English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (8 milliseconds)
English Persian
enclave ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
enclaves ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
Other Matches
atole جزیره یا جزایر مرجانی که اطراف دریاچه را مثل کمربندی احاطه کرده باشد
overseas کشورهای بیگانه
Tibet تبت [این ناحیه با کشورهای چین، هند و نپال همسایه بوده و فرش آن بیشتر تحت تاثیر چین قرار داشته است.سابقه فرش بافی در آن حدود سیصد سال می باشد. نقش ببر از طرح های اصلی فرش تبت است.]
topographic map نقشه ایکه دارای خطوط ارتفاعی باشد
gird احاطه کرده محاصره کردن نیرومندکردن
acronyms کلمه ایکه از حرف اول کلمات دیگری ترکیب شده باشد
enclaves ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
enclave ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
exclave ناحیهای که ازکشوری جداشده وخاک بیگانه انرافراگرفته باشد
polymorph عضو یا موجود چند شکلی موجود زنده ایکه چندین مرحله تغییر ودگردیسی داشته باشد
if he has found it اگر ان را پیدا کرده باشد
testate متوفایی که وصیت کرده باشد
y site نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
he can scarcely have done that مشکل این کار را کرده باشد
mandatory power دولتی که قیم و سرپرست دولت یا حکومت یا سرزمین دیگری باشد
springer قوطی حلبی در بستهای که باد کرده باشد
loaded dice طاسی که یکسوی انرا سنگین کرده باشد
advanced pawn پیادهای که از نیمه صفحه گذر کرده باشد
croppy کسیکه موی سرش راکوتاه کرده باشد
profound gangrene یعنی انکه گوشت زیادی را تباه کرده باشد
votaress زنی که خود را وقف خدمت یاامری کرده باشد
advanced countries کشورهای پیشرفته کشورهای توسعه یافته
developed countries کشورهای توسعه یافته کشورهای پیشرفته
round robin (meeting or discussion) <idiom> جلسهای که درآن شخص ازیک گروه شرکت کرده باشد
white elephants هر چیز گران که بیخ ریش صاحبش گیر کرده باشد
white elephant هر چیز گران که بیخ ریش صاحبش گیر کرده باشد
course line shot تیری که درخط حرکت هدف و به جلوی ان اصابت کرده باشد
best gold تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
aces رتبهء اول خ-لبانی که حداقل 5هواپیمای دشمن راسرنگون کرده باشد
parpen سنگ تراشی مه از توی دیواری گذر کرده و ازدوسوی ان نمایان باشد
ace رتبه اول خلبانی که حداقل پنج هواپیمای دشمن راسرنگون کرده باشد
no matter how he has done it هر جور میخواهدکرده باشد قطع نظر از اینکه چه جوراین کار را کرده است
The victim had done nothing to incite the attackers. شخص مورد هدف کاری نکرد که ضاربین [مجرمین] را تحریک کرده باشد.
aristocracy حکومت اشراف که اشرافیت ایشان ممکن است ازامتیازات مالی یا نظامی یااجتماعی و تربیتی خاص باشد
aristocracies حکومت اشراف که اشرافیت ایشان ممکن است ازامتیازات مالی یا نظامی یااجتماعی و تربیتی خاص باشد
rio treaty اکوادور ونیکاراگوئه به سال 7491 که به موجب ان در صورت حمله به یک از کشورهای امریکایی همه کشورهای دیگر حق حمله مسلحانه را دارند
greige carpet فرش خود رنگ [فرشی که الیاف آن پیش از بافت رنگرزی نشده باشد. این نوع بافت در بین بافندگان محلی و خصوصا در افغانستان و کشورهای تازه استقلال یافته روسیه دیده می شود.]
foreignism رسم بیگانه بیگانه پرستی
precatory words عبارتی در وصیتنامه که دران موصی تقاضایی از موصی له کرده باشد
oldster ادم کار کشته که چهار سال در نیروی دریایی کار کرده باشد
holdees پرسنل یا خودروها یا هواپیمایا کشتی که به طور موقت دریک پادگان توقف کرده ومنتظر دستور یا وسایل حرکت به سمت محل ماموریت باشد
encirclement احاطه دشمن احاطه کردن
blitter عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
scissoring 1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
developing countries کشورهای در حال رشد کشورهای در حال توسعه
botany گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
hagiarchy حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
czarism حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
lost cluster تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست
scarf joint جایی که دو سر تیر رانیم ونیم کرده با هم جفت کرده باشند
burger تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
burgers تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
technocracy حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracies حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
swiss steak گوشت خرد کرده مخلوط با اردوچاشنی سرخ کرده
theocracy حکومت خدا حکومت روحانیون
autocracy حکومت مطلق حکومت استبدادی
theocracies حکومت خدا حکومت روحانیون
totalitarianism سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
I have a tooth abscess. دندانم ماده کرده ( چرک کرده )
civicism اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
home rule حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
out flank دور زدن جناح دشمن احاطه کردن جناح دشمن احاطه جناحی کردن
causeways جاده ایکه از کف زمین بلندتراست
causeway جاده ایکه از کف زمین بلندتراست
rashwan medallion ترنج رشوان [این شهر در استان کردستان قرار داشته و به بافت قالیچه های خورجینی، گلیم و فرش های هندسی با ترنج مخصوص به این ناحیه شهرت دارد. ترنج این فرش ها بصورت لوزی بزرگ به همراه اشکال هندسی می باشد.]
apertures اندازه دهانه ایکه از ان نور عبورکند
rock gardens باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
rock garden باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
By an inconceivable trick( trickery) . با حقه ایکه عقل جن هم به آن نمی رسد
aperture اندازه دهانه ایکه از ان نور عبورکند
wrongshipped محموله ایکه اشتباها" ارسال شده
discount house موسسه ایکه برات و اسناد را تنزیل مینماید
blanket policy بیمه نامه ایکه همه اقلام را در برمیگیرد
penstock لوله ایکه اب تحت فشار را به توربین میرساند
halucinogenic مواد مخدره ایکه ایجاد اوهام وهذیان میکند
keloid برامدگی ایکه درمحل التیام زخم پدید می اید
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
jet diffusion basin حوضچه ایکه در اثر پخش فورانی انرژی را کاهش میدهد
compressor برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
jaywalker پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
compressors برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
delay وسیله ایکه برای سیگنالی طول می کشد تا ارسال شود
delaying وسیله ایکه برای سیگنالی طول می کشد تا ارسال شود
delays وسیله ایکه برای سیگنالی طول می کشد تا ارسال شود
jaywalkers پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
straddling احاطه هدف از نظر سمتی احاطه سمتی هدف
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
uncomitted countries کشورهای غیرمتعهد
allied کشورهای هم پیمان
free world کشورهای غیرکمونیست
industrial nations کشورهای صنعتی
less developed contries کشورهای کم رشد
poor countries کشورهای فقیر
developed market economy countries کشورهای مرفه
splint نوار یا تراشه ایکه برای بستن استخوان شکسته بکار میرود
observation pipe لوله ایکه جهت تعیین سطح اب زیرزمینی درزمین حفر گردد
dichogamous دارای عناصر نروماده ایکه درمواقع متفاوت اماده باروری می شوند
dichogamic دارای عناصر نر وماده ایکه در مواقع متفاوت اماده باروری می شوند
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
underdeveloped countries کشورهای توسعه نیافته
retarded countries کشورهای عقب مانده
allied headquarters قرارگاه کشورهای هم پیمان
third world countries کشورهای جهان سوم
federalization تشکیل کشورهای متحد
Underdeveloped ( backward) countries . کشورهای عقب افتاده
international مربوط به کشورهای مختلف
internationals مربوط به کشورهای مختلف
development countries کشورهای قابل توسعه
backward countries کشورهای عقب مانده
capitalist countries کشورهای سرمایه داری
the united states of america ایالات یا کشورهای متحدامریکا
developing countries کشورهای در حال توسعه
The English speaking-countries. کشورهای انگلیسی زبان
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
heptarchic دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchical دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
clinch نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
anti knock ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
commonwealth games جام کشورهای مشترک المنافع
orienting کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
pan americanism طرفداری از اتحاد کشورهای امریکایی
overseas income درامد از کشور یا کشورهای خارجی
commonwealth کشورهای مشترک المنافع جمهور
organization of petroleum exporting cont سازمان کشورهای صادرکننده نفت
orient کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
commonwealths کشورهای مشترک المنافع جمهور
OAS مخفف سازمان کشورهای امریکایی
less developed countries کشورهای کمتر توسعه یافته
reactions from abroad واکنش مردم در کشورهای خارجی
orients کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
third world economies اقتصاد کشورهای جهان سوم
federate تشکیل کشورهای متحد دادن
federated تشکیل کشورهای متحد دادن
federates تشکیل کشورهای متحد دادن
federating تشکیل کشورهای متحد دادن
federative مبنی بر سازمان کشورهای متحد
OPEC سازمان کشورهای صادرکننده نفت
martial law مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
point set curve منحنی ایکه توسط یک سری ازپاره خطهای ترسیم شده میان نقاط تعریف میشود
unicef (= united nations international یع کودکان کشورهای توسعه نیافته است
country file را برای کشورهای مختلف تعریف میکند
developed market economy countries کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
isolationist طرفدارعدم مداخله در سیاست کشورهای دیگر
oil rich countries کشورهای ثروتمند تولید کننده نفت
trade follows the flag تجارت کشورهای مشترک المنافع با انگلستان
least developed countries پائین ترین کشورهای در حال توسعه
oversea بیگانه
barbarous بیگانه
peregrin or rine بیگانه
peregrine بیگانه
foreigners بیگانه
outsider بیگانه
only بس بیگانه
abroad بیگانه
aliens بیگانه
stranger بیگانه
foreigner بیگانه
strangest بیگانه
barbarians بیگانه
strange بیگانه
outsiders بیگانه
barbarian بیگانه
exotic بیگانه
foreign بیگانه
xenophobe بیگانه
alien بیگانه
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
seato forces نیروهای کشورهای پیمان جنوب شرقی اسیا
pax britannica اشتی که انگلیس کشورهای جنگجوربدان دعوت میکند
e r p جهت کمک به توسعه اقتصادی کشورهای اروپا
foreing currency پول بیگانه
holozoic بیگانه خوار
estrangements بیگانه کردن
xenophobe دشمن بیگانه
xenophobia بیگانه هراسی
xenocentrism بیگانه محوری
abroad ممالک بیگانه
foreignism اصطلاح بیگانه
xenophile بیگانه دوست
outlandish بیگانه وار
foreignlegion هنگ بیگانه
estrangement بیگانه کردن
xenophile بیگانه پرست
xenoplastic همزیست با بیگانه
stranger بیگانه کردن
loanword واژه بیگانه
phagocytosis بیگانه خواری
xenophilism بیگانه پرستی
foreign subjects اتباع بیگانه
xenophobia بیگانه ترسی
xenophobe بیگانه ترس
xenophilous بیگانه پرست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com