English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
filament resistor مقاومت رشته
Other Matches
series resistance مقاومت ورودی مقاومت سری مقاومت ماقبل
null رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fills حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fill حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
varistor مقاومت نیمه هادی با دوالکترود که مقاومت ان به نسبت عکس ولتاژ در هرجهت تغییر میکند
choke impedance امپدانس یا مقاومت فاهری چوک مقاومت پیچک
impedance مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
thready رشته رشته باصدای باریک
insulation resistance مقاومت الکتریکی مقاومت ایزولاسیون
resilience درجه مقاومت فرش در برابر سایش [این عامل نشان دهنده مقاومت فرش بر اثر رفت و آمد و مستهلک شدن آن است.]
threads رشته رشته شدن
fibrillation رشته رشته سازی
fiberize رشته رشته کردن
thread رشته رشته شدن
grid suppressor مقاومت میرایی شبکه مقاومت شبکه سوپرسورشبکه
reluctivity مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
grid bias resistance مقاومت پلاریزاسیون شبکه مقاومت بایاس شبکه
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
sierra رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
branch رشته
threads رشته
trains رشته
fibre رشته
fibres رشته
seriated رشته رشته
reeve رشته
trained رشته
train رشته
branches رشته
ranged رشته
suite رشته
thread رشته
suites رشته
range رشته
filament رشته
unifilar یک رشته
chains رشته
chain رشته
tatter رشته رشته
filaments رشته
strands رشته
strand رشته
artery رشته
arteries رشته
sequence رشته
sequences رشته
ranges رشته
line رشته
coneatenation رشته
fields رشته
lines رشته
yarns رشته
series رشته
filaria رشته
yarn رشته
fielded رشته
string رشته
fiber رشته
field رشته
catena رشته
ghaut رشته
funicle رشته
filiform رشته مانند
computing رشته کامپیوتر
the province of science رشته علوم
finite series رشته کراندار
ridges رشته تپه
discipline رشته علمی
string variable متغیر رشته
strobilation تشکیل رشته
stup string رشته تنظیم
symbol stringe رشته نمادی
symbolic string رشته علائم
the province of science رشته علمی
vermicelli رشته فرنگی
ranges رشته کوه
disciplines رشته علمی
disciplining رشته علمی
heaters رشته گرمساز
ridge رشته تپه
spinneret رشته ساز
spinnerete رشته ساز
ranks قطار رشته
ranked قطار رشته
rank قطار رشته
string handling بکارگیری رشته
string length طول رشته
string manipulation دستکاری رشته
heater رشته گرمساز
main sequence رشته اصلی
alphabetic string رشته الفبائی
search string رشته جستجو
macaroni رشته فرنگی
lighting filament رشته ملتهب
commentary رشته یادداشت
commentaries رشته یادداشت
quartermasters سر رشته دار
character string رشته دخشهای
barbicel رشته باریک پر
optical fiber رشته اپتیکی
null string رشته تهی
null string رشته پوچ
bit string رشته بیتی
bit string رشته ذرهای
bit stream رشته ذره یی
noodle رشته فرنگی
filum رشته لیفی
quartermaster سر رشته دار
sequence of events رشته حوادث
copper strand رشته مسی
nerves رشته عصبی
nerve رشته عصبی
finespun نازک رشته
solid wire سیم تک رشته
character string رشته کاراکتری
speciality رشته اختصاصی
specialities رشته اختصاصی
ghat رشته سلسله
spaghetti رشته فرنگی
hot wire رشته حرارتی
craftsman trade رشته فنی
incandescent filament رشته ملتهب
hair worm کرم رشته
hot-wiring رشته حرارتی
guinea worm کرم رشته
hot-wires رشته حرارتی
hot-wired رشته حرارتی
hot-wire رشته حرارتی
empty string رشته خالی
branch شعبه رشته
fibres رشته علفی
fibre رشته علفی
train of thought رشته افکار
sequence رشته ترتیب
branch رشته ساقه
branches شعبه رشته
branches رشته ساقه
tract رد بپا رشته
tracts رد بپا رشته
sequences رشته ترتیب
trains یک رشته موج
trains رشته سلسله
trained یک رشته موج
trained رشته سلسله
pasta رشته فرنگی
train یک رشته موج
train رشته سلسله
yarn رشته طناب
system سلسله رشته
division رشته [دانشی]
lines رشته بند
systems سلسله رشته
line رشته بند
branch رشته [دانشی]
string رشته کردن
string رشته خالی
system رشته دستگاه
area رشته [دانشی]
field رشته [دانشی]
systems رشته دستگاه
range رشته کوه
majored رشته اصلی
majoring رشته اصلی
ranged رشته کوه
major رشته اصلی
yarns رشته طناب
specialty رشته اختصاصی
weakest کم مقاومت
weaknesses کم مقاومت
resists مقاومت
resisting مقاومت
resisted مقاومت
resist مقاومت
resistor مقاومت
high resistance پر مقاومت
resistors مقاومت
line resistance مقاومت خط
renitency مقاومت
line of resistance خط مقاومت
weaker کم مقاومت
weak کم مقاومت
durability مقاومت
total resistance مقاومت کل
resistance مقاومت
strengths مقاومت
passively بی مقاومت
strength مقاومت
areodesy رشته مریخ شناسی
to go in for رشته یاپیشه خودقراردادن
continuum رشته مسلسل تسلسل
main sequence stars ستارگان رشته اصلی
metal filament [رشته مارپیچ فلزی]
mycelium رشته رشدکننده قارچ
tissues رشته پارچهء بافته
tissue رشته پارچهء بافته
competent شایسته دارای سر رشته
bonds of relationship رشته قوم وخویشی
string processing languages زبانهای پردازش رشته
heater current جریان رشته گرمساز
fibril رشته کوچک تارچه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com