English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
pantheist معتقدبوحدت وجود
Other Matches
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
personality وجود
personalities وجود
presence وجود
entity وجود
being وجود
existence وجود
existences وجود
entities وجود
despite با وجود
neer do well or well پی وجود
In spite of . Despite . Notwithstanding . با وجود
in spite با وجود
individuation وجود
individuality وجود فردی
in spite of that با وجود این
regardless با وجود علیرغم
pre existence تقدم وجود
none the less با وجود این
nonetheless بااین وجود
systems اصول وجود
system اصول وجود
body and soul <idiom> با تمام وجود
viruses وجود دارد
universe عالم وجود
preexistence تقدم وجود
from the bottom of one's heart <idiom> از اعماق وجود
non ego غیر وجود
d. constitution وجود نازک
begetter وجود اور
essence وجود ماهیت
d. of constitution نازکی وجود
exists وجود داشتن
Despite the fact that… با وجود اینکه
existed وجود داشتن
exist وجود داشتن
self assertiveness ابراز وجود
to be there وجود داشتن
drink hail گوارای وجود
virus وجود دارد
quality وجود خصوصیت
be وجود داشتن
reality اصالت وجود
realities اصالت وجود
qualities وجود خصوصیت
fact وجود مسلم
persons وجود ذات
person وجود ذات
facts وجود مسلم
hydrometeor وجود بخاراب در هوا
preexistent دارای تقدم در وجود
hemoglobinuria وجود هموگلوبین درادرار
animalization وجود مواد حیوانی
cosmology نظام عالم وجود
cosmologies نظام عالم وجود
pantheistic مبنی بر وحدت وجود
for all that با وجود همه اینها
hematuria وجود خون در ادرار
and there an end. و پایان وجود دارد.
preexist قبلا وجود داشتن
begetting سبب وجود شدن
oxaluria وجود جوهر ترشک
nevertheless با این وجود علیرغم
numen وجود الهی خدا
atheism انکار وجود خدا
objectives دارای وجود خارجی
objective دارای وجود خارجی
cosmos نظام عالم وجود
know nothing منکر وجود خدا
in the face of such odds با وجود این تفاوت
neer do well or well ادم بی وجود یا بی خاصیت
begets سبب وجود شدن
beget سبب وجود شدن
pantheism ایین وحدت وجود
put one's foot down <idiom> با تمام وجود اعتراض کردن
I love her with my whole being . با تمام وجود دوستش دارم
fetches مسافت طی شده با وجود بادنامساعد
She was a fine woman ( person ) . وجود بسیار نازنینی بود
There is a mountain of difficulties . کوهی از مشکلات وجود دارد
fetched مسافت طی شده با وجود بادنامساعد
converge تقارب خطوط وجود تشابه
phosphaturia وجود فوسفات زیاد در پیشاب
trichotomy تقسیم وجود انسان به سه قسمت
fetch مسافت طی شده با وجود بادنامساعد
warehouse refusal اعلام عدم وجود درانبار
water exists in three phases اب درسه نمود وجود دارد
Is there electricity? آیا برق وجود دارد؟
Is there drinking water? آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
agnostics عرفای منکر وجود خدا
agnostic عرفای منکر وجود خدا
reacts تغییر به علت وجود یک ماده
reacting تغییر به علت وجود یک ماده
reacted تغییر به علت وجود یک ماده
pantheism همه خدایی وحدت وجود
react تغییر به علت وجود یک ماده
converges تقارب خطوط وجود تشابه
Is there a television? آیا تلویزیون وجود دارد؟
groove [فاصله ای که بین هر رج وجود دارد.]
give someone a good run for her money <idiom> رقابت شدید به وجود آوردن
cosmogonic وابسته به خلقت عالم وجود
converging تقارب خطوط وجود تشابه
converged تقارب خطوط وجود تشابه
objectiveness با داشتن وجود خارجی بطورواقعی یاخارجی
unitarianism وحدت گرایی اعتقاد بوحدت وجود
There is no such number. همچنین شماره تلفنی وجود ندارد.
There's an exception to every rule. برای هر قانونی استثنائی وجود دارد.
There's no reason for concern. دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
There is nothing to worry about. دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
Is there heating? آیا سیستم حرارتی وجود دارد؟
Such a thing does not exist at all . چنین چیزی اصلا" وجود ندارد
To put ones heart and soul into a job . باتمام وجود کاری را انجام دادن
You are needed . They need you . وجود شما مورد نیاز است
to not be [any] the wiser <idiom> ملتفت نشدن [با وجود نشانه ها و توضیحات]
syupersubstantial مافق وجود یا جوهر مادی روحی
substantialize دارای وجود خارجی کردن یاشدن
radiological survey بررسی میزان وجود تشعشع اتمی
Is there air conditioning? آیا تهویه مطبوع وجود دارد؟
in nature همه جا دارای وجود خارجی یا طبیعی
cosmologist دانشمند ومحقق درعلم عالم وجود
lactosuria وجود ماده قندی شیر درپیشاب
homogamy وجود گلبرگهای مشابه ومتجانس در گیاه
logos اصل یا منشاء عقل عالم وجود
androgyny وجود دو حالت زنانگی ومردانگی توام
factionalism اعتقاد به لزوم وجود احزاب سیاسی
albinism عدم وجود رنگ دانه در بدن
There is one physician for every 260 inhabitants. برای هر ۲۶۰ ساکن یک پزشک وجود دارد.
Racial prejudice prevails in some countries. دربرخی کشورها تعصبات نژادی وجود دارد
xanthoma وجود لکههای زرد غیرمنظم در زیر پوست
transient آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
There are not many amusements in this town. دراین شهر تفریحات زیادی وجود ندارد
resident ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
Ah, what the heck! اه مهم نیست! [اه با وجود این کار را میکنم!]
transients آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
There's no danger of that happening again. خطری وجود ندارد که آن دوباره اتفاق بیافته.
There is no reason to do something دلیلی وجود ندارد که کاری انجام شود.
However hard he tried ... با این وجود که او [مرد] سخت تلاش کرد ...
dualism وجود دو موقعیت یاپدیده متضاد در کنار یکدیگر
anthropopathism اعتقاد به وجود روح انسانی در اشیاء و موجودات
Where theres will theres a way . <proverb> تا وقتى خواسته اى هست ,راهى هم وجود دارد .
residents ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
cosmogony خلقت وپیدایش عالم وجود کیهان شناسی
She loves him in spite lf sll his faults . با وجود تمام عیبهایش اورا دوست دارد
Inquietude حس آشوبی که از وجود آسایش و سکون به دست می آید.
There are ine milion book (volumes)in this library. دراین کتابخانه یک میلیون جلد کتاب وجود دارد
deque یک صف دو سر که امکان درج و حذف را در هر دو انتهای لیست به وجود می اوردردیف
Is there a camp site near here? آیا نزدیک اینجا چادر زدن وجود دارد؟
Is there a camp site near here? آیا نزدیک اینجا محل اردو وجود دارد؟
The chances of a soloution are bleak. احتمال وجود راه حلی بسیار ضعیف است
windage تنظیم حرکت تفنگ درهدفگیری هنگام وجود بادعرضی
reticle تار موئینی که در دوربین نقشه برداری وجود دارد
Trinity سه گانگی [معتقد به وجود سه اقنوم در خدای واحد] [تثلیث]
There is more to it than meets the eye. ارزش [و یا حقایق] پنهان در مورد چیزی وجود دارد.
addressing دستیابی سریع به داده به علت وجود آن در فیلد آدرس
non striker توپزنی که با وجود ایستادن جلو میله ضربه نمیزند
There is no pleasure without pain . <proverb> هیچ کامیابى و لذتى بدون درد ورنج وجود ندارد .
laid paper کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
main ورود به کاتالوگ که در آن اطلاعات مهم درباره موضوع وجود دارد
move of pattern [وجود تقارن و هماهنگی نگاره ها پس از اتمام بافت در مقایسه با نقشه]
notations قالب ریاضی که عملگها درون عملوندها توکار وجود دارند.
notation قالب ریاضی که عملگها درون عملوندها توکار وجود دارند.
crevice corrosion خوردگی ناشی از وجود ترک مویی یا درز در ساختمان یک قطعه
standards خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standard خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
windage تنظیم کمان هنگام وجود بادعرضی برای دقت در هدفگیری
I don't think there's any question about it. من فکر نمی کنم که در مورد آن تردیدی وجود داشته باشد.
double coincidence of wants نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
Where the carcass is there the ravens will collect together. <proverb> هر کجا لاشه اى وجود دارد آنجا لاشخورها دور هم جمع مى شوند.
Berlin کالسکهی چهارچرخهای که در عقب آن رکابی برای ایستادن یک مستخدم وجود دارد
escarpment پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
escarpments پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
It is all over between them . They are thru with each other . بین آنها چیزی باقی نمانده ( را بطه یا تماسی وجود ندارد )
natural rate hypothesis هیچ تمایلی برای تورم در جهت افزایش یا کاهش وجود ندارد
There are many difference between Persian and English . بین زبانهای فارسی وانگلیسی فرق های زیادی وجود دارد
Dialer امکانی در ویندوز که در صورت وجود مودم متصل به PC شماره گیری میکند
spoons طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
Are there any antiquities here? آیا اینجا آثار باستانی [اشیا عتیقه و جاهای قدیمی] وجود دارد؟
select خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
selected خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
selects خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
outputs که نمیتواند با سرعت طبیعی پردازش کند به علت وجود رسانه جانبی کندتر
spooning طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooned طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoon طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
output که نمیتواند با سرعت طبیعی پردازش کند به علت وجود رسانه جانبی کندتر
to reinvent the wheel <idiom> هدر مقدار زیادی از زمان و یا تلاش در ساختن چیزی که قبلا وجود داشته.
divided landing gear ارابه فرود ثابت که هیچ محور افقی بین چرخهای ان وجود ندارد
western european union ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
vaccines امکان نرم افزاری برای بررسی سیستم در مورد وجود ویروس و حذف آنها
vaccine امکان نرم افزاری برای بررسی سیستم در مورد وجود ویروس و حذف آنها
DX پسوند پس از شماره مدل پردازنده intel برای بیان وجود واحد محاسبه اعشاری
declaration نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarations نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
microsoft word یک برنامه پردازش کلمه که توسط شرکت microsoft به وجود امده است مایکروسافت ورد
Pronoia واژه ای جدید: حسی که گویا از طرف دنیا برای کمک کردن وجود دارد
resident داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
declarative statement نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
residents داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
erastianism سیستم فکری که وجود هرنوع منشاء الهی و اسمانی رابرای سلطنت و کلیسا نفی میکند
reference نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
references نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com