English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (6 milliseconds)
English Persian
queen can do no wrong ملکه نمیتواند خطا کند
Other Matches
illiterate که نمیتواند بخواند
fixes آن نمیتواند تغییر کند
fix آن نمیتواند تغییر کند
an ill quarrels with his tool نمیتواند برقصد میگویدزمینش کج است
queen ملکه
queens ملکه
constitutional monarch ملکه
nemo potest esse simul actor et judex هیچ کس نمیتواند در ان واحد قاضی و مدعی باشد
he is unable to speak ازسخن گفتن عاجزاست نمیتواند سخن بگوید
nemo agit in seipsum هیچ کس نمیتواند علیه خوداقامه دعوی کند
queens bench division دادگاه ملکه
queenvictoria ملکه ویکتوریا
queenliness ملکه منشی
queenlike ملکه وار
queenhood سمت ملکه
queendom قلمرو ملکه
monarchs ملکه شهریار
her majesty در گفتگوی ملکه
queen dowager ملکه بیوه
lady-in-waiting ندیمه ملکه
lady in waiting ندیمه ملکه
reginal ملکه منش
reigining beauty ملکه وجاهت
empress ملکه امپراتریس
empresses ملکه امپراتریس
queen ملکه شدن
queens ملکه شدن
reginal لایق ملکه
queenly درخور ملکه
ladies-in-waiting ندیمه ملکه
monarch ملکه شهریار
reginal در خور ملکه
rial پادشاه ملکه
tzarina ملکه روسیه تزاری
to queen it ملکه وار رفتارکردن
dido ملکه افسانهای کارتاژ
styled queen ملقب یا موسوم به ملکه
lady in waiting مستخدمه مخصوص ملکه
ladies-in-waiting مستخدمه مخصوص ملکه
lady-in-waiting مستخدمه مخصوص ملکه
regina ملکه سلطنت کننده
nemo dat quod non habet هیچ کس نمیتواند انچه راکه مالکش نیست را به دیگری دهد
acatalectic قاضی یاشخصی که نمیتواند به صحت امری اطمینان حاصل کند
rejection خطای اسکنرکه نمیتواند یک حرف را بخواند وحرف خالی را میکند
Elizabethan مربوط به بدوره ملکه الیزابت
Victoriana وابسته به دوران ملکه ویکتوریا
interrupt سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
interrupts سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
interrupting سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
Victorian مربوط به زمان سلطنت ملکه ویکتوریا
queen's bounty دستلافی که ملکه بزن سه قلوزاییده میدهد
the rose of tehran زیباترین زن یادختردرتهران ملکه وجاهت تهران
Elizabethan architecture معماری دوره ملکه الیزابت [انگلستان]
infanta دختر پادشاه و ملکه اسپانیا یاپرتقال
res inter alios debet non actaalterinocere تعهدات دو جانبه باعث اضرار شخص ثالث نمیتواند بشود
output که نمیتواند با سرعت طبیعی پردازش کند به علت وجود رسانه جانبی کندتر
outputs که نمیتواند با سرعت طبیعی پردازش کند به علت وجود رسانه جانبی کندتر
infante جوانترین پسر پادشاه و ملکه اسپانیا و پرتقال
self- سیستمم کد گذاری حروف خطا یا نامناسب را تشخیص دهد ولی نمیتواند ترمیم کند
victorianism سبک نویسندگی و شعر و طرزتفکر زمان ملکه ویکتوریا
queen of دختری که در بازیهای روزیکم می بعنوان ملکه برگزیده میشود
order of council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
blow-ups توقف غیر منتظره یک برنامه به خاطر یک اشتباه یا به دلیل مواخه شدن با شرایطی ازداده که نمیتواند ان را بکارگیرد
blow up توقف غیر منتظره یک برنامه به خاطر یک اشتباه یا به دلیل مواخه شدن با شرایطی ازداده که نمیتواند ان را بکارگیرد
blow-up توقف غیر منتظره یک برنامه به خاطر یک اشتباه یا به دلیل مواخه شدن با شرایطی ازداده که نمیتواند ان را بکارگیرد
queen can do no wrong بیان اصل عدم مسئوولیت ملکه یاپادشاه است در سیستم مشروطه
Aesthetic Movement [جنبش هنرمندان آمریکایی و انگلیسی در احیای طراحی های باشکوه عصر ملکه ویکتوریا]
snookered وضع گوی که بازیگر نمیتواند مستقیما به گوی موردنظر ضربه بزند
novatio non presumiter تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
glassine نوعی کاغذ نازک شفاف یانیمه شفاف که هوا یا روغن از ان نمیتواند عبور کند
peripheral UPC که نمیتواند دستورات را با سرعت طبیعی اجرا کند به علت رسانه جانبی کند
dumb terminal وسیله جانبی که فقط میتواند داده را از یک کامپیوتر دریافت کند ولی نمیتواند آن را پردازش کند
sequential نوعی کامپیوتر که باید هر دستورکامل شود پیش از اینکه بعدی شروع شود وبنابراین نمیتواند پردازش همزمان را مدیریت کند
defacto recognition شناسایی دوفاکتو شناسایی سیاسی کشوری که عملا" مستقل ودارای حق حاکمیت است ولی به عللی نمیتواند یا نمیخواهد به تعهدات بین المللی خود
send only device دستگاهی شبیه یک ترمینال که قادر است داده ها را به کامپیوتر ارسال کند ولی نمیتواند داده ها را از ان دریافت کند
child window پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
retour sans protet اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
half جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com