Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English
Persian
mygale
موش پوزه دراز
Search result with all words
mongoose
میمون پوزه دراز
mongooses
میمون پوزه دراز
proboscis
پوزه دراز
proboscises
پوزه دراز
soricine
موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
Other Matches
pteropus
شبپره میوه خور که پوزه اش مانند پوزه روباه است
nuzzles
با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzling
با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzled
با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzle
با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
ice foot
یخ پوزه
noses
پوزه
muzzle
پوزه
beaks
پوزه
snouts
پوزه
beak
پوزه
muzzles
پوزه
muzzled
پوزه
nose
پوزه
snout
پوزه
muzzling
پوزه
muzzling
پوزه بند
muzzling
پوزه بندزدن
nozzle
پوزه دهانک
rostra
منقار پوزه
snouty
پوزه وار
snoutish
پوزه وار
nosepiece
پوزه بند
neb
پوزه دهان
nozzles
پوزه دهانک
routs
با پوزه کاویدن
muzzles
پوزه بندزدن
routed
با پوزه کاویدن
rout
با پوزه کاویدن
rostrums
منقار پوزه
rostrum
منقار پوزه
snout
پوزه درازجانور
barnacle
پوزه بند
muzzle
پوزه بند
snout
پوزه زدن به
snouts
پوزه درازجانور
snouts
پوزه زدن به
muzzle
پوزه بندزدن
muzzled
پوزه بند
muzzled
پوزه بندزدن
muzzles
پوزه بند
lemurs
میمون پوزه دارماداگاسکار
snoozle
پوزه بخاک مالیدن
lemur
میمون پوزه دارماداگاسکار
barnacle
پوزه بند یامهاراسب
unmuzzle
پوزه بند را باز کردن
gags
پوزه بند بستن محدود کردن
gagged
پوزه بند بستن محدود کردن
gag
پوزه بند بستن محدود کردن
gagging
پوزه بند بستن محدود کردن
longheaded
دراز سر
longer
دراز
oblongs
دراز
long headed
سر دراز
lengthwise
دراز
oblong
دراز
dolichomorphic
دراز تن
linear
دراز
prolix
دراز
long-
دراز
lengthy
دراز
to eke out
دراز
long
دراز
toom
دراز
to piece out
دراز
longed
دراز
longish
دراز
verbose
دراز
macro
دراز
longest
دراز
to be prolonged
دراز
longs
دراز
oblongated
دراز
lemurs
میمون پوزه دار میمون لمور
lemur
میمون پوزه دار میمون لمور
pintail
اردک دم دراز
to stretch out
دراز کردن
prolixity
دراز نویسی
long run
[American E]
<adj.>
دراز مدت
long term
<adj.>
دراز مدت
in the long run
در دراز مدت
long-time
دراز مدت
long-drawn-out
دور و دراز
drag on
<idiom>
دراز کردن
verbalization
دراز گویی
blue moon
زمان دراز
elongation
دراز شدگی
at full length
دراز کشیده
long bone
استخوانهای دراز
long eared
گوش دراز
tender fleshed cherry
گیلاس دم دراز
long necked
گردن دراز
morella cherry
گیلاس دم دراز
long range
دراز مدت
long run
دراز مدت
long shunt
شنت دراز
long term
دراز مدت
long wind
دراز نفسی
longeval
دراز عمر
long billed
نوک دراز
long bill
نوک دراز
codlin
یکجورسیب دراز
codling
یکجورسیب دراز
couchant
دراز کشیده
streek
دراز کردن
extend
دراز کردن
protract
دراز کردن
prolongate
دراز کردن
ileum
روده دراز
inductile
دراز نشو
lantern jawed
چانه دراز
lanternjaws
چانه دراز
oblonated
دراز :درازنا
longhead
کله دراز
narrow
دراز وباریک
long-winded
دراز نفس
long winded
دراز نفس
far-fetched
دور و دراز
long-term
دراز مدت
snipe
نوک دراز
sniped
نوک دراز
longer-term
دراز مدت
snipes
نوک دراز
sniping
نوک دراز
elongate
دراز کردن
oblongs
دراز پهنا
oblong
دراز پهنا
long life
عمر دراز
narrowed
دراز وباریک
narrower
دراز وباریک
narrowest
دراز وباریک
far fetched
دور و دراز
longevity
دراز عمری
weedy
دراز و باریک
lanky
دراز وباریک
stretch
دراز کردن
stretched
دراز کردن
gangling
طولانی و دراز
long-life
عمر دراز
elongate
دراز شدن
elongating
دراز شدن
lengthen
دراز کردن
lengthen
دراز شدن
lengthened
دراز کردن
lengthens
دراز شدن
lengthens
دراز کردن
lengthened
دراز شدن
lengthening
دراز کردن
lengthening
دراز شدن
string
چسبناک دراز
elongates
دراز کردن
wader
مرغ دراز پا
stretches
دراز کردن
elongating
دراز کردن
elongates
دراز شدن
prolate
دوک وار دراز
verbose
دراز نویس درازگو
interminably
بطور بسیار دراز
abusive
ناسزاوار زبان دراز
weeded
دراز و لاغر پوشاک
windbags
نطاق روده دراز
chaises longues
نوعی نیمکت دراز
longicorn
دارای شاخک دراز
gibbon
میمون دراز دست
chatterbox
ادم روده دراز
windbag
نطاق روده دراز
reach
دراز کردن دست
orangoutang
بوزینه دست دراز
orangutan
بوزینه دست دراز
paidle
یکجوربیل دسته دراز
porrect
دراز کردن جلوگذاردن
proboscis monley
بوزینه دراز بینی
weeding
دراز و لاغر پوشاک
chatterboxes
ادم روده دراز
chaise longue
نوعی نیمکت دراز
repose
دراز کشیدن غنودن
kick around
<idiom>
دراطراف دراز کشیدن
long haul
<idiom>
مسافت دراز یا سفرکردن
weed
دراز و لاغر پوشاک
gibbons
میمون دراز دست
orang outang
یکجوربوزینه دراز دست
orang-outans
یکجوربوزینه دراز دست
orang-outang
یکجوربوزینه دراز دست
long-term
دوره دراز مدت
daddy-long-legs
بابا لنگ دراز
rangy
ولگرد پا دراز و لاغر
ringtail
تلیله نوک دراز
scoldpaceous
مانند نوک دراز
scolopax
جنس نوک دراز
secular trend
روند دراز مدت
spindles
دراز و باریک شدن
spindle
دراز و باریک شدن
to live a long life
عمر دراز کردن
to make old bones
عمر دراز کردن
tractile
لوله شو دراز شدنی
longer-term
دوره دراز مدت
orang-outangs
یکجوربوزینه دراز دست
deferred liability
دیون دراز مدت
tusks
دندان دراز وتیز
verbosity
دراز نویسی پرگویی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com