Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
It was a mere accident that we met.
ملاقات ما کاملا تصادفی ( اتفاقی ) بود
Other Matches
conjuncture
ملاقات تصادفی
chromatic
تصادفی اتفاقی
randomize
بصورت اتفاقی یا تصادفی در اوردن
His coming here was quite accidental.
آمدن اوبه اینجا کاملا" اتفاقی بود
appointments
قرار ملاقات وعده ملاقات
appointment
قرار ملاقات وعده ملاقات
random process
جریان تصادفی فرایند تصادفی
ems dispatch
تلگراف امس عنوان واقعه مشهور ملاقات سفیر فرانسه با ویلهم اول در سال 0781 در امس که بیسمارک صدراعظم وقت المان با تحریف مفاد تلگرافی که از موضوع این ملاقات حکایت می کرد باعث بروزجنگ فرانسه و پروس شد
random parallel tests
ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
visited
ملاقات
visits
ملاقات
visiting
ملاقات
visit
ملاقات
linkup
ملاقات
adventive
اتفاقی
occasional
اتفاقی
stochastical
<adj.>
اتفاقی
accidental
<adj.>
اتفاقی
eventual
اتفاقی
episodical
اتفاقی
contingency
اتفاقی
accidents
اتفاقی
accident
اتفاقی
contingencies
اتفاقی
episodic
اتفاقی
fortuitous
<adj.>
اتفاقی
casual
اتفاقی
chance
اتفاقی
chances
اتفاقی
chanceful
اتفاقی
adventitious
<adj.>
اتفاقی
even tual
اتفاقی
chancing
اتفاقی
casuale
اتفاقی
casual
[not planned]
<adj.>
اتفاقی
coincidental
<adj.>
اتفاقی
contingent
[accidental]
<adj.>
اتفاقی
extrinsic
اتفاقی
flukey
اتفاقی
chanced
اتفاقی
fluky
اتفاقی
casualness
اتفاقی
chancier
اتفاقی
random
<adj.>
اتفاقی
randomly
اتفاقی
chanciest
اتفاقی
haphazardly
اتفاقی
adventitiouse
اتفاقی
pick up
<idiom>
اتفاقی
incidental
<adj.>
اتفاقی
chancy
اتفاقی
haphazard
<adj.>
اتفاقی
stochastic
<adj.>
اتفاقی
accidentalism
اتفاقی
visiting hours
ساعات ملاقات
appointed day
وعده ملاقات
audience
ملاقات رسمی
meetings
ملاقات میتینگ
audiences
ملاقات رسمی
meeting
ملاقات میتینگ
meetings
ملاقات اجتماع
concourses
محل ملاقات
concourse
محل ملاقات
resorts
ملاقات مکرر
resorted
ملاقات مکرر
resort
ملاقات مکرر
revisits
ملاقات مجدد
revisiting
ملاقات مجدد
revisited
ملاقات مجدد
revisit
ملاقات مجدد
trysts
قرار ملاقات
tryst
قرار ملاقات
meeting
ملاقات اجتماع
gang up
ملاقات کردن
appointments
وعده ملاقات
caller
ملاقات کننده
callers
ملاقات کننده
date
[appointment]
قرار ملاقات
official meeting
ملاقات رسمی
meeter
ملاقات کننده
appointment
قرار ملاقات
appointment
وعده ملاقات
date
[appointment]
وعده ملاقات
stop by
<idiom>
ملاقات کردن
appointed day
قرار ملاقات
accidental reinforcement
تقویت اتفاقی
casual labour
کارگر اتفاقی
incidentals time
زمان اتفاقی
incidental works
کارهای اتفاقی
adventitiously
بطور اتفاقی
accidental error
خطای اتفاقی
stochatic procedures
رویههای اتفاقی
incidental errors
خطاهای اتفاقی
stochastic process
فرایند اتفاقی
circumstantial evidence
اماره اتفاقی
stretch a point
<idiom>
اتفاقی پذیرفتن
incidentally
<adv.>
بطور اتفاقی
coincidentally
<adv.>
بطور اتفاقی
contingent profit
سود اتفاقی
contingent liability
بدهی اتفاقی
incidental memory
حافظه اتفاقی
by accident
<adv.>
بطور اتفاقی
by a coincidence
<adv.>
بطور اتفاقی
by chance
<adv.>
بطور اتفاقی
by happenstance
<adv.>
بطور اتفاقی
by hazard
<adv.>
بطور اتفاقی
accidentalness
حالت اتفاقی
fortuitously
<adv.>
بطور اتفاقی
accidently
<adv.>
بطور اتفاقی
fortuitcus distortion
اعوجاج اتفاقی
fortuitcus fault
نقص اتفاقی
random
اتفاقی الکی
come across
<idiom>
اتفاقی دیدن
at random
<adv.>
بطور اتفاقی
as it happens
<adv.>
بطور اتفاقی
happenstance
وقایع اتفاقی
windfall gains
منافع اتفاقی
windfall loss
زیان اتفاقی
incidental learning
یادگیری اتفاقی
fortuitousness
اتفاقی بودن
windfall profits
سود اتفاقی
incidental expenses
مخارج اتفاقی
randomly
اتفاقی الکی
accidental war
جنگ اتفاقی
accidentally
<adv.>
بطور اتفاقی
crop up
<idiom>
اتفاقی پدیدارشدن
obtain an appointment
وقت ملاقات گرفتن
assignations
قرار ملاقات واگذاری
visitant
ملاقات کننده مهاجر
tryst
قرار ملاقات گذاشتن
rendezvous
قرار ملاقات گذاشتن
schedule an appointment
قرار ملاقات گذاشتن
assignation
قرار ملاقات واگذاری
redezvous
رانده وو محل ملاقات
dates
[appointments]
قرار های ملاقات
appointments
قرار های ملاقات
appointed days
قرار های ملاقات
appointed days
وعده های ملاقات
appointments
وعده های ملاقات
trysts
قرار ملاقات گذاشتن
make an appointment
قرار ملاقات گذاشتن
revisited
دوباره ملاقات کردن
revisits
دوباره ملاقات کردن
revisit
دوباره ملاقات کردن
dates
[appointments]
وعده های ملاقات
revisiting
دوباره ملاقات کردن
char
کار روزمزد و اتفاقی
charring
کار روزمزد و اتفاقی
chars
کار روزمزد و اتفاقی
jitter
حرکت نامنظم اتفاقی
accidental fall
ضربه فنی اتفاقی
hazardous
معاملات قماری اتفاقی
accidental sepcies
گونه های اتفاقی
by accident or d.
بطور اتفاقی یا عمدی
chare
کار روزمزد و اتفاقی
miss an appointment
از دست دادن قرار ملاقات
keep an appointment
قبول کردن قرار ملاقات
meet
معرفی شدن به ملاقات کردن
meets
معرفی شدن به ملاقات کردن
I have a date with my fiandee.
با نامزدم قرار ملاقات دارم
redezvous
وعده ملاقات اجتماع مجدد
I'd like to see Mr. ...
من می خواهم آقای ... را ملاقات کنم.
sideshow
موضوع فرعی انحراف اتفاقی
accident damage to property
خسارت اتفاقی وارده بردارایی
to happen to somebody
برای کسی اتفاقی
[بد]
افتادن
sideshows
موضوع فرعی انحراف اتفاقی
fix someone up with someone
<idiom>
واسطه برای قرار ملاقات دونفر
lose touch with
<idiom>
از دست دادن شانس ملاقات وارتباط
to arrive in good time
خیلی زودتر از وقت ملاقات رسیدن
come hell or high water
<idiom>
هیچ فرقی نمیکنه چه اتفاقی بیافته
conferences
ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
conference
ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
off balance
<idiom>
فراهم نکردن ،قادربه ملاقات غیرمنتظره نبودن
blind date
قرار ملاقات میان زن ومردی که همدیگر را نمیشناسند
blind dates
قرار ملاقات میان زن ومردی که همدیگر را نمیشناسند
by the way
تصادفی
stochastic
<adj.>
تصادفی
accidental attack
تک تصادفی
at random
<adv.>
تصادفی
as it happens
<adv.>
تصادفی
accidently
<adv.>
تصادفی
stochastical
<adj.>
تصادفی
haphazard
<adj.>
تصادفی
fortuitous
<adj.>
تصادفی
contingent
[accidental]
<adj.>
تصادفی
casual
[not planned]
<adj.>
تصادفی
chance
تصادفی
chanced
تصادفی
chances
تصادفی
accidentally
<adv.>
تصادفی
accidental
<adj.>
تصادفی
hazardous
تصادفی
randomly
تصادفی
incidentally
<adv.>
تصادفی
fortuitously
<adv.>
تصادفی
coincidentally
<adv.>
تصادفی
by hazard
<adv.>
تصادفی
by happenstance
<adv.>
تصادفی
by chance
<adv.>
تصادفی
by a coincidence
<adv.>
تصادفی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com