English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
scatter arm ناتوانی در پرتاب یا پاس
Other Matches
delivery groups مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
one and one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
one plus one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
free drop پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
pentathlon مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlons مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
throw ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
ballistics مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
throws ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throwing ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
command ejection پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
disability ناتوانی
disabilities ناتوانی
faintness ناتوانی
asthenia ناتوانی
incapacitation ناتوانی
enfeeblement ناتوانی
impotence ناتوانی
flivver ناتوانی
decropitude ناتوانی
prosternation ناتوانی
sickliness ناتوانی
disablement ناتوانی
impotency ناتوانی
insufficiency ناتوانی
incapability ناتوانی
insufficience ناتوانی
failure ناتوانی
failures ناتوانی
inability ناتوانی
provisional ball گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
market failure ناتوانی بازار
intolerance تعصب ناتوانی
asemasia ناتوانی نمادی
debility ضعف و ناتوانی
perceptual handicap ناتوانی ذهنی
impotence ناتوانی جنسی
reading disability ناتوانی در خواندن
amusia ناتوانی موسیقایی
acatamathesia ناتوانی ادراکی
acalculia ناتوانی در حساب
asemia ناتوانی نمادی
intolerancy تعصب ناتوانی
anaphia ناتوانی بساوشی
refire time زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
acraturesis ناتوانی در دفع ادرار
undersexed دارای ناتوانی جنسی
feebly از روی ضعف و ناتوانی
nervous breakdown ناتوانی روانی [پزشکی]
insolvency ناتوانی درپرداخت دین
impotently از روی ضعف و ناتوانی
muffs ناتوانی در گرفتن توپ
muffing ناتوانی در گرفتن توپ
muffed ناتوانی در گرفتن توپ
muff ناتوانی در گرفتن توپ
decrepitude حالت ضعف و ناتوانی فرتوتی
blow ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
blows ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
to invalid a soldier home سربازیرا بواسطه ناتوانی ازخدمت رها کردن
pick a cherry ناتوانی در انداختن تمام میلههای اسان بولینگ
blows ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
don't give up the day job <idiom> [در مورد کاری خبره نبودن و ناتوانی انجام آن با مهارت]
blow ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
counts حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counting حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counted حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
count حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
deathlon مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
delivery error اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
mismatch ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
weapon delivery پرتاب جنگ افزار یا وسیله پرتاب جنگ افزار
automatic toss روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
locked in ناتوانی موج سوار در خروج از موج
shoved پرتاب
throwing پرتاب
throw پرتاب
hurl پرتاب
shies پرتاب
hurls پرتاب
shy پرتاب
shove پرتاب
jaculation پرتاب
shoves پرتاب
shoving پرتاب
shying پرتاب
shied پرتاب
shyest پرتاب
hurled پرتاب
jet پرتاب
tossing پرتاب
pitches پرتاب
pitch پرتاب
launching پرتاب
launches پرتاب
launched پرتاب
launch پرتاب
putting پرتاب
puts پرتاب
put پرتاب
jetting پرتاب
jetted پرتاب
jets پرتاب
tosses پرتاب
tossed پرتاب
toss پرتاب
throws پرتاب
detrusion پرتاب
shyer پرتاب
hammer throw پرتاب چکش
tilted شتاب پرتاب
pelt پرتاب کردن
pelted پرتاب کردن
pelts پرتاب کردن
free throw پرتاب ازاد
jettison پرتاب کردن
throwing the hammer پرتاب چکش
tilts شتاب پرتاب
jettisoned پرتاب کردن
flings افکندن پرتاب
discus throw پرتاب دیسک
thrust پرتاب کردن
thrusting پرتاب کردن
jettisons پرتاب کردن
thrusts پرتاب کردن
slung پرتاب شده
jettisoning پرتاب کردن
foul line خط پرتاب ازاد
forward cast پرتاب نخ ماهیگیری
shoving پرتاب شدن
charity line خط پرتاب ازاد
aerial delivery پرتاب هوایی
caster پرتاب کننده
air extraction پرتاب بار
airball پرتاب خطا
discus throwing پرتاب دیسک
arm thrust پرتاب دست
base ejection پرتاب شونده از ته
sharity stripe خط پرتاب ازاد
shoves پرتاب شدن
propellants خرج پرتاب
foin پرتاب کردن
tilt شتاب پرتاب
fire پرتاب راکت
fired پرتاب راکت
fires پرتاب راکت
propellant خرج پرتاب
shove پرتاب شدن
charity shot پرتاب ازاد
shoved پرتاب شدن
bowshot تیر پرتاب
paradrop پرتاب با چتر
unsling پرتاب کردن
upthrow پرتاب ببالا
weight throw پرتاب وزنه
throwing apparatus لوازم پرتاب
delivery پرتاب توپ
delivery پرتاب گلوله
deliveries پرتاب توپ
shoot پرتاب کردن
throw in پرتاب اوت
projection پرتاب طرح
propellant charge خرج پرتاب
propelling charge خرج پرتاب
deliveries پرتاب گلوله
referee throw پرتاب داور
rocketry فن پرتاب موشک
skeet پرتاب کردن
small ball پرتاب بی حالت
projections پرتاب طرح
conversions پرتاب ازاد
conversion پرتاب ازاد
throw-ins پرتاب اوت
torpedo launch پرتاب اژدر
shoots پرتاب کردن
over- 6 یا 8 پرتاب توپ
over 6 یا 8 پرتاب توپ
putting پرتاب وزنه
puts پرتاب وزنه
put پرتاب وزنه
pitch پرتاب کردن
pitches پرتاب کردن
project پرتاب کردن
throw-in پرتاب اوت
threw پرتاب کرد
shot put پرتاب وزنه
projects پرتاب کردن
projected پرتاب کردن
pounced پرتاب استامپ
lunger پرتاب کننده
launcher پرتاب کننده
throwing the javelin پرتاب نیزه
chucks پرتاب توپ
javelin throw پرتاب نیزه
launching angle زاویه پرتاب
chucked پرتاب نادرست
chucked پرتاب توپ
jaculate پرتاب کردن
chuck پرتاب نادرست
chuck پرتاب توپ
pouncing پرتاب استامپ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com