English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 19 (3 milliseconds)
English Persian
defaulting کوتاهی
defaulting قصور
defaulting غفلت
defaulting نکول کردن
defaulting قرارداد
defaulting قراردادی
defaulting عدم پرداخت بدهی
defaulting در موعد مقرر
defaulting عدم پرداخت قصور کردن
defaulting غفلت ورزیدن
defaulting غیبت بازیگر یا تیم و باخت
defaulting مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaulting درایو دیسکی که پیش از همه درسیستم چند دیسک دستیابی میشود.
defaulting مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting نرخ baud درمودم که در صورتی استفاده میشود که چیز دیگری انتخاب نشود
defaulting مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaulting در سیستم هایی که چندین چاپگر قابل تعریف هستند چاپگری که استفاده میشود مگر اینکه دیگری تعریف شده باشد
defaulting عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
defaulting پیش فرض
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com