English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English Persian
depletion area ناحیه تخلیه
depletion barrier ناحیه تخلیه
depletion zone ناحیه تخلیه
depletion layer ناحیه تخلیه
Other Matches
cargo outturn message پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
blitter عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
evacuation تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
botany گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
clearings تخلیه محل تخلیه بیماران
clearing تخلیه محل تخلیه بیماران
aeromedical unit یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
cargo outturn report گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
realms ناحیه
reaches ناحیه
reaching ناحیه
sector ناحیه
zones ناحیه
zone ناحیه
realm ناحیه
range ناحیه
districts ناحیه
ranged ناحیه
ranges ناحیه
reached ناحیه
sectors ناحیه
reach ناحیه
sympatric هم ناحیه
subregion ناحیه
situs ناحیه
district ناحیه
proclimax ناحیه
shires ناحیه
wards ناحیه
area ناحیه
partitions ناحیه
partition ناحیه
demesne ناحیه
region ناحیه
regions ناحیه
ward ناحیه
areas ناحیه
local <adj.> ناحیه ای
output area ناحیه
regional <adj.> ناحیه ای
shire ناحیه
emptying تخلیه
depletion تخلیه
LSD تخلیه
evacuation تخلیه
evacuated تخلیه
landing, storage, delivery تخلیه
evacuates تخلیه
evacuate تخلیه
discharged تخلیه
stripping تخلیه
evacuating تخلیه
discharges تخلیه
disembarkation تخلیه
exhausts تخلیه
discharge تخلیه
unloading تخلیه
exhaust تخلیه
unstuffing تخلیه
commutation zone ناحیه کموتاسیون
edge zone ناحیه لبه
naval district ناحیه دریایی
magnetic domain ناحیه مغناطیسی
boom swing ناحیه لرزش
climatic region ناحیه اقلیمی
oral zone ناحیه دهانی
littoral ناحیه ساحلی
measuring range ناحیه ی سنجش
arid area ناحیه خشک
critical area ناحیه بحرانی
common area ناحیه مشترک
baffle area ناحیه کور
audio range ناحیه صوتی
active area ناحیه فعال
motor area ناحیه حرکتی
area search جستجوی ناحیه
critical region ناحیه شاخص
intermediate zone ناحیه ی میانی
input area ناحیه ورودی
Equator ناحیه استوایی
terrain زمین ناحیه
regionalism ناحیه گرایی
lumbar ناحیه کمر
genital zone ناحیه تناسلی
frequency region ناحیه فرکانس
geiger muller region o. plateau ناحیه قطع
goldfield ناحیه زرخیز
broca's area ناحیه بروکا
buffer area ناحیه میانگیر
forbidden zone ناحیه ممنوع
indifference zone ناحیه خنثی
hypnogenic zone ناحیه خواب زا
heat affected zone ناحیه پیوند
fixed area ناحیه ثابت
erogenous zone ناحیه شهوتزا
critical region ناحیه بحرانی
dead space ناحیه کور
erogenous zones ناحیه شهوتزا
gold field ناحیه زرخیز
zones منطقه ناحیه
suppressor area ناحیه بازدارنده
storage area ناحیه انبارش
soft spot ناحیه نشست
skid row ناحیه پست
district ناحیه نظامی
districts ناحیه نظامی
part سهم ناحیه
two phase region ناحیه دو فازی
sector commander فرمانده ناحیه
sciatic ناحیه چاربند
scan area ناحیه پیمایش
telephone area ناحیه اتصال
territorialization ایجاد ناحیه
Sept ناحیه محصو
zone منطقه ناحیه
zone of contact ناحیه تماس
work area ناحیه کاری
sector خط کش ریاضی ناحیه
sectors خط کش ریاضی ناحیه
wernicke's area ناحیه ورنیکه
touch spot ناحیه بساوشی
range of adjustment ناحیه تنظیم
the abdominal region ناحیه شکم
regions ناحیه نظامی
silva ناحیه جنگلی
range of variation ناحیه تغییر
slums ناحیه فقیرنشین
range of storke ناحیه ضربه
radius of action ناحیه رانندگی
pyramidal area ناحیه هرمی
slum ناحیه فقیرنشین
overflow area ناحیه سرریز
output area ناحیه خروجی
regions ناحیه عملیات
recording eara ناحیه ضبط
residential area ناحیه مسکونی
regions ناحیه فضا
region ناحیه عملیات
region ناحیه نظامی
region ناحیه فضا
range of variation ناحیه انحراف
discharge opening راهگاه تخلیه
discharge resistance مقاومت تخلیه
discharge spout ناودانه ی تخلیه
discharge end سمت تخلیه
discharge currect جریان تخلیه
discharge conveyor نوار تخلیه
electrostatic discharge تخلیه الکتروستاتیکی
discharge end محل تخلیه
discharge gate دریچه تخلیه
discharge of chips تخلیه براده ها
discharge nozzle فواره تخلیه
discharge opening مجرای تخلیه
discharge pressure فشار تخلیه
discharge cock شیر تخلیه
discharge recorder تخلیه نگار
discharge head ارتفاع تخلیه
defecation تخلیه شکم
discharge chute سرسره تخلیه
corollary discharge تخلیه تبعی
corona discharge تخلیه الکتریکی
corona discharge تخلیه کورونا
debarkation net تور تخلیه
discahrge pipe لوله تخلیه
main discharge تخلیه اصلی
disembarkation تخلیه کردن
to offload تخلیه کردن
coefficient of discharge ضریب تخلیه
drain cock لوله تخلیه
clearing out [of a place] تخلیه [فضایی]
cooling water discharge تخلیه اب سرد
dejecta تخلیه مدفوع
oscillating discharge تخلیه مواج
internal discharge تخلیه داخلی
roll on/roll off بارگیری- تخلیه
rotary discharger تخلیه گر گردان
impulse discharge تخلیه ضربهای
high rate discharge تخلیه شدید
self maintained discharge تخلیه ناوابسته
undulatory discharge تخلیه مواج
site clearance تخلیه کارگاه
sluiceway دهانه تخلیه
surging discharge تخلیه نوشی
glow discharge تخلیه تابنده
road clearance تخلیه جاده
residual discharge تخلیه مانده
non self maintained discharge تخلیه وابسته
neural discharge تخلیه عصبی
ozone depletion تخلیه اوزون
point discharge تخلیه نقطهای
medical recovery تخلیه پزشکی
medical evacuation تخلیه بیماران
medical evacuation تخلیه پزشکی
medical evacuation تخلیه بهداری
relief well چاه تخلیه
lightning discharge current جریان تخلیه
lightning discharge تخلیه اتمسفری
glow discharge تخلیه تابناک
tipper تخلیه کننده
electric discharge تخلیه الکتریکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com