Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English
Persian
shunt
موازی موازی فرعی
shunted
موازی موازی فرعی
shunts
موازی موازی فرعی
Search result with all words
branch extension
اتصال موازی فرعی
magnetic shunt
اتصال شنت موازی فرعی مغناطیسی
shunt capacitor
خازن شنت خازن موازی شده فرعی
Other Matches
paralleled
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallels
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelled
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleling
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelling
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
multiple
معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
MIMD
معماری پردازنده موازی که تعدادی ALU و وسایل حافظه را موازی استفاده میکند تا پردازش سریع داشته باشد
lpt
در DOS نام دستگاهی است که به یکی از درگاههای موازی مربوط می گردد وچاپگرهای موازی می توانندبه ان متصل شوند
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
shunt
موازی
parallels
موازی
shunted
موازی
shunts
موازی
coaxial
موازی
paralleled
موازی
parallel
موازی
parallelled
موازی
parallelling
موازی
paralleling
موازی
two parallel lines
دو خط موازی
parallel ruler
خط کش موازی
parallel storage
انبارش موازی
parallel processor
موازی پرداز
parallel reading
خواندن موازی
paralleling
برابر خط موازی
parallelling
برابر خط موازی
parallel sheaf
مروحه موازی
parallelled
برابر خط موازی
parallel storage
انباره موازی
parallel run
اجرای موازی
parallels
برابر خط موازی
parallel processor
پردازنده موازی
paralleled
برابر خط موازی
parallel system
شبکه موازی
serioprallel
دنبالهای و موازی
doube bead
گچ بری موازی
parallel transmission
ارسال موازی
parallel access
دستیابی موازی
parallel adder
افزایشگر موازی
axially parallel
موازی محوری
shunts
مقاومت موازی
centronics interface
رابط موازی
shunted
مقاومت موازی
shunt
مقاومت موازی
antiparalle
موازی ناهمسو
along
موازی با طول
shunt capacitor
خازن موازی
shunt element
عنصر موازی
machinist vise
گیره موازی
running in parallel
پردازش موازی
pyeonhi seogi
موازی ایستادن
parallel cells
یاختههای موازی
parallel circuit
مدار موازی
parallel port
درگاه موازی
parallel operation
عمل موازی
parallel operation
عملکرد موازی
parallel operation
عملیات موازی
collimator
موازی ساز
parallel
برابر خط موازی
parallel printer
چاپگر موازی
parallel column
ستونهای موازی
parallel printing
چاپ موازی
parallel processing
پردازش موازی
parallel interface
رابط موازی
parallel transmission
انتقال موازی
parallel computer
کامپیوتر موازی
parallel connection
اتصال موازی
parallel feed
خورد موازی
parallel transmission
مخابره موازی
parallel conversion
تبدیل موازی
to flatten out
بازمین موازی شدن
twentyfive yard line
خط 52 یاردی موازی خط پایانی
to flatten out
موازی زمین پروازکردن
to draw parallels
خطهای موازی کشیدن
bowling crease
خط موازی جلوی پایه ها
twentyfive
خط 52 یاردی موازی با خط دروازه
trimarans
قایق با 3 بدنه موازی
trimaran
قایق با 3 بدنه موازی
gules
خطوط موازی عمودی
series parallel connection
اتصال سری- موازی
flash
معدن موازی سریع A/D.
parallels
موازی کردن اسکیها
flashed
معدن موازی سریع A/D.
flashes
معدن موازی سریع A/D.
swing
پیچیدن موازی اسکیها
parallel trussed girder
تیر شبکهای موازی
parallelling
موازی کردن اسکیها
series parallel connection
اتصال زنجیری- موازی
swings
پیچیدن موازی اسکیها
paralleled
موازی کردن اسکیها
parallel gap welder
جوشگر شکاف موازی
collimate
موازی قرار دادن
multiple transformer
مبدل با اتصال موازی
endline
خطوط موازی با 04 مترفاصله
parallel resonant circuit
مدار همنوای موازی
parallel adder
جمع کننده موازی
paralleling
موازی کردن اسکیها
one point perspective
پرسپکتیو همرو یا موازی
parallel perspective
پرسپکتیو همرو یا موازی
clamp base vise
گیره با فکهای موازی
five yard line
خط داخلی و موازی خط کناری
parallel input output
ورودی و خروجی موازی
parallel
موازی کردن اسکیها
parallel clamp
گیره پیچی موازی
parallel search storage
انباره جستجوی موازی
ideal paralleling
مدار موازی ایده ال
jet turn
چرخش موازی اسکی ها
parallelled
موازی کردن اسکیها
parallel access
با دست یابی موازی
offside line
خط فرضی موازی با دروازه
connect in parallel
بطور موازی اتصال دادن
to decline from the parallel
از حالت موازی خارج شدن
series parallel dimming
اتصال زنجیری- موازی لامپها
dual
دو لیست موازی جدا از اطلاعات
stramline flow
جریان موازی یابی ممانعت
chitary jireugi
ضربه مشت موازی یا افقی
shunt
موازی کردن بستن بسته شدن
shunted
موازی کردن بستن بسته شدن
parallelling
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
lateral
افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
shunts
موازی کردن بستن بسته شدن
petri nets
مدل نمایش سیستمهای همزمان یا موازی
strainght running
فرود در مسیر مستقیم بااسکیهای موازی
stria
نوار باریک هریک از خطوط موازی
carding
موازی کردن الیاف قبل از ریسندگی
multidimensional
تعداد آرایههای موازی به همراه عمق
railings
تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار
railing
تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار
rejector
اندوکتانس موازی برای وازدن یک فرکانس
narani seogi
ایستادن موازی پاها همعرض شانه
choir-aisle
[راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
t square
خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
parallel
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
bicylindrical
دارای دو سطح استوانهای بامحورهای موازی
bit parallel
طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
parallels
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
paralleled
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
paralleling
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallelled
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
paralleling
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
arrays
آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
array
آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
force displaced in parallel
[بردار]
نیروی بطور موازی جابجا شده
parallelling
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
contact lights
چراغهای سفید در دو طرف باند موازی با خط مرکز ان
paralleled
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
paralleled
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallel
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallel
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallelling
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
input/output
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
x plate
صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
parallelled
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
gauge railway
فاصله استاندارد دو ریل موازی راه اهن
parallelled
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallels
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
gangplow
گاو اهنی که شیارهای موازی ایجاد کند
parallels
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
paralleling
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
connexions
اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
stem turn
پیچ موازی با گام برداشتن اسکی کوهی یا درهای
fishbone mine
سیستم مین گذاری که به صورت شاخههای موازی است
interface
پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
interfaces
پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
connection
اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
serial
قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند
serials
قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند
parallels
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
worded
کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
shooting line
خط موازی هدف که پای کمانگیران در تیراندازی روی ان قرارمی گیرد
word
کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
paralleling
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleling
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallels
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallels
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallelled
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallel
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
laid paper
کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
hexapla
کتاب شش متنی که متنهای گوناگون رادرستونهای موازی نشان دهد
infinity
مسافت شی از دید شخصی که اشعههای نور از شی موازی دیده می شوند.
parallelled
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
centronics interface
واسط چاپ موازی که توسط Centronics Inc پیشنهاد شده است
parallelling
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
paralleled
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallelling
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paraheliotropism
موازی شدن برگ با پرتوافتاب برای نگرفتن روشنایی زیاد
parallelled
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
port
مدار و اتصالی که امکان ارسال و دریافت داده موازی میدهد
parallelling
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallel
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
paralleled
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleling
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallel
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleled
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
enhanced
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
scsi
استاندارد واسط موازی سریع برای اتصال کامپیوتر به رسانه جانبی
enhances
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
column
خط ی از اطلاعات چاپ شده درباره یک حرف موازی با کوتاهترین قسمت کارت
enhance
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com