن
deals
حد معامله کردن
dealt
حد معامله کردن
deal
حد معامله کردن
trucks
معامله کردن
transacting
معامله کردن
transacts
معامله کردن
sell-outs
معامله کردن
transact
معامله کردن
to do business
معامله کردن
sell-out
معامله کردن
sell out
معامله کردن
transacted
معامله کردن
chap
معامله کردن
operate
به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
operated
به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
operates
به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
to play fair
مردانه و سر راست معامله کردن یا بازی کردن
contango
با وعده معامله کردن
bartered
پایاپای معامله کردن
play fair
مردانه معامله کردن
reciprocate
معامله بمثل کردن
reciprocate
معامله متقابله کردن
sale short
معامله سلف کردن
reciprocated
معامله بمثل کردن
reciprocated
معامله متقابله کردن
reciprocates
معامله بمثل کردن
reciprocates
معامله متقابله کردن
deal in futures
معامله سلف کردن
declare off
قطع معامله کردن
lay one's cards on the table
<idiom>
صادقانه معامله کردن
cancellation of bargain
اقاله کردن معامله
black markets
دربازارسیاه معامله کردن
black market
دربازارسیاه معامله کردن
to deal in futures
معامله پیش کردن
to deal in futures
معامله سلف کردن
barter
پایاپای معامله کردن
to buy a pig in a poke
معامله سربسته کردن
to declare off
قطع معامله کردن با
barters
پایاپای معامله کردن
bartering
پایاپای معامله کردن
barter away
تجارت یا معامله پایاپای کردن
passing off
به اسم دیگری معامله کردن
countered
جواب دادن معامله بمثل کردن با
countering
جواب دادن معامله بمثل کردن با
To clinch (close)the deal.
معامله راتمام کردن ( انجام دادن )
to come away empty-handed
با دست خالی
[معامله ای را]
ترک کردن
counter
جواب دادن معامله بمثل کردن با
to negotiate for something
گفتگو و معامله کردن برای چیزی
to negotiate
[about; on; for]
something
[with somebody]
گفتگو و معامله کردن
[با کسی درباره چیزی]
dicker
مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
overtrading
بیش ازحد معامله کردن افراط در داد و ستد
commercial
تجارتی
mercantile
تجارتی
corporate
[commercial]
<adj.>
تجارتی
merchants
تجارتی
relating to business
<adj.>
تجارتی
business
<adj.>
تجارتی
for-profit
<adj.>
تجارتی
commerical
تجارتی
merchant
تجارتی
commercial
<adj.>
تجارتی
document bills
اوراق تجارتی
trade gap
کسری تجارتی
industrial tube
لامپ تجارتی
brand loyalty
نام تجارتی
business name
اسم تجارتی
business type operation
عملیات تجارتی
trade unions
اتحادیه تجارتی
ideograph
مارک تجارتی
commercial attache
وابسته تجارتی
commercial bills
اوراق تجارتی
brand leader
علامت تجارتی
argosy
ناوگان تجارتی
merchantman
کشتی تجارتی
merchant ship
کشتی تجارتی
mercantile marine
کشتیهای تجارتی
brands
عنوان تجارتی
brands
علامت تجارتی
branding
عنوان تجارتی
trademark
علامت تجارتی
trademarks
علامت تجارتی
trade name
نام تجارتی
branding
علامت تجارتی
trade names
نام تجارتی
brand
عنوان تجارتی
brand
علامت تجارتی
capital asset
علامت تجارتی
trades unions
اتحادیه تجارتی
commercials
اگهیهای تجارتی
commercial invoice
سیاهه تجارتی
commercial marine
کشتیرانی تجارتی
advertisements
اگهیهای تجارتی
commercial paper
سند تجارتی
brand name
نام تجارتی
commercial papers
اوراق تجارتی
commercial pure
خلوص تجارتی
commercial structural steel
فولادسازهای تجارتی
Trade mark.
علامت تجارتی
commercial transactions
معاملات تجارتی
commercial value
ارزش تجارتی
commerical papers
اوراق تجارتی
commerical papers
اسناد تجارتی
commodity rate
براتهای تجارتی
trade union
اتحادیه تجارتی
commercial loading
بارگیری تجارتی
bill of goods
فهرست تجارتی
trade agreement
موافقتنامه تجارتی
trade balance
موازنه تجارتی
trade barrier
مانع تجارتی
trade disputes
دعاوی تجارتی
commercial firm
شرکت تجارتی
trade mark
علامت تجارتی
trade price
بهای تجارتی
trade price
قیمت تجارتی
trade restrictions
تضییقات تجارتی
trade winds
بادهای تجارتی
trading company
شرکت تجارتی
commercial items
اقلام تجارتی
commercial items
کالاهای تجارتی
brand names
نام تجارتی
merchant bar
فولاد تجارتی
trademark
علامت تجارتی گذاشتن
unfavorable balance of trade
توازن نامطلوب تجارتی
business income
درامد خالص تجارتی
commercial banking system
نظام بانکداری تجارتی
subsidiary brand
علامت تجارتی فرعی
trade barrier
قید و بند تجارتی
passive trade balance
توازن تجارتی منفی
cost plus
براساس قیمت تجارتی
in restraint of trade
تحت محدودیت تجارتی
dominant firm
واحد تجارتی مسلط
local trade customs
عرف تجارتی محل
advertisement
آگهی های تجارتی
name brand
علامت تجارتی مشهور
register of commerce
دفتر ثبت تجارتی
commercial representative
قائم مقام تجارتی
commercial structural steel
فولاد ساختمان تجارتی
commercial procuration
قائم مقام تجارتی
trademarks
علامت تجارتی گذاشتن
commercial light gage sheet
ورق فریف تجارتی
downswing
تنزل کارهای تجارتی وغیره
charter party
قرارداد اجاره کشتی تجارتی
name plugging
تکرار نام یا علامت تجارتی
commercial type vehicle
خودروی تجارتی خودروهای شخصی
transferable commercial instrument
اوراق تجارتی قابل انتقال
camial
وابسته بمبادله تجارتی تهاتری
secular trend
سهام تجارتی وگواهی نامه ان ها
copywriter
نویسندهی آگهیهای تجارتی و مطالب تبلیغاتی
copywriters
نویسندهی آگهیهای تجارتی و مطالب تبلیغاتی
stock exchnge
بازار سهام تجارتی اتحادیه سهامداران
Biros
نام تجارتی نوعی قلم خودکار
Biro
نام تجارتی نوعی قلم خودکار
public image
تاثیر علامت تجارتی روی ذهن مردم
dacron
نام تجارتی الیاف مصنوعی پارچه داکرون
service marking
علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
confirming house
موسسه تجارتی واسطه میان خریدار و صادر کننده
take over bid
پیشنهادخرید برای تحت کنترل دراوردن واحد تجارتی
limited edition
کالای محدود
delivery
کالای ارسالی
consignment
کالای ارسالی
labeled cargo
کالای ویژه
fakement
کالای قلب
final goods
کالای نهائی
knit goods
کالای کش بافت
imported
کالای رسیده
easy commodity
کالای نا مرغوب
economic good
کالای اقتصادی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com