English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
hexahedral مکعب شش سطحی
Other Matches
cubes هرچیزی بشکل مکعب بشکل مکعب دراوردن
cube هرچیزی بشکل مکعب بشکل مکعب دراوردن
surficial swellings بادکردگی سطحی زمین در اثریخ زدن اب زیر سطحی خاک
cubical مکعب
solid مکعب
cube مکعب
cubiform مکعب
solids مکعب
cuboid مکعب
cubes مکعب
solid مکعب حجمی
decastere ده متر مکعب
cube roots ریشه مکعب
cube root ریشه مکعب
body centered cubic مکعب مرکز پر
stere یک متر مکعب
cubature حجم مکعب
cubby محوطه مکعب
cubic measure مقیاس مکعب
cubically به شکل مکعب
n cube مکعب N بعدی
Rubik’s Cube مکعب روبیک
Rubik’s Cube مکعب جادویی
cube مکعب [ریاضی]
solids مکعب حجمی
cusec یک فوت مکعب در ثانیه
cubage چیزی برقم مکعب
face centered cubic مکعب مراکز وجوه پر
cuboid دارای شکل مکعب
A cube has six faces. یک مکعب ۶ تا وجح دارد. [ریاضی]
flitch تکه مکعب پیه نهنگ
box palet پالت مکعب مستطیل شکل
topsoil خاک سطحی خاک سطحی را برداشتن
sketchy سطحی
decahedral ده سطحی
superficial سطحی
superficiality سطحی
planar سطحی
shallow foundation پی سطحی
sketchier سطحی
sketchiest سطحی
acrotic سطحی
sketchily سطحی
surface سطحی
shallower کم اب سطحی
shallow کم اب سطحی
surfaced سطحی
surfaces سطحی
shallowest کم اب سطحی
shallows کم اب سطحی
low level سطحی
skin deep سطحی
surface water اب سطحی
skin-deep <idiom> سطحی
one level memory حافظه یک سطحی
impact burst ترکش سطحی
singe سوختگی سطحی
interfacial force کشش سطحی
statical moment لنگر سطحی
horizontal curve پیچ سطحی
hexahedron جسم شش سطحی
sorption جذب سطحی
multilevel چند سطحی
pentahedral پنج سطحی
multi level چند سطحی
polyhedral چند سطحی
low level winds بادهای سطحی
sheet washing فرسایش سطحی
skin effect اثر سطحی
surface tensity کشش سطحی
n level logic منطق N سطحی
interfacial tension کشش سطحی
surface reverbration برگشتهای سطحی
suface wind باد سطحی
surface tension کشش سطحی
surface treatment اندود سطحی
surface treatment اسفالت سطحی
surface treatment روکش سطحی
surface treatment عملیات سطحی
surface width عرض سطحی
top soil خاک سطحی
topdress سطحی ریختن
trihedral سه روی سه سطحی
two level store انباره دو سطحی
surface inflow اب سطحی ورودی
split-level چند سطحی
surface targets هدفهای سطحی
surface soil خاک سطحی
surface outflow اب سطحی خروجی
surface burning احتراق سطحی
surface burst ترکش سطحی
surface charge بار سطحی
surface contact rectifier یکسوکننده سطحی
surface corrosion خوردگی سطحی
surface creep خزیدن سطحی
surface detection اکتشاف سطحی
surface detection راداراکتشافی سطحی
surface drains زهکشهای سطحی
surface dressing پوشش سطحی
surface erosion فرسایش سطحی
surface evaporation تبخیر سطحی
surface irrigation ابیاری سطحی
surface leakage نشت سطحی
surface moisture رطوبت سطحی
surface ornament تزیینات سطحی
superficially بطور سطحی
smattering دانش سطحی
surfaces سطحی جلادادن
surfaced سطحی جلادادن
surface سطحی جلادادن
epilimnion اب لایه سطحی
extensive agriculture کشاورزی سطحی
singes سوختگی سطحی
extensive cultivation زراعت سطحی
dodecahedron دوازده سطحی
dodecahedral دوازده سطحی
area load بار سطحی
bounding mine مین سطحی
adsorption کشش سطحی
adsorption جذب سطحی
adsorbent جاذب سطحی
blanket grouting تزریق سطحی
flesh wound زخم سطحی
floating mine مین سطحی
singed سوختگی سطحی
adhesion جاذبه سطحی
ground swell موج سطحی
singeing سوختگی سطحی
piers پایه و سطحی
free moisture رطوبت سطحی
heptahedral هفت سطحی
pier پایه و سطحی
formal logic قضاوت سطحی
evaporation تبخیر سطحی
scorches بطور سطحی سوختن
adhesion کشش سطحی پیوستگی
adhesion کشش سطحی دوسیدگی
scorch بطور سطحی سوختن
Band-Aid چارهی سطحی و موقتی
surface fusion welding جوشکاری ذوبی سطحی
skimmed بطور سطحی خواندن
antisurface ضد عناصر سطحی شناوردشمن
adhesion force نیروی کشش سطحی
superficiality دانش سطحی بیمایگی
singeing بطور سطحی سوختن
Band-Aids چارهی سطحی و موقتی
puppy love عشق سطحی و زودرس
singes بطور سطحی سوختن
singed بطور سطحی سوختن
topdress بطور سطحی پاشیدن
to skim ones the news به اخبارنگاهی سطحی کردن
surface integral انتگرال سطحی [ریاضی]
singe بطور سطحی سوختن
skim بطور سطحی خواندن
skims بطور سطحی خواندن
adsorb جذب سطحی کردن
case harden سخت گردانی سطحی
hard surface سخت کردن سطحی
runoff coefficient ضریب جریان سطحی
multilevel sort ترتیب چند سطحی
crazing ترک برداری سطحی
density of surface charge چگالی بار سطحی
octahedron جسم هشت سطحی
hokum نمایش سطحی وبد
sciolistic دارای اطلاعات سطحی
hydrology بررسی ابهای سطحی
subsurface navigation ناوبری زیر سطحی
surface decarburization کربن گیری سطحی
heptahedron جسم هفت سطحی
capital widening افزایش سطحی سرمایه
carburize سخت گرداندن سطحی
magnetic surface charge بار سطحی مغناطیسی
hard surfacing سخت گردانی سطحی
case hardening سخت گردانی سطحی
hard face سخت کردن سطحی
in a perfunctory manner بطور سرسری یا سطحی
multi level planning برنامه ریزی چند سطحی
once-over <idiom> یک نگاه سطحی به کسی انداختن
maximum surface temperature درجه حرارت سطحی حداکثر
carboard architecture [مدل طراحی با سطحی صاف]
hard facing alloy الیاژ سخت گردانی سطحی
skim sweeping پاک کردن سطحی مینها
subaerial واقع در قسمت سطحی خاک
street inlet دریچه ورود فاضلاب سطحی
surface reverbration امواج برگشتی سطحی رادار
kitsch پر نمایش و پر لاف و گزاف ولی سطحی
kopfring حلقه مخصوص ترکش سطحی بمب
chireugi ضربه زدن با دست تماسی-سطحی
base surge ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
skimmer الت سرشیرگیری مطالعه کننده سطحی
salt bath case hardening سخت گردانی سطحی حمام نمک
sciolism اطلاعات ومعلومات سطحی شارلاتان بازی
sciolist دانشمندنما دارای اطلاعات سطحی شارلاتان
wisenheimer کسیکه معلومات سطحی درهمه چیز دارد
ground waves امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
weisenheimer کسیکه معلومات سطحی در همه چیز دارد
bedrock سنگی که در زیر طبقه سطحی زمین واقع است
ground glass نوعی شیشه نورافشان که دارای سطحی تراشیده است
generatrix نقطه یا خط یا سطحی که سبب احداث خط یا سطح یاجسمی میشود
greenwash نمایش سطحی یا ریاکارانه توسط یک سازمان که نگران محیط زیست است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com