English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
defensive منطقه دفاعی شامل دروازه
Other Matches
team handball court مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
zone منطقه دفاعی
zones منطقه دفاعی
seams نقطه باز بین دو منطقه دفاعی
seam نقطه باز بین دو منطقه دفاعی
defenceman مدافع منطقه دفاعی غیر ازدروازه بان
attacting zone منطقه دروازه
goal area منطقه دروازه
break out نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
end zone منطقه 09 متری بین خط دروازه و خط انتهایی
slot منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
slots منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
slotting منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
end zone منطقه اخر زمین هاکی از خط ابی تادیوار پشت دروازه
strong point پایگاه دفاعی سنگر مستحکم دفاعی
passout پاس از پشت دروازه به یاردر جلوی دروازه
kick save نجات دروازه با پای دروازه بان
drop zone منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
damage area منطقه تولید خطر مین منطقه خسارت منطقه خطر
submarine havens منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
goal judge داور پشت دروازه لاکراس داور دروازه واترپولو
sanctuaries منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuary منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
service area منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
landing area منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
run up area منطقه ازمایش موتورهواپیما قبل از پرواز منطقه در جا زدن
area of military significant fallout منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
airspace reservation منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
staging area منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
haven submarine منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
polynia منطقه یا جزیرهای از اب دریک منطقه وسیع یخ زده
leave area منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
prohibited area منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
grid zone منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
elements دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
element دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
skid row <idiom> منطقه پایین شهر ،منطقه فقیرنشین
concentration area منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
area oriented بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
kill area منطقه خطر منطقه تلفات
crossing area منطقه گذار منطقه پایاب
zone of fire منطقه اتش منطقه تیراندازی
combat zone منطقه رزمی منطقه نبرد
remote خارج از منطقه منطقه دورافتاده
sector منطقه عمل منطقه مسئولیت
sectors منطقه عمل منطقه مسئولیت
remoter خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remotest خارج از منطقه منطقه دورافتاده
tropopause منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
holding area منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
ranging تجسس کردن منطقه هدف با هواپیما یا گشت زنی در منطقه هدف
motif گلی خاص در زمینه فرش [این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
demolition target منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
line crosser فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
clandestine assembly area منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
axial route مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
goalposts تیر دروازه تیر عمودی دروازه
goalpost تیر دروازه تیر عمودی دروازه
launching area منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
defense coastal area منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
separation zone منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
demolition guard نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
airspace prohibited area منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
demilitarization تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
sweep تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
island bases پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
vindicative دفاعی
defensive line خط دفاعی
defensive دفاعی
apologetic دفاعی
backfield خط دفاعی
mixer نوعی خط دفاعی
mixers نوعی خط دفاعی
stack the defence ارایش دفاعی
defence mechanisms مکانیزم دفاعی
agger پشته ی دفاعی
five man line خط دفاعی 5 نفره
backcourt نیمه دفاعی
defense base پایگاه دفاعی
defensively حالت دفاعی
odd front خط دفاعی 4 نفره
cover بازی دفاعی
coverings بازی دفاعی
covers بازی دفاعی
defensive fire اتش دفاعی
preventive war نبرد دفاعی
rejoinder پاسخ دفاعی
defense information اطلاعات دفاعی
defense mechanism مکانیسم دفاعی
defence mechanism مکانیزم دفاعی
defensive war جنگ دفاعی
defensive league اتحاد دفاعی
defensive league اتحادیه دفاعی
blue line خط دفاعی هاکی
defense position موضع دفاعی
rejoinders پاسخ دفاعی
apologists نویسندهء رسالهء دفاعی
apologist نویسندهء رسالهء دفاعی
palest حصار دفاعی دفاع
paler حصار دفاعی دفاع
first defense gun جلوترین تیربار دفاعی
defensiveness حالت دفاعی داشتن
guards حالت دفاعی شمشیرباز
defensive player شطرنج باز دفاعی
rejoinders پاسخ دفاعی دادن
defense articles اماد و تجهیزات دفاعی
bump and go نوعی مانور دفاعی
bump and run نوعی مانور دفاعی
decompensation فروپاشی مکانیسمهای دفاعی
cover-ups در لاک دفاعی فرورفتن
cover-up در لاک دفاعی فرورفتن
cover up در لاک دفاعی فرورفتن
cross block سد کردن خط دفاعی از کنار
guarding حالت دفاعی شمشیرباز
guard حالت دفاعی شمشیرباز
defensive wrestler کشتی گیر دفاعی
back judge داور در محوطه دفاعی
rejoins پاسخ دفاعی دادن
rejoining پاسخ دفاعی دادن
rejoined پاسخ دفاعی دادن
rejoin پاسخ دفاعی دادن
sandbags ایجاداستحکامات دفاعی کردن
sandbagging ایجاداستحکامات دفاعی کردن
sandbagged ایجاداستحکامات دفاعی کردن
sandbag ایجاداستحکامات دفاعی کردن
pale حصار دفاعی دفاع
bangoe gei تکنیک دفاعی تکواندو
rejoinder پاسخ دفاعی دادن
press تاکتیک دفاعی فشرده
presses تاکتیک دفاعی فشرده
switch position موضع دفاعی بینابین
protective cover جان پناه دفاعی
switch position موضع رابط دفاعی
ante-mural [e] جان پناه دفاعی
Cashel [استحکامات دفاعی ایرلندی]
special pleader متخصص تهیه لوایح دفاعی
corralled دفاعی که از واگون وعرابه میسازند
integrated defense پدافند ازمناطق توام دفاعی
corrals دفاعی که از واگون وعرابه میسازند
corralling دفاعی که از واگون وعرابه میسازند
prevent defence جبهه دفاعی با استفاده از نفراضافی
parried حرکت دفاعی در جنگ باسرنیزه
corral دفاعی که از واگون وعرابه میسازند
parrying حرکت دفاعی در جنگ باسرنیزه
parry حرکت دفاعی در جنگ باسرنیزه
parries حرکت دفاعی در جنگ باسرنیزه
broken field محوطه دفاعی فراسوی خط تجمع
islands منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
island منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
chevaux de fries [ترتیب دفاعی مانع های تیز]
take guard وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
redoubt موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
formation برنامه سازمان دفاعی یاتهاجمی در اغاز هر مسابقه
audible تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
intersectional service قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
peace dividend ازبین رفتن بودجه دفاعی دراواخر سال ۱۹۸۰
declare پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
special pleading علم تهیه لوایح دفاعی و طرح ریزی دفاع در محکمه
declaring پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
declares پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
defense emergency مواد مورد لزوم وحیاتی پدافندی وضعیت اضطراری دفاعی یا نظامی
plene administrative preter دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
area of operational interest منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
air defense action area منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
area assessment ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
plea in abatement دفاعی که باعث معلق ماندن یابه تعویق افتادن دعوی خواهان شود
goal area line خط دروازه
port دروازه
gate دروازه
goal دروازه
goals دروازه
gateways دروازه
gateway دروازه
barbacan دروازه
barbican دروازه
portal دروازه
hoops دروازه
gates دروازه
portals دروازه
hoop دروازه
comprising شامل
self inclusive شامل
far-reaching شامل
in- شامل
containing شامل
in شامل
covering شامل
including شامل
inclusive شامل
sweeping شامل
Inc شامل
air surface zone منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
safety بازی بیلیارد دفاعی که گویها را در جای نامناسبی برای حریف باقی می گذاردضامن تفنگ
goalar دروازه بان
gatekeeper دروازه بان
octroi دروازه بانی
gate keeper دروازه بان
tend goal حفظ دروازه
octroi مالیات دم دروازه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com