Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English
Persian
absolute value
مقدار مطلق
Search result with all words
absolute volue
مقدار مطلق قدر مطلق
machine address
نوعی برنامه زبان اسمبلی که برای تولید کد که فقط از آدرس و مقدار مطلق استفاده میکند تشکیل شده باشد
Other Matches
setting up
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
set
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
incremental computer
دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
table
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
default
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
dosages
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosage
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
law of demand
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
bandwidth
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money
مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
sheer
مطلق
implicit
مطلق
categorical
مطلق
positive
مطلق
utter
مطلق
thetic
مطلق
thetical
مطلق
thorough going
مطلق
utters
مطلق
downright
مطلق
totals
مطلق
uttered
مطلق
abstract
مطلق
totalled
مطلق
totalling
مطلق
unrestrained
مطلق
magisterial
مطلق
alodial
مطلق
allodial
مطلق
totaling
مطلق
abstracting
مطلق
abstracts
مطلق
inconditionate
مطلق
sovereign
مطلق
unconditional
مطلق
categoric
مطلق
total
مطلق
totaled
مطلق
sovereigns
مطلق
slickest
مطلق
absolutes
مطلق
absolute
<adj.>
مطلق
inalienable
<adj.>
مطلق
indispensable
<adj.>
مطلق
inevitable
<adj.>
مطلق
unalienable
<adj.>
مطلق
autocratic
مطلق
pure
مطلق
slick
مطلق
purer
مطلق
starkly
مطلق
purest
مطلق
starkest
مطلق
starker
مطلق
absolute
مطلق
stark
مطلق
unalterable
<adj.>
مطلق
free
مطلق
freed
مطلق
freeing
مطلق
arbitrary
مطلق
frees
مطلق
absolute pressure
فشار مطلق
absolute sensitivity
حساسیت مطلق
absolute temperature
دمای مطلق
absolute majority
اکثریت مطلق
absolute priority
اولویت مطلق
absolute scale
مقیاس مطلق
absolute poverty
فقر مطلق
omnipotent
قادر مطلق
absolute price
قیمت مطلق
magistrially
بطور مطلق
absolute temperature scale
مقیاس مطلق
absolute zero
صفر مطلق
absolute viscosity
گرانروی مطلق
arbitrary
مطلق مستبدانه
absolute viscosity
لزجت مطلق
absolute velocity
سرعت مطلق
absolute zaro
صفر مطلق
absolute liability
بدهی مطلق
absolute value
ارزش مطلق
absolute volue
ارزش مطلق
absolutism
مطلق گرائی
magisterially
بطور مطلق
absolute volume
حجم مطلق
absolutism
مطلق نگری
absolute unit
واحد مطلق
autocratically
بطور مطلق
absolute vacuum
خلاء مطلق
absolute value
قدر مطلق
autocracy
حکومت مطلق
prince
فرمانروای مطلق
absolute deficiency
نقص مطلق
absolute density
چگالی مطلق
absolute deviation
انحراف مطلق
absolute discharge
آزادی مطلق
absolute efficiency
کارائی مطلق
absolute energy
انرژی مطلق
absolute error
خطای مطلق
absolute coulomb
کولن مطلق
absolute cell reference
رجوع مطلق سل
absolute authortity
اقتدار مطلق
princes
فرمانروای مطلق
absolute accommodation
انطباق مطلق
absolute address
نشانی مطلق
absolute address
آدرس مطلق
absolute advantage
برتری مطلق
absolute alcohol
الکل مطلق
anhydrous alcohol
الکل مطلق
absolute altitude
ارتفاع مطلق
absolutism
مطلق گرایی
absolute authortity
اختیار مطلق
absolute error
اشتباه مطلق
absolute threshold
آستانه مطلق
absolute loader
بارکننده مطلق
absolute luminosity
درخشندگی مطلق
absolute magnitude
قدر مطلق
absolute methanol
متانول مطلق
freehold
ملک مطلق
absolute monopoly
انحصار مطلق
absolute movement
حرکت مطلق
absolute nullity
بطلان مطلق
absolute paths
مسیر مطلق
absolute permeability
نفوذپذیری مطلق
absolute limen
آستانه مطلق
absolute judgment
قضاوت مطلق
absolute ether
اثر مطلق
absolute frequency
فراوانی مطلق
absolute frequency
بسامد مطلق
absolute gravity
سنگینی مطلق
absolute humidity
رطوبت مطلق
absolute potential
پتانسیل مطلق
freeholder
مالک مطلق
oversoul
حقیقت مطلق
pansophism
دانش مطلق
past or preterite d.
ماضی مطلق
perfect loss
زیان مطلق
quiet enjoyment
واگذاری مطلق
seisin
تصرف مطلق
seizin
تصرف مطلق
simpliciter
بطور مطلق
modulusp
قدر مطلق
general power of attorney
وکالت مطلق
global minimum
حداقل مطلق
imperator
فرمانروای مطلق
individuum
هستی مطلق
abstracts
مطلق خیالی
abstracting
مطلق خیالی
abstract
مطلق خیالی
irrelative
نا مربوط مطلق
modulus
قدر مطلق
summum bonum
خیر مطلق
the positive d.
درجه مطلق
absolute drought
خشکی مطلق
omnipotence
قدرت مطلق
magnitude
قدر مطلق
the preterite tense
ماضی مطلق
universal legacy
وصیت مطلق
welsh mortgage
رهن مطلق
all-powerful
قادر مطلق
shoo-in
<idiom>
برنده مطلق
(not a) snowball's chance in hell
<idiom>
بد شانس مطلق
alodium
ملک مطلق
an abstroct number
عدد مطلق
autocrats
حاکم مطلق
global maximum
حداکثر مطلق
dead halt
توقف مطلق
autarchy
حاکم مطلق
autarky
حاکم مطلق
autocrats
سلطان مطلق
abstractly
بطور مطلق
categorical imperative
امر مطلق
command automatism
فرمانبری مطلق
autocrat
سلطان مطلق
autocrat
حاکم مطلق
ens
هستی مطلق
dynamic viscosity
گرانروی مطلق
despots
حاکم مطلق
despot
حاکم مطلق
almightly
قادر مطلق
checksum
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
check total
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
zero point energy
انرژی درصفر مطلق
absolute value
قدر مطلق
[ریاضی]
dictators
فرمانروای مطلق خودکامه
absolute boiling point
دمای جوش مطلق
absolute electrical units
واحدهای الکتریکی مطلق
absolute zero entropy
انتروپی در صفر مطلق انتروپی صفر مطلق
absolute deficiency
عدم کارائی مطلق
modular
وابسته به قدر مطلق
absolute artesian well
چاه ارتزین مطلق
to hold in fee
تصرف مطلق داشتن در
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com