English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
goldmine منبع در آمد سرشار
goldmines منبع در آمد سرشار
Other Matches
ups منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی
uninterruptable power supply منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
deadlock موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند
affluent سرشار
profuse سرشار
alive سرشار
plenitudinous سرشار
plenteous سرشار
gushing سرشار
galore سرشار
profluent سرشار
brim full سرشار
pyrotechnical سرشار
line source منبع خطی منبع شبکه
overflows سرشار شدن
overflowed سرشار شدن
profuse سرشار ساختن
overflow سرشار شدن
gushingly بطور سرشار
mellifluent سرشار از عسل
opulence وفور سرشار
overfilling of battery سرشار کردن باتری
supplied منبع
water supply منبع اب
hotbeds منبع
small reservoir at well top منبع
rootstock منبع
reference منبع
references منبع
resourc منبع
pool منبع
pooled منبع
pools منبع
source code کد منبع
receptacles منبع
receptacle منبع
fount منبع
cisterns منبع اب
cistern منبع اب
origin منبع
cistern منبع
water supplies منبع اب
origins منبع
fountain منبع
fountains منبع
resource منبع
cisterns منبع
head spring منبع
wellspring منبع
supplying منبع
source منبع
water system منبع اب
supply منبع
hotbed منبع
originals منبع سرچشمه
original منبع سرچشمه
mains supply منبع شبکه
image source منبع تصویر
illuminant منبع نور
heat supply منبع حرارتی
word of mouth <idiom> از منبع موثق
information source منبع اطلاعات
isogenous دارای یک منبع
light point منبع روشنایی
light source منبع نور
lighting source منبع روشنایی
message source منبع پیام
magnetic storage منبع مغناطیسی
mines منبع مامن
grid bias supply منبع ولتاژشبکه
fountainhead منبع خبر
cooling water supply منبع اب سرد
cold water supply منبع ابسرد
resource منبع ممر
cold body منبع سرد
source منبع برق
attack origine محل یا منبع تک
aliunde از منبع دیگر
agency of communications منبع ارتباط
current supply منبع جریان
data source منبع داده
electron emitter منبع الکترون
excitation source منبع برانگیختگی
energy supply منبع انرژی
energizer منبع انرژی
elevator boot منبع بالابر
mined منبع مامن
mine منبع مامن
elevated tanke منبع اب هوائی
power source منبع قدرت
incandescent source منبع ملتهب
source computer کامپیوتر منبع
source program برنامه منبع
source register ثبات منبع
power supply منبع انرژی
power supply منبع تغذیه
source routine روال منبع
store of value منبع ارزش
power supplay منبع تغذیه
power supplay منبع قدرت
source منبع منشاء
source of power منبع انرژی
source of power منبع قدرت
source document سند منبع
second source منبع دوم
resource sharing اشتراک منبع
resource management مدیریت منبع
resource file فایل منبع
resource allocation اختصاص منبع
authority منبع موثق
source listing لیست منبع
radiation source منبع تشعشع
system resource منبع سیستم
source language زبان منبع
neutron source منبع نوترون
wellhead منبع چشمه
source data دادههای منبع
voltage source منبع قدرت
voltage source منبع ولتاژ
thermal reservoir منبع گرما
voltage source منبع الکتریسیته
noises منبع تغذیه
noise منبع تغذیه
thermal reservoir منبع گرمایی
line source منبع خطی شکل
low frequency source منبع فرکانس پایین
candlepower شدت نور یک منبع
low voltage supply منبع فشار ضعیف
magnetic energy storage منبع انرژی مغناطیسی
mechanical energy reservoir منبع انرژی الکتریکی
welding source منبع جریان جوش
magnetic store حافظه یا منبع مغناطیسی
magnetic tape store منبع یا حافظه نوارمغناطیسی
source data automation خودکاری داده منبع
adscititious دارای منبع خارجی
resource sharing اشتراک گذاشتن منبع
source listing لیست برداری منبع
voltage source منبع فشار الکتریکی
radix پایه منبع اصلی
information resource management مدیریت منبع اطلاعات
internal power supply منبع تغذیه داخلی
emergency power supply منبع قدرت اضطراری
power supply cable کابل منبع تغذیه
power supply cable کابل منبع قدرت
power supply switch کلید منبع تغذیه
non renewable resource منبع بازگشت ناپذیر
archeological site منبع [باستان شناسی]
non renewable resource منبع تجدید ناپذیر
electronic power supply منبع تغذیه الکترونیکی
cash cow <idiom> منبع خوبی از پول
x ray source منبع اشعه رونتگن
light source colour رنگ منبع نور
site of the find منبع [باستان شناسی]
motored منبع نیروی مکانیکی
switches قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
switched قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
motors منبع نیروی مکانیکی
cisterns حوضچه ارامش منبع
cistern حوضچه ارامش منبع
turn-offs قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
gravy trains منبع در امد نامشروع
gravy train منبع در امد نامشروع
authority منبع صحیح و موثق
motor منبع نیروی مکانیکی
motor- منبع نیروی مکانیکی
switch قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
bonanzas منبع عایدی مهم
bonanza منبع عایدی مهم
provenance منبع [باستان شناسی]
powers توقف منبع تغذیه الکتریکی
powering توقف منبع تغذیه الکتریکی
uninterruptable power supply منبع تغذیه وقفه ناپذیر
gravy train منبع درامد بدون زحمت
gravy trains منبع درامد بدون زحمت
ghost signals علایم راداری بدون منبع
source data automation کنترل خودکار داده منبع
symbolic نوشتن برنامه به زبان منبع
lay in <idiom> ذخیره منبع وموجودی چیزی
symbolically نوشتن برنامه به زبان منبع
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
r f power supply منبع توان بسامد رادیویی
mains electricity منبع الکتریسیته محلی مشتریان
powered توقف منبع تغذیه الکتریکی
aircraft battery منبع الکتریکی برای هواپیما
mains power supply unit واحد منبع تغذیه شبکه
data packet منبع ارسال سری داده در یک بسته
source کامپیوتری که میتواند منبع را کامپایل کند
switches یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
turn on وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
switch یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switched یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
sags کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
bare base فرودگاهی دارای خط اتومبیل و تاکسی و منبع اب اشامیدنی
sag کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
read in ارسالی داده از منبع خارجی به کامپیوتر اصلی
sagged کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
output عمل ارسال اطلاع یا داده از منبع به کاربر
powers خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com