English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (8 milliseconds)
English Persian
instruction for assembly مقررات نصب
mounting instruction مقررات نصب
Search result with all words
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
arrangement مقررات
arrangements مقررات
foul فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouled فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouler فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foulest فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
deviation از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
deviations از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
formally مقررات رسمی یا اداری فاهرا"
manual مقررات کتاب راهنما
measure مقررات
illegally برخلاف قانون و مقررات
disposition مقررات
regulations مقررات
poach برخلاف مقررات شکار صید کردن
poached برخلاف مقررات شکار صید کردن
poaches برخلاف مقررات شکار صید کردن
provisions مقررات
illicit نا مشروع مخالف مقررات
inspector داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
inspectors داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
observer گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
observers گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
red tape مقررات دست و پاگیر
system مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
systems مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
precept مقررات
precepts مقررات
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
institute اصل قانونی مقررات
instituted اصل قانونی مقررات
institutes اصل قانونی مقررات
instituting اصل قانونی مقررات
regulation مقررات
regulation نظامنامه مقررات و نظامات نظام تنظیم
ordinance مقررات محلی
ordinances مقررات محلی
curfew مقررات حکومت نظامی وخاموشی در ساعت معین شب
curfews مقررات حکومت نظامی وخاموشی در ساعت معین شب
requirement مقررات
martial law مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
conditions مقررات و شرایط اسبدوانی
holding نقض مقررات
arms control measures مقررات کنترل جنگ افزار اقدامات کنترلی جنگ افزار
army regulation مقررات ارتشی
assembly instrudactions مقررات یا دستورات نصب
by law طبق مقررات
by rule طبق مقررات
control measures مقررات کنترلی
customs of the services مقررات و روشهای جاری قسمتها امور جاری نیروها
disciplinary regulation مقررات انضباطی
discipline and adjustment board هیئت تدوین مقررات انضباطی
european community competition rules مقررات رقابت در جامعه اروپا
expedite rule مقررات سرعت بخشیدن به بازی پینگ پنگ
government regulation مقررات دولتی
highway dispatch مقررات و قوانین عبور ومرور در شاهراهها
infraction نقض مقررات
inland rules مقررات حرکت در ابهای داخلی
last chance rule مقررات مربوط به اجتناب ازتصادم با قایقهای دیگر
laws of the game مقررات مسابقه
marquis queensberry rules مجموعه قوانین و مقررات بوکس که در سال 6781میلادی وضع شد
meter rule مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
military doctorine مقررات نظامی
officialism رسمیت مقررات اداری
operating instruction مقررات کار
prodify تغییر دادن در تولیداتومبیلهای مسابقه طبق مقررات
regulatory signs علایم نشان دهنده مقررات جاده ها
road discipline مقررات عبور و مرور روی جاده
ruled based deduction استنباط بر مبنای مقررات
sanctioned laws قوانین یا مقررات مصوبه
standard specification مقررات استاندارد
table of precedence صورتی که ترتیب الویت قوانین و مقررات مختلفه راتعیین میکند
tariff regulations مقررات تعرفه بندی
trancscendent ماورای مقررات
unmilitary بر خلاف مقررات ارتش غیرنظامی اخلاقا و عادتاغیرنظامی
The regulations in force . مقررات جاری
There is an outcry against these regulations. همه از این مقررات فریادشان بلند است
The regulations are stI'll in force ( effect ) . این مقررات هنوز بقوت خود با قی است
To be observant of the regulations . ملاحظه مقررات را کردن
in duly substantiated cases در موارد طبق مقررات اثبات شده
where justified در موارد طبق مقررات اثبات شده
where there is a valid reason در موارد طبق مقررات اثبات شده
lodge-books کتاب مقررات معماری
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com