English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (5 milliseconds)
English Persian
stratosphere ناحیهای یا لایهای دراتمسفربین تروپوپوز و استراتوپوز
Other Matches
laminated لایهای
neritic بر اب لایهای
sondwitch لایهای
laminar flow جریان لایهای
laminated structure ساختمان لایهای
shell structure ساختار لایهای
sandwitch construction ساختمان لایهای
lamination ناخالصی لایهای
intercalation compound ترکیب بین لایهای
three decker هرچیز سه طبقهای یا سه لایهای
stratified sampling نمونه گیری لایهای
stratified random sampling نمونه گیری لایهای تصادفی
valve lift کل حرکت خطی سوپاپ لایهای
blasius flow جریان کاملا لایهای تئوریکی
restrictor لایهای از سوخت جامد فاقداکسیدان
layer لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
layers لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
transistors ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
transistor ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
regional ناحیهای
regionally ناحیهای
zonal ناحیهای
zonular ناحیهای
zone ناحیهای شدن
selective quenching سردکنندگی ناحیهای
zones ناحیهای شدن
area search جستجوی ناحیهای
area graph نمودار ناحیهای
regional gap شکاف ناحیهای
regional development توسعه ناحیهای
parochial ناحیهای محدود
zonal مداری ناحیهای
communal relationship روابط ناحیهای
zonary مداری ناحیهای
blanket لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blanketed لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blankets لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
ozonosphere لایهای از بخشهای فوقانی اتمسفر در ارتفا تقریبی 02 تا03 کیلومتر
onion skin architecture طراحی سیستم کامپیوتری به صورت لایهای طبق کارایی یا حق تقدم
suburban or local railway راه اهن ناحیهای
layer لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
layers لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
chemosphere ناحیهای در قسمتهای فوقانی اتمسفر
patagonia ناحیهای درجنوب ارژانتین وشیلی
piedmont ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
conventions باره مسائل حزبی ناحیهای
territorialism ایجاد حکومت مستقل ناحیهای
convention باره مسائل حزبی ناحیهای
territoriality ایجاد حکومت مستقل ناحیهای
passivating پوشاندن سطح فلزات با لایهای از مواد خنثی یا بی اثربرای جلوگیری از خوردگی الکتروشیمیائی
chorographic وابسته بنقشه برداری جغرافیایی از ناحیهای
balkanize ناحیهای را بقطعات ریز تقسیم کردن
line of engagement ناحیهای از سینه که روبروی شمشیر قراردارد
cirrus لایهای از ابرهای سفیدرنگ منفصل و رشتهای در ارتفاع تقریبی 0057 متری از سطح زمین
cirro cumulus لایهای از ابرهای کروی یاگوی مانند در ارتفاع تقریبی 0006 متری از سطح زمین
inversions ناحیهای در اتمسفر که در ان میزان افت منفی میباشد
inversion ناحیهای در اتمسفر که در ان میزان افت منفی میباشد
enclaves ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
enclave ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
chorography نقشه برداری وتوضیح وضع جغرافیایی ناحیهای
cirro status ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
image ناحیهای در حافظه که تصاویر دیجیتالی ذخیره شده اند
zone of rock fracture ناحیهای از سنگ کره که دارای سنگهای شکافدار میباشد
images ناحیهای در حافظه که تصاویر دیجیتالی ذخیره شده اند
exclave ناحیهای که ازکشوری جداشده وخاک بیگانه انرافراگرفته باشد
clips انتخاب ناحیهای از تصویر که کوچکتر از حالت اصلی است
clippings انتخاب ناحیهای از تصویر که کوچکتر از حالت اصلی است
regional agency موسسات ناحیهای موسساتی با صلاحیت محدودبه ناحیه خاص
bit map ناحیهای در کامپیوتر که برای گرافیک نگهداری شده است
clipped انتخاب ناحیهای از تصویر که کوچکتر از حالت اصلی است
clip انتخاب ناحیهای از تصویر که کوچکتر از حالت اصلی است
triangulation تقسیم ناحیهای به مثلثهای مجاور هم جهت مساحی سه گوش سازی
fairgrounds ناحیهای که مخصوص برگذاری بازار مکاره یاسیرک ونمایشگاه ها میباشد
fairground ناحیهای که مخصوص برگذاری بازار مکاره یاسیرک ونمایشگاه ها میباشد
parochialism محدودیت فکری و دلبستگی به انجام کارهای محلی و ناحیهای محدود
infarct ناحیهای که در اثر وقفه گردش خون دررگ بافتهای ان مرده باشد دچارانفارکتوس
layer لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layers لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
wraparound توسعه و بسط اتوماتیک خطی از یک متن به دو خط یا بیشتر به واسطه محدودیت ناحیهای از صفحه نمایش
images ناحیهای ز میکروفیلم یا صفحه نمایش که حروف و طرح ها قابل نمایش اند
enzootic مرض همه گیر دامها امراض فصلی و ناحیهای دامها
soft clip area محدودیتهای ناحیهای که در ان داده میتواند روی دستگاه ترسیم کننده نمایش داده شود
refresh memory واحد حافظه با سرعت بالابرای تولید مجدد تصویر ناحیهای از حافظه کامپیوترکه مقادیری را نگهداری میکند
international standards organization طرح شبکه استاندارد ISO که به صورت لایهای است و هر لایه کار مخصوصی دارد و به سیستمهای مختلف امکان ارتباط میدهد البته در صورتی که مط ابق با استاندارد باشند
colour امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
colours امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
prescan خصوصیت بیشتر اسکنرهای مسط ح که اسکن سریع و با realution کم انجام می دهند تا نمونه اصلی را مجدد بررسی کنید یا ناحیهای که باید بهتر اسکن شود مشخص کنید
pad ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com