English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (7 milliseconds)
English Persian
restriction منع محدودیت
restrictions منع محدودیت
Search result with all words
free کمی محدودیت نوع اسلحه
freed کمی محدودیت نوع اسلحه
freeing کمی محدودیت نوع اسلحه
frees کمی محدودیت نوع اسلحه
freeze محدودیت عدم امکان تغییر
freezes محدودیت عدم امکان تغییر
restriction محدودیت
restrictions محدودیت
constraint محدودیت
narrowness محدودیت
freedom آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
freedoms آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
freely بدون محدودیت
unlimited وسیله مسابقه بدون محدودیت از لحاظ حجم یا نوع موتور
array محدودیت برای تعداد اجزای یک آرایه
arrays محدودیت برای تعداد اجزای یک آرایه
constraints محدودیت ها
parochialism محدودیت در افکار وعقایدمحلی
parochialism محدودیت فکری و دلبستگی به انجام کارهای محلی و ناحیهای محدود
bounds محدودیت یا فضایی که کسی میتواند عمل انجام دهد
restraint محدودیت
restraints محدودیت
limitation محدودیت
limitations محدودیت
exclusion محدودیت در دستیابی به سیستم
withheld محدود کردن استفاده از جنگ افزار اتمی محدودیت اجرای اتش
withhold محدود کردن استفاده از جنگ افزار اتمی محدودیت اجرای اتش
withholding محدود کردن استفاده از جنگ افزار اتمی محدودیت اجرای اتش
withholds محدود کردن استفاده از جنگ افزار اتمی محدودیت اجرای اتش
input ای که خلی سریع نیست به علت محدودیت نرخ ورودی از رسانه جانبی کندتر
inputted ای که خلی سریع نیست به علت محدودیت نرخ ورودی از رسانه جانبی کندتر
time limit محدودیت زمانی
time limits محدودیت زمانی
airspace restricted area منطقه محدودیت پرواز
appropriation limitation محدودیت بودجه
appropriation limitation محدودیت تخصیص اعتبار
budget constaint محدودیت بودجهای
budget constraint محدودیت بودجه
capital constraint محدودیت سرمایه
circumscription محدودیت
compute bound محدودیت محاسباتی
constraint of supply محدودیت امادی
economic constraint محدودیت اقتصادی
economic stringency محدودیت اقتصادی
exchange restricition محدودیت ارزی
exchange restriction محدودیت ارزی
exclusiveness محدودیت انحصار
finiteness محدودیت
finitude محدودیت
fire restriction محدودیت اتش
free play بدون محدودیت
gridding محدودیت ساختمان یک تصویرگرافیکی که مستلزم افتادن نقاط پایانی خطوط روی نقاط شبکه است
import quotas محدودیت کمی واردات
import restriction محدودیت واردات
restriction of imports محدودیت واردات
in restraint of trade تحت محدودیت تجارتی
incomprehensiveness محدودیت
increasing cost industry حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
input limited ای که خیلی سریع نیست به علت محدودیت نرخ ورودی از رسانه جانبی کندتر
limitable محدودیت پذیر
limitation period دوره محدودیت
limited access دراری محدودیت مدارک محدود
modular constraint محدودیت در جابجایی تصاویر
monetary deflation محدودیت پولی
monetary restriction محدودیت پولی
monopoly restriction محدودیت انحصاری
restraint of trade محدودیت تجارت
restriction of range محدودیت دامنه
restrictionism سیاست محدودیت
time bar محدودیت زمانی
trade restriction محدودیت تجاری
unconstrained optimization بهینه سازی بدون محدودیت
wage constraint محدودیت دستمزد
wraparound توسعه و بسط اتوماتیک خطی از یک متن به دو خط یا بیشتر به واسطه محدودیت ناحیهای از صفحه نمایش
age limit محدودیت سنی
tie up <idiom> محدودیت استفاده
in line <idiom> با محدودیت متداول
Afshan [all-over pattern] طرح افشان [با حالت های پیچشی و یا زوایای هندسی و ترکیبی از گل ها و شکوفه ها که نشان دهنده و عدم محدودیت در طرح است. گاه با طرح های دیگر مثل میناخانی، بوته، هراتی، بندی و گل و بته ترکیب می شود]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com