English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
flash معدن موازی سریع A/D.
flashed معدن موازی سریع A/D.
flashes معدن موازی سریع A/D.
Other Matches
MIMD معماری پردازنده موازی که تعدادی ALU و وسایل حافظه را موازی استفاده میکند تا پردازش سریع داشته باشد
scsi استاندارد واسط موازی سریع برای اتصال کامپیوتر به رسانه جانبی
small computer systems interface واسط موازی سریع استاندارد , برای اتصال کامپیوتر به وسایل جانبی
rollover استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
shaft inset [shaft station] راهروی معدن [ایستگاه معدن]
paralleling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallels چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
multiple معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
lpt در DOS نام دستگاهی است که به یکی از درگاههای موازی مربوط می گردد وچاپگرهای موازی می توانندبه ان متصل شوند
marine express کالای سریع الحرکت از راه دری_ا سیستم حمل و نقل سریع دریایی
dma اتصال سریع و مستقیم بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی کامپیوتر که مانع دستیابی به توابع خواندن داده میشود
dma CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود
snap pass پاس سریع با پیچش سریع مچ
shunted موازی موازی فرعی
shunts موازی موازی فرعی
shunt موازی موازی فرعی
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
speedy سریع السیر سریع
speediness سریع السیر سریع
wheal معدن
copper mine معدن مس
mineral معدن
mines معدن
mined معدن
mine معدن
chalcopyrite معدن مس
mine coal ذغال معدن
mercury mine معدن جیوه
mine locomotive لکوموتیو معدن
quarries معدن سنگ
quarrying معدن سنگ
goldmines معدن طلا
goldmine معدن طلا
quarries معدن شن و ماسه
quarrying معدن شن و ماسه
prospector معدن یاب
mine timber الوار معدن
prospector معدن کاو
winnings استخراج معدن
winning استخراج معدن
minette ore سنگ معدن
prospectors معدن یاب
prospectors معدن کاو
gasmen بازرس معدن
coalminer کارگر معدن
quarry معدن سنگ
minecar واگن معدن
miner's lamp چراغ معدن
quarry معدن شن و ماسه
zoisite سنگ معدن
gasman بازرس معدن
mineralogist معدن شناس
adit راه رو معدن
mining استخراج معدن
tinstone معدن قلع
mining معدن کاری
copper ore سنگ معدن مس
stone quarry معدن سنگ
tunnel of mine تونل معدن
mine tunnel تونل معدن
mineralogy معدن شناسی
stannary معدن قلع
stone pit معدن سنگ
garnierite معدن نیکل
lode رگه معدن
ore سنگ معدن
ores سنگ معدن
trammer جرثقیل معدن
shoot رگه معدن
shoots رگه معدن
prospected معدن کاوی کردن
seam رگه نازک معدن
seams رگه نازک معدن
self fluxing ore سنگ معدن خودگداز
quarrier کارگر معدن سنگ
pitman کارگر درون معدن
prospects معدن کاوی کردن
peatery معدن زغال سنگ
quarryman کارگر معدن سنگ
whin چرخ یا جراثقال معدن
quarry استخراج کردن معدن
mineralogical مربوط به معدن شناسی
prospecting معدن کاوی کردن
prospect معدن کاوی کردن
stull تیرستون یاشمع معدن
potstone سنگ سقف معدن
quarries استخراج کردن معدن
quarrying استخراج کردن معدن
strip mining [American E] استخراج معدن روباز
mined معدن حفر کردن
air machine ماشین تهویه معدن
mined معدن کشی کردن
lump ore سنگ معدن کلوخه
lodestone رگه سنگ معدن
Open-pit mining استخراج معدن روباز
mineralogy مبحث معدن شناسی
workings شفت [معدن کاری ]
surface mining استخراج معدن روباز
coal mine معدن ذغال سنگ
opencast mining [British E] استخراج معدن روباز
mines معدن حفر کردن
depleted تهی شدن معدن
mines معدن کشی کردن
mine معدن کشی کردن
mine timber تیر چوبی معدن
mine معدن حفر کردن
flanges پخش رگه معدن
flange پخش رگه معدن
depleting تهی شدن معدن
depletes تهی شدن معدن
deplete تهی شدن معدن
hewer کارگر معدن زغال سنگ
saltern کارخانه یا معدن استخراج نمک
hacienda بنگاه کشاورزی یا معدن ومانند ان
quarrying اشکار کردن معدن سنگ
firedamp گاز قابل احتراق معدن
calcined ore سنگ معدن تصفیه شده
stannite سنگ معدن بفرمول FESNS2CU
dressing plant تاسیسات تهیه سنگ معدن
calcined ore سنگ معدن تکلیس شده
quarries اشکار کردن معدن سنگ
quarryman کارگر معدن معدنچی سنگ کن
quarry اشکار کردن معدن سنگ
mineralize تبدیل بسنگ معدن کردن
mineralization تبدیل به حالت معدنی یا سنگ معدن
coal mining معدن ذغال سنگ [کان کنی]
pit [British E] معدن ذغال سنگ [کان کنی]
safety lamp چراغ بی خطر معدن ذغال سنگ
stope حفره پله مانند برای استخراج سنگ معدن
copper smelting استخراج مس از سنگهای معدن توسط حرارت ذوب وگداز مس
trommel غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن
trepanation مته حفاری معدن وجراحی بامته سوراخ کردن
tonnage rent حق امتیازی که از مواداستخراجی معدن به نسبت هرتن وصول میشود
paralleling موازی
shunt موازی
shunted موازی
shunts موازی
two parallel lines دو خط موازی
parallels موازی
parallelling موازی
coaxial موازی
parallel ruler خط کش موازی
parallel موازی
paralleled موازی
parallelled موازی
lion heart مواد فلزی که درنتیجه قال کردن معدن بدست می ایدوتااندازهای ناپاک است
parallel column ستونهای موازی
along موازی با طول
parallel circuit مدار موازی
parallel processor موازی پرداز
parallel cells یاختههای موازی
parallel run اجرای موازی
parallel sheaf مروحه موازی
parallels برابر خط موازی
parallel storage انباره موازی
parallel computer کامپیوتر موازی
parallel system شبکه موازی
running in parallel پردازش موازی
parallel processing پردازش موازی
parallel printing چاپ موازی
parallel printer چاپگر موازی
parallel operation عملیات موازی
parallel operation عملکرد موازی
parallel operation عمل موازی
parallel interface رابط موازی
parallel processor پردازنده موازی
parallel reading خواندن موازی
parallelling برابر خط موازی
parallel feed خورد موازی
parallel conversion تبدیل موازی
parallel connection اتصال موازی
parallel برابر خط موازی
parallelled برابر خط موازی
parallel storage انبارش موازی
parallel transmission ارسال موازی
pyeonhi seogi موازی ایستادن
collimator موازی ساز
shunts مقاومت موازی
parallel adder افزایشگر موازی
centronics interface رابط موازی
shunt capacitor خازن موازی
shunted مقاومت موازی
shunt مقاومت موازی
axially parallel موازی محوری
antiparalle موازی ناهمسو
shunt element عنصر موازی
parallel port درگاه موازی
parallel transmission انتقال موازی
paralleling برابر خط موازی
parallel access دستیابی موازی
doube bead گچ بری موازی
serioprallel دنبالهای و موازی
parallel transmission مخابره موازی
paralleled برابر خط موازی
machinist vise گیره موازی
parallel resonant circuit مدار همنوای موازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com