English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
English Persian
precipitation میزان رطوبت
humidity میزان رطوبت
Search result with all words
controlled environment محیطی که در ان کمیتهایی ازقبیل دما فشارترکیب اتمسفری تابشهای یونیزه کننده و میزان رطوبت در مقادیر مناسب برای موجودات زنده یا سخت افزارنگه داشته میشوند
Other Matches
relative humidity رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
optimum moisture رطوبت بهینه رطوبت مناسب
availability میزان در دسترس بودن میزان امادگی زمان تعمیرناو
bond albedo نسبت میزان نور بازتابش شده به میزان نوربرخوردکرده
tunes میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
tune میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
self adjusting بخودی خود میزان شونده خود میزان
humidity of the atmosphere رطوبت جو
dampest رطوبت
humidity رطوبت
dewiness رطوبت
dampness رطوبت
dampers رطوبت
damp رطوبت
moistness رطوبت
moisture رطوبت
precipitation در صد رطوبت
miosture رطوبت
precipitation رطوبت
moisteness رطوبت
Humidifier رطوبت زن
wettest رطوبت
wetted رطوبت
wets رطوبت
wet رطوبت
isobath خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
absolute humidity رطوبت مطلق
dehumidify رطوبت گرفتن
permeable رطوبت پذیر
water content درصد رطوبت
capillaries رطوبت موئینهای
capillary رطوبت موئینهای
hygrometry رطوبت سنجی
impermeable رطوبت ناپذیر
humidity غلظت رطوبت
humidity چگالی رطوبت
water proof رطوبت ناپذیر
dehumidification رطوبت زدایی
relative humidity رطوبت نسبی
free moisture رطوبت ازاد
free moisture رطوبت سطحی
humidification رطوبت افزایی
psychrometer رطوبت سنج
hygrosensitive حساس به رطوبت
hydrometer رطوبت سنج
hygroscope رطوبت نما
desicant رطوبت گیر
hygrometer رطوبت سنج
moisture content مقدار رطوبت
air dry بدون رطوبت
air humidity رطوبت هوا
air moisture رطوبت هوا
the vitreoud humour رطوبت زجاجیه
synovia رطوبت مفصلی
moisture determination تعیین رطوبت
surface moisture رطوبت سطحی
soil moisture رطوبت خاک
mustiness بوی رطوبت
sebaceous humour رطوبت شحمی
specific humidity رطوبت ویژه
mesic نیازمند به رطوبت
hygrophyte گیاه رطوبت گرای
hygroscopic moisture رطوبت موجود در هوا
wettish رطوبت دار خیس
groundsheets فرش رطوبت ناپذیر
groundsheet فرش رطوبت ناپذیر
dampen رطوبت پیدا کردن
to fog off دراثر رطوبت پوسیدن
silica gel ماده جاذب رطوبت
hyalitis اماس رطوبت شیشهای
hyalitis ورم رطوبت زجاجی
aqueous corrosion پوسیدگی در اثر رطوبت
hygrology گفتار در رطوبت هوا
absolute humidity of gas رطوبت مطلق گاز
dampens رطوبت پیدا کردن
dampening رطوبت پیدا کردن
dampened رطوبت پیدا کردن
equilibrium moisture content درصد رطوبت متعادل
moisture content درصد رطوبت موجود در خاک
optimum moisture content درصد رطوبت مناسب خاک
humectant مادهای که رطوبت را بخودجذب میکند
permeability قابلیت عبور دادن رطوبت
intravitreous واقع در درون رطوبت شیشهای
unavailable water رطوبت غیر قابل استفاده
permeable قابل عبور دادن رطوبت
deformation due to moisture and tempratu تغییر شکل ناشی از رطوبت وحرارت
hygrometer الات وادوات سنجش رطوبت هوا
auxiliary contours خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
cold wet clothing لباس گرم و مقاوم در مقابل رطوبت و برودت
ret در معرض رطوبت قرار دادن خیس کردن
mags ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
mag ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
damp land pit curing نگهداری رطوبت بتن برای نمونههای ازمایشی درازمایشگاه
humidistat اسبابی برای تنظیم ونگاهداری درجه رطوبت درحد معینی
hygrograph دستگاه خود کاری برای اندازه گیری رطوبت جوی
depth contour خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
rainout ریزش ابر اتمی به علت رطوبت هوا بارش غبار اتمی
psychrometer دستگاه بخار سنج هوا رطوبت سنج
immersion proof وسیله ضد رطوبت یا نفوذ اب وسیله ضد فرو رفتن در اب
anti blush tinner ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
amounting میزان
meter میزان
amounted میزان
rate میزان
level میزان
meters میزان
metres میزان
metre میزان
weight میزان
adjustments میزان
scalage میزان
amounts میزان
leveled میزان
adjustment میزان
balances میزان
balance میزان
scales میزان
levelled میزان
criterion میزان
levels میزان
librae میزان
libra میزان
At the rate of . On a scale of . به میزان
rhythms میزان
rhythm میزان
yardsticks میزان
yardstick میزان
unit میزان
units میزان
measure میزان
noise level میزان خش
rates میزان
volume میزان
amount میزان
volumes میزان
infiltration rate میزان
alpha librae الفا- میزان
consumption rate میزان مصرف
collision rate میزان برخورد
measure واحد میزان
contour line خط میزان منحنی
conductance میزان هدایت
setscrew پیچ میزان
collimate میزان کردن
beta librae بتا- میزان
survival rate میزان ماندگاری
decrement میزان کاهش
data rate میزان داده
standardization میزان کردن
damage criteria میزان خسارات
damage criteria میزان ضایعات
calorimeter میزان الحراره
credit rating میزان اعتبار
shear modulus میزان سختپایی
birthrate میزان موالید
focus میزان کردن
quantity discount میزان تخفیف
rain glass میزان سنج
rain glass میزان الهوا
tune میزان کردن
rate of climb میزان صعود
tunes میزان کردن
delta librae دلتا- میزان
align میزان کردن
aligned میزان کردن
aligning میزان کردن
tempos میزان سرعت
kiffa australis بتا- میزان
knock rating میزان بهسوزی
focused میزان کردن
focuses میزان کردن
focussed میزان کردن
focusses میزان کردن
focussing میزان کردن
line of cerdit میزان اعتبار
tempo میزان سرعت
libra برج میزان
level of effort میزان تلاش
lapse rate میزان افت
hygrometer میزان الرطوبه
aligns میزان کردن
error rate میزان خطا
meters مقیاس میزان
equilibration میزان کردن
availability میزان دسترسی
education stand میزان تحصیلات
discount rate میزان تخفیف
salinity میزان شوری
demand surface میزان تقاضا
degree of risk میزان خطر
evaporimter میزان تبخیر
failure rate میزان خرابی
rate of flow میزان جریان
volume تعداد میزان
volumes تعداد میزان
rate of loading میزان بارگذاری
goodness of fit میزان انطباق
rate of output میزان تولید
rate of spending میزان مخارج
rate of turn میزان گردش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com