Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English
Persian
merchandies
معامله کردن کالای تجارتی
Other Matches
merchandise
کالای تجارتی
commercial loading
بارگیری کالای تجارتی
roll out
معرفی یک کالای تجارتی به بازار
bargain
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargained
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargaining
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargains
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
delivered duty paid
یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
commercialize
بصورت تجارتی دراوردن جنبه تجارتی دادن به
labeled cargo
کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
bear
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
bears
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
commercialization
تبدیل بصورت بازرگانی تجارتی کردن
privateer
درکشتی تجارتی مسلح کار کردن
giffen good
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
package deal
معامله کلی معامله چکی
package deals
معامله کلی معامله چکی
adverts
توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
advert
توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
futures goods
کالاهایی که در معامله سلف خرید و فروش می گردد کالاهای مورد معامله سلف
to make a market of
با کالای دیگرمعاوضه کردن
fradulent conveyance
معامله به قصد فرار از دین معامله به قصد اضرار غیر
ware
کالای فروشی پرهیز کردن از
wares
کالای فروشی پرهیز کردن از
deal
معامله کردن
transacting
معامله کردن
transacts
معامله کردن
transacted
معامله کردن
sell out
معامله کردن
sell-out
معامله کردن
transact
معامله کردن
sell-outs
معامله کردن
to make a market of
معامله کردن
trucks
معامله کردن
to do business
معامله کردن
do business
معامله کردن
chap
معامله کردن
truck
معامله کردن
dealt
حد معامله کردن
trucked
معامله کردن
deals
حد معامله کردن
deal
حد معامله کردن
deals
معامله کردن
strike a bargain
معامله کردن
trade in for
معامله کردن
trucking
معامله کردن
operate
به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
operates
به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
operated
به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
to play fair
مردانه و سر راست معامله کردن یا بازی کردن
black markets
دربازارسیاه معامله کردن
contango
با وعده معامله کردن
barters
پایاپای معامله کردن
bartering
پایاپای معامله کردن
deal in futures
معامله سلف کردن
black market
دربازارسیاه معامله کردن
lay one's cards on the table
<idiom>
صادقانه معامله کردن
declare off
قطع معامله کردن
to deal in futures
معامله سلف کردن
to buy a pig in a poke
معامله سربسته کردن
reciprocated
معامله بمثل کردن
to deal in futures
معامله پیش کردن
reciprocated
معامله متقابله کردن
to declare off
قطع معامله کردن با
bartered
پایاپای معامله کردن
barter
پایاپای معامله کردن
reciprocate
معامله بمثل کردن
cancellation of bargain
اقاله کردن معامله
sale short
معامله سلف کردن
reciprocates
معامله بمثل کردن
reciprocates
معامله متقابله کردن
reciprocate
معامله متقابله کردن
play fair
مردانه معامله کردن
barter away
تجارت یا معامله پایاپای کردن
passing off
به اسم دیگری معامله کردن
countering
جواب دادن معامله بمثل کردن با
counter
جواب دادن معامله بمثل کردن با
to come away empty-handed
با دست خالی
[معامله ای را]
ترک کردن
To clinch (close)the deal.
معامله راتمام کردن ( انجام دادن )
countered
جواب دادن معامله بمثل کردن با
to negotiate for something
گفتگو و معامله کردن برای چیزی
to negotiate
[about; on; for]
something
[with somebody]
گفتگو و معامله کردن
[با کسی درباره چیزی]
dicker
مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
overtrading
بیش ازحد معامله کردن افراط در داد و ستد
business
<adj.>
تجارتی
commerical
تجارتی
merchants
تجارتی
merchant
تجارتی
commercial
تجارتی
mercantile
تجارتی
commercial
<adj.>
تجارتی
corporate
[commercial]
<adj.>
تجارتی
relating to business
<adj.>
تجارتی
for-profit
<adj.>
تجارتی
brand
علامت تجارتی
advertisements
اگهیهای تجارتی
brand names
نام تجارتی
trade union
اتحادیه تجارتی
trade unions
اتحادیه تجارتی
trades unions
اتحادیه تجارتی
brands
عنوان تجارتی
brand name
نام تجارتی
brands
علامت تجارتی
branding
علامت تجارتی
branding
عنوان تجارتی
brand
عنوان تجارتی
commercials
اگهیهای تجارتی
trading company
شرکت تجارتی
trade winds
بادهای تجارتی
trade restrictions
تضییقات تجارتی
trade price
قیمت تجارتی
trade price
بهای تجارتی
commodity rate
براتهای تجارتی
mercantile marine
کشتیهای تجارتی
merchant bar
فولاد تجارتی
merchant ship
کشتی تجارتی
commercial items
اقلام تجارتی
merchantman
کشتی تجارتی
commercial items
کالاهای تجارتی
argosy
ناوگان تجارتی
commercial invoice
سیاهه تجارتی
commercial value
ارزش تجارتی
commercial loading
بارگیری تجارتی
commerical papers
اوراق تجارتی
commercial firm
شرکت تجارتی
document bills
اوراق تجارتی
ideograph
مارک تجارتی
business type operation
عملیات تجارتی
business name
اسم تجارتی
capital asset
علامت تجارتی
brand loyalty
نام تجارتی
brand leader
علامت تجارتی
commerical papers
اسناد تجارتی
commercial attache
وابسته تجارتی
bill of goods
فهرست تجارتی
commercial bills
اوراق تجارتی
trade names
نام تجارتی
trade name
نام تجارتی
trade barrier
مانع تجارتی
commercial paper
سند تجارتی
trade mark
علامت تجارتی
commercial papers
اوراق تجارتی
trade gap
کسری تجارتی
commercial pure
خلوص تجارتی
Trade mark.
علامت تجارتی
trade disputes
دعاوی تجارتی
trade agreement
موافقتنامه تجارتی
trade balance
موازنه تجارتی
industrial tube
لامپ تجارتی
commercial structural steel
فولادسازهای تجارتی
commercial marine
کشتیرانی تجارتی
trademark
علامت تجارتی
trademarks
علامت تجارتی
commercial transactions
معاملات تجارتی
business income
درامد خالص تجارتی
commercial banking system
نظام بانکداری تجارتی
subsidiary brand
علامت تجارتی فرعی
register of commerce
دفتر ثبت تجارتی
local trade customs
عرف تجارتی محل
commercial structural steel
فولاد ساختمان تجارتی
trademarks
علامت تجارتی گذاشتن
trade barrier
قید و بند تجارتی
passive trade balance
توازن تجارتی منفی
cost plus
براساس قیمت تجارتی
dominant firm
واحد تجارتی مسلط
commercial light gage sheet
ورق فریف تجارتی
in restraint of trade
تحت محدودیت تجارتی
name brand
علامت تجارتی مشهور
commercial representative
قائم مقام تجارتی
commercial procuration
قائم مقام تجارتی
advertisement
آگهی های تجارتی
unfavorable balance of trade
توازن نامطلوب تجارتی
trademark
علامت تجارتی گذاشتن
secular trend
سهام تجارتی وگواهی نامه ان ها
downswing
تنزل کارهای تجارتی وغیره
charter party
قرارداد اجاره کشتی تجارتی
camial
وابسته بمبادله تجارتی تهاتری
commercial type vehicle
خودروی تجارتی خودروهای شخصی
name plugging
تکرار نام یا علامت تجارتی
transferable commercial instrument
اوراق تجارتی قابل انتقال
Biros
نام تجارتی نوعی قلم خودکار
copywriters
نویسندهی آگهیهای تجارتی و مطالب تبلیغاتی
copywriter
نویسندهی آگهیهای تجارتی و مطالب تبلیغاتی
Biro
نام تجارتی نوعی قلم خودکار
stock exchnge
بازار سهام تجارتی اتحادیه سهامداران
public image
تاثیر علامت تجارتی روی ذهن مردم
dacron
نام تجارتی الیاف مصنوعی پارچه داکرون
service marking
علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
confirming house
موسسه تجارتی واسطه میان خریدار و صادر کننده
take over bid
پیشنهادخرید برای تحت کنترل دراوردن واحد تجارتی
economic good
کالای اقتصادی
easy commodity
کالای نا مرغوب
rip-offs
کالای قلابی
rip-off
کالای قلابی
smuggled goods
کالای قاچاق
delivery
کالای ارسالی
dead stock
کالای بنجل
wage good
کالای مزدی
consumer goods
کالای مصرفی
consignment
کالای ارسالی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com