English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (4 milliseconds)
English Persian
identic منطبق با
Search result with all words
suit منطبق کردن متناسب یا مناسب کردن
suited منطبق کردن متناسب یا مناسب کردن
suits منطبق کردن متناسب یا مناسب کردن
register منطبق کردن
registering منطبق کردن
registers منطبق کردن
coincide منطبق شدن
coincided منطبق شدن
coincides منطبق شدن
coinciding منطبق شدن
halving نیم حباب منطبق شونده درانواع دوربینها و مسافت یابها برای تراز کردن
matching جفتگری منطبق
accomodate منطبق کردن
biaxial deformation خمشی که در یک قطعه مستقیم الخط ایجاد میشودموقعی که تحت تاثیر زوج نیرویی که صفحه ان باهیچیک از سطوح اصلی اینرسی منطبق نباشد
coincident منطبق
collimate منطبق کردن خطوط
collimating sight دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
conformable منطبق شدنی مطیع
congurous جور منطبق
fiducial marks علایم منطبق شونده در صفحه رادار
functionalism عقیده بر اینکه شکل وساختمان بایستی منطبق با احتیاج باشد اعتقادباستفاده عملی از شغل وپیشه
matching diaphragm دیافراگم منطبق
nomological منطبق با قانون
quick disconnect نوعی رابط الکتریکی که دونیمه منطبق شونده اش بطورسریع باز و بسته میشود
superpose منطبق کردن با
synchronization منطبق همگامی
vortex line خطی که جهت ان در هر نقطه بر بردار دوران منطبق وخطوط مماس براین خط باجهت موضعی جریان موازی میباشند
Funstionalism [عقیده بر اینکه شکل و ساختمان باید منطبق نیاز باشد.]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com