English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (11 milliseconds)
English Persian
underdeveloped nations ملل توسعه نیافته
Search result with all words
extend استانداردهای گرافیک با resolution بالا توسعه نیافته توسط IBM که قادر به نمایش تا X پیکسل است
extending استانداردهای گرافیک با resolution بالا توسعه نیافته توسط IBM که قادر به نمایش تا X پیکسل است
extends استانداردهای گرافیک با resolution بالا توسعه نیافته توسط IBM که قادر به نمایش تا X پیکسل است
underdeveloped توسعه نیافته
international development association مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
international finance corporation شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
point four چهارمین ماده از مواد اصلی نطق افتتاحیه ترومن رئیس جمهور امریکادر ژانویه 9491 در کنگره که در ان پیشنهاد شده بود که ایالات متحده امریکا به وسیله تامین کمکها و مساعدتهای فنی در کشورهای توسعه نیافته جهان
underdeveloped area منطقه توسعه نیافته
underdeveloped countries کشورهای توسعه نیافته
unicef (= united nations international یع کودکان کشورهای توسعه نیافته است
Other Matches
development رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
enhanced در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
developments رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
enhancing در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhances در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhance در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
characteristics of underdeveloping مشخصات کشورهای در حال توسعه ویژگیهای توسعه نیافتگی
unmitigated تخفیف نیافته
unbred پرورش نیافته
untaught تعلیم نیافته
immature رشد نیافته نابهنگام
unregenerate دوباره حیات نیافته
unregenerated دوباره حیات نیافته
unsaved محفوظ نشده نجات نیافته
underdeveloped رشد کافی نیافته عقب افتاده
exoterical خارجی جهری بدرون راه نیافته
capital stock سهام انتشار نیافته شرکت تضامنی
COMAL زبان برنامه نویسی ساخت نیافته مشابه با BASIC
outreach توسعه یافتن توسعه
basics دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
basic دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
enlarging توسعه
enlarge توسعه
enlarged توسعه
enlarges توسعه
enlargement توسعه
delelopment توسعه
extension توسعه
stop go policy توسعه
extensions توسعه
development توسعه
spreads توسعه
enlargements توسعه
spread توسعه
promotions توسعه
increments توسعه
amplification توسعه
increment توسعه
promotion توسعه
expansion توسعه
outspread توسعه
developments توسعه
upgrowth توسعه
increases توسعه دادن
expandsionism توسعه طلبی
export promotion توسعه صادرات
expanded , capacity توسعه فرفیت
development plan برنامه توسعه
cultural development توسعه فرهنگی
combat development توسعه رزمی
increased توسعه دادن
expandability قابلیت توسعه
development policy سیاست توسعه
development time زمان توسعه
development bank بانک توسعه
developement توسعه دادن
extensibility توسعه پذیری
anti development policy سیاست ضد توسعه
development tools ابزار توسعه
economic development توسعه اقتصادی
exepandable قابل توسعه
increase توسعه دادن
extensible توسعه پذیر
historical development توسعه تاریخی
to open out توسعه دادن
under development دردست توسعه
uneven development توسعه نامتوازن
urban renewal توسعه شهری
to unfold توسعه دادن
technical development توسعه فنی
social development توسعه اجتماعی
increscent زیادی توسعه
internal development توسعه داخلی
monetary expansion توسعه پولی
open out توسعه دادن
path of expansion مسیر توسعه
pattern of development الگوی توسعه
phasess of development مراحل توسعه
pole of development قطب توسعه
progation توسعه تکثیر
regional development توسعه منطقهای
regional development توسعه ناحیهای
research and development تحقیق و توسعه
rural development توسعه روستائی
underdevelopment توسعه نیافتگی
self development توسعه نفس
boom توسعه یافتن
booming توسعه عظیم
enriches توسعه دادن
extending توسعه دادن
extend توسعه دادن
promote توسعه دادن
promoted توسعه دادن
amplification توسعه تقویت
booms توسعه یافتن
enriching توسعه دادن
expanses بسط و توسعه
expanse بسط و توسعه
develops توسعه دادن
boomed توسعه عظیم
develop توسعه دادن
booming توسعه یافتن
boomed توسعه یافتن
spreads توسعه دادن
spread توسعه دادن
extendable توسعه پذیر
promoting توسعه دادن
extends توسعه دادن
enlarges توسعه دادن
boom توسعه عظیم
expansion گسترش توسعه
expansive متمایل به توسعه
expansionism توسعه طلبی
expansionist توسعه طلبی
booms توسعه عظیم
enrich توسعه دادن
promotes توسعه دادن
enlarge توسعه دادن
enlarging توسعه دادن
enlarged توسعه دادن
pullulate اغاز توسعه نهادن
outstretch توسعه دادن بسط
extendible قابل توسعه کش دار
top down development توسعه از بالا به پایین
extended precision دقت توسعه یافته
inextension عدم امتداد یا توسعه
extensible language زبان توسعه پذیر
microcomputer development system سیستم توسعه ریزکامپیوتر
program development tools ابزار توسعه برنامه
research and development تحقیق و توسعه یا بهبودوسایل
regression بازگشت [به حالت کم توسعه]
step backwards بازگشت [به حالت کم توسعه]
regress بازگشت [به حالت کم توسعه]
regression برگشت [به حالت کم توسعه]
step backwards برگشت [به حالت کم توسعه]
to spread [across] [over] توسعه یافتن [سرتاسر]
to develop [into] توسعه دادن وضعیت [به]
software development توسعه نرم افزاری
develops توسعه دادن اشکارکردن
develop توسعه دادن اشکارکردن
regress برگشت [به حالت کم توسعه]
well development توسعه و شستشوی چاه
to grow [into] توسعه دادن وضعیت [به]
increments افزایش در حقوق توسعه
increment افزایش در حقوق توسعه
extended memory حافظه توسعه یافته
developed contries ممالک توسعه یافته
desired rate of development نرخ مطلوب توسعه
development cost هزینه توسعه در تولیدمحصول
corrosive attack اغاز و توسعه خورندگی
development countries کشورهای قابل توسعه
class improvement plan طرح توسعه ناو
characteristics of underdevelopment ویژگیهای توسعه نیافتگی
development system سیستم توسعه یافته
development planning برنامه ریزی توسعه
developing countries کشورهای در حال توسعه
development توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
expand منبسط کردن توسعه دادن
developments توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
organization for economic co opration سازمان توسعه و همکاری اقتصادی
threat study بررسی توسعه تهدید دشمن
to fill out تکمیل کردن توسعه دادن
contrast enhancement توسعه تشخیص سایه روشن
expeditionary forces نیروی توسعه طلب و سرکوبگر
expeditionary force نیروی توسعه طلب و سرکوبگر
back blowing عمل شستشو و توسعه چاه
big push theory of development نظریه فشار شدید توسعه
expands منبسط کردن توسعه دادن
the developed world جهان توسعه یافته [پیشرفته]
expanding منبسط کردن توسعه دادن
expansion توسعه گسترش دادن کشیدن
less developed countries کشورهای کمتر توسعه یافته
enlarge توسعه دادن وسیع کردن
extended character set مجمگعه کاراکترهای توسعه یافته
extensible منبسط شدنی توسعه پذیر
enlarges توسعه دادن وسیع کردن
enlarged توسعه دادن وسیع کردن
enlarging توسعه دادن وسیع کردن
extendeo core حافظه چنبرهای توسعه یافته
overdevelop توسعه و عمران زیاد یافتن
enlarge توسعه دادن زیاد بحث کردن
extend توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
enlarged توسعه دادن زیاد بحث کردن
extensive cultivation توسعه همه جانبه کشت وکار
developers فاهر کننده عکس توسعه دهنده
enlarges توسعه دادن زیاد بحث کردن
develops توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
put up <idiom> توسعه پول یا چیزی که احتیاج است
extending توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
extends توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
developer فاهر کننده عکس توسعه دهنده
enlarging توسعه دادن زیاد بحث کردن
develop توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
developed market economy countries کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
field upgradable سخت افزار قابل توسعه درمحل
inward looking development policies درکشورهای در حال توسعه تاکید دارد
least developed countries پائین ترین کشورهای در حال توسعه
project loans قرضههای مربوط به انجام طرحهای توسعه
researches توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری
researching توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com