Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
surfmanship
مهارت در موج سواری
Other Matches
proficiency rating
طبقه بندی بر حسب پایه مهارت یا مهارت شغلی
qualification card
کارت مهارت در تیراندازی کارت ثبت میزان مهارت
riding
سواری
ride
سواری
rides
سواری
driving
سواری
Woman sitting on the man
کیر سواری
execute
مهارت
proficiency pay
حق مهارت
executed
مهارت
executes
مهارت
skill less
بی مهارت
skilless
بی مهارت
ham handed
بی مهارت
ingenuity
مهارت
inapt
بی مهارت
unskillful
بی مهارت
expertise
مهارت
executing
مهارت
masterkiness
مهارت
light handedness
مهارت
technique
فن مهارت
technique
مهارت
techniques
فن مهارت
techniques
مهارت
proficiency
مهارت
inexpert
بی مهارت
facility
مهارت
gripe
مهارت
artifices
مهارت
artifice
مهارت
adeptness
مهارت
adroitness
مهارت
deftness
مهارت
dextrously
به مهارت
handiness
مهارت
sophistication
مهارت
workmanship
مهارت
skill
مهارت
know-how
مهارت
skill
مهارت
unskilled
بی مهارت
ham fisted
بی مهارت
knack
مهارت
maladroit
بی مهارت
ham-fisted
بی مهارت
credential
مهارت
competence
مهارت
expertise
مهارت
groove
مهارت
grooves
مهارت
qualification
مهارت
incompetent
بی مهارت
horsemanship
اسب سواری
skim boarding
موج سواری
passenger car trailer
تریلرخودروی سواری
cycling
دوچرخه سواری
surfriding
موج سواری
surfing
موج سواری
amaxophobia
سواری هراسی
hacking jacket
کت اسب سواری
top boot
چکمه سواری
to take a ride
سواری کردن
to take a drive
سواری کردن
surf riding
موج سواری
saddler
اسب سواری
saddle horse
اسب سواری
passenger car
اتومبیل سواری
motorcar
خودرو سواری
manege
اسب سواری
jockeying
اسب سواری
hackney
اسب سواری
equitation
هنراسب سواری
hacking jackets
کت اسب سواری
jumble
سواری کردن
jumbling
سواری کردن
troopers
اسب سواری
roadsters
اسب سواری
saddle
سواری کردن
jumbles
سواری کردن
saddled
سواری کردن
saddles
سواری کردن
jumbled
سواری کردن
auto
ماشین سواری
autos
ماشین سواری
trooper
اسب سواری
roadster
اسب سواری
surf
موج سواری
jessy
آدم بی مهارت
motor skill
مهارت حرکتی
seamanship
مهارت در دریانوردی
cissy
آدم بی مهارت
skill
مهارت فنی
manipulation
انجام با مهارت
jessie
آدم بی مهارت
qualification
مهارت فنی
natatorial skill
مهارت در شنا
competence
مهارت فنی
qualification
مهارت فنی
weenie
[Am E]
آدم بی مهارت
qualification
کسب مهارت
human skill
مهارت انسانی
fundamental skill
مهارت بنیادی
fine skill
مهارت فریف
expertness
خبرویت مهارت
pantywaist
[Am En]
آدم بی مهارت
crafts
مهارت نیرنگ
pussy
[Am E]
آدم بی مهارت
skill level
پایه مهارت
craft
مهارت نیرنگ
dauber
نقاش بی مهارت
combat proficiency
مهارت رزمی
manual skill
مهارت دستی
versatility
روانی مهارت
wimp
آدم بی مهارت
softie/softy
آدم بی مهارت
tact
کاردانی مهارت
skillful Šetc
با مهارت ماهرانه
salesmanship
مهارت در فروشندگی
sport skill
مهارت ورزشی
qualify
کسب مهارت
tactlessly
بی مهارت بی سلیقه
tactless
بی مهارت بی سلیقه
up one's alley
<idiom>
مهارت درچیزی
unskil
ناشی بی مهارت
qualifies
کسب مهارت
skill learning
مهارت اموزی
proficiency
مهارت تخصص
milquetoast
آدم بی مهارت
wet
آدم بی مهارت
mollycoddle
آدم بی مهارت
weed
آدم بی مهارت
namby-pamby
آدم بی مهارت
credential
مهارت فنی
weakling
آدم بی مهارت
sissy
آدم بی مهارت
wuss(y)
آدم بی مهارت
jodhpur
شلوار چسبان سواری
trooper
اسب سواری نظامی
drives
رانش سواری دوندگی
motor road
جاده موتور سواری
troopers
اسب سواری نظامی
velodrome
پیست دوچرخه سواری
equestrian
مربوط به اسب سواری
drives
سواری کردن کوبیدن
outride
در سواری پیش افتادن از
to learn to ride
سواری یاد گرفتن
sailable
قابل سواری دردریا
to ride a bicycle
دوچرخه سواری کردن
manege
اموزشگاه اسب سواری
drive
رانش سواری دوندگی
to go by bicycle
دوچرخه سواری کردن
joo choo seogi
ایستادن اسب سواری
surfboards
تخته موج سواری
bicycle path
مسیر دوچرخه سواری
habits
لباس سواری زنانه
habit
لباس سواری زنانه
cavalcades
سواری گردش سواره
cavalcade
سواری گردش سواره
nag
اسب کوچک سواری
nagged
اسب کوچک سواری
nags
اسب کوچک سواری
bicycle
دوچرخه سواری کردن
bicycles
دوچرخه سواری کردن
hacking
اسب سواری تفریحی
surfboard
تخته موج سواری
riding habits
جامه سواری زنانه
riding habit
جامه سواری زنانه
to give somebody a lift
به کسی سواری دادن
to give somebody a ride
به کسی سواری دادن
harness horse
اسب سواری یا بارکش
drive
سواری کردن کوبیدن
showboating
نمایش دادن مهارت
technomotorial skill
مهارت تکنیکی- حرکتی
seaman ship
مهارت در راندن قایق
sword play
مهارت در بکارگیری شمشیر
stickhandling
مهارت در استفاده از چوب
spiller
خوش شانسی نه مهارت
sport skill pattern
الگوی مهارت ورزشی
skill level
پایه مهارت فنی
masters
کسب مهارت کردن
mastered
کسب مهارت کردن
facileness
مهارت عدم ثبات
qualification record
پرونده مهارت فنی
conveyancing
مدیریت از روی مهارت
fine art
هر مهارت هنری وفریف
diplomatically
از روی مهارت و بصیرت
master
کسب مهارت کردن
skill
مهارت عملی داشتن
expert badge
نشان مهارت در تیراندازی
qualification badge
نشان مهارت در تیراندازی
wonderwork
کار عجیب مهارت
to stand treat
هزینه مهمانی یا سواری رادادن
stick
تخته موج سواری شلاق
freestyle
موج سواری بامانور ازاد
wake surfing
موج سواری بدنبال قایق
to get a ride with somebody
سواری گرفتن از کسی
[در خودرو]
to get a lift with somebody
سواری گرفتن از کسی
[در خودرو]
stage race
مسابقه مرحلهای دوچرخه سواری
to get a lift from somebody
سواری گرفتن از کسی
[در خودرو]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com